تكرار مدل بازار سرمايه براي ساير بازارها
ريشه رشد بازار سرمايه طي حداقل 6 ماه اخير چيست و چگونه ميتوان مدل رشد بازار سرمايه را در ساير بازارهاي اقتصادي كشورمان پيادهسازي كرد؟ پاسخ عالمانه به اين پرسش از منظري خاص ميتواند مسيري تازه پيش روي اقتصاد ايران بگشايد و مشخص كند دليل اصلي رشد بازار سرمايه چيست؟ عواملي كه روي نوسان بازار تاثيرگذارند، دو گروه عوامل فاندامنتال و بعد هم عوامل مرتبط با رفتار هستند.

ريشه رشد بازار سرمايه طي حداقل 6 ماه اخير چيست و چگونه ميتوان مدل رشد بازار سرمايه را در ساير بازارهاي اقتصادي كشورمان پيادهسازي كرد؟ پاسخ عالمانه به اين پرسش از منظري خاص ميتواند مسيري تازه پيش روي اقتصاد ايران بگشايد و مشخص كند دليل اصلي رشد بازار سرمايه چيست؟ عواملي كه روي نوسان بازار تاثيرگذارند، دو گروه عوامل فاندامنتال و بعد هم عوامل مرتبط با رفتار هستند. اتفاق فاندامنتال بازار، ارزش جايگزيني بازار است. وقتي نرخ دلار رشد ميكند همه انتظار دارند در آينده ميانمدت يا بلندمدت، ساير داراييها متناسب با نرخ دلار رشد كنند. يكي از اين داراييها سهام است. فعالان اقتصادي انتظار دارند اگر قيمت سهام در سال قبل، 5 ميليون دلار قيمت داشت امسال هم حداقل همين اندازه قيمت داشته باشد. اين باعث افزايش قيمت سهام و تحقق رشد بازار ميشود. اتفاق ديگري كه حداقل طي يك ماه اخير شاهد آن بوديم، اين است كه دولت چهاردهم از سياستهاي اشتباه دولتهاي قبلي (از سال97) فاصله گرفت و تلاش كرد قيمت ارز را تكنرخي كند. قبل از اين ما ميدانستيم كه بازار ارز چندنرخي داريم. يكي از عواقب اين چندنرخي بودن اين است كه بسياري از شركتهاي بازار سرمايه كه صادراتمحور هم بودند ناچار بودند ارز خود را با نرخهاي دولتي عرضه كنند. بهرغم اينكه اين شركتها خصوصي بودند، اما ارزي را كه از محل صادرات به دست ميآوردند، اجازه نداشتند با قيمت روز در بازار به فروش برسانند. اين شركتها اين ارز را در سامانه نيما به فروش ميرساندند. اخيرا دولت اين موضوع را اصلاح كرد و به سمت ارز تكنرخي گام برداشت. نرخهاي تالار دوم بسيار به نرخ بازار آزاد نزديك است. قبلا فاصله دو نرخ ارز آزاد و دولتي تا 70 درصد هم رسيده بود، اما اصلاحاتي كه دولت انجام داد اين تفاوت قيمتي را به زير 20 درصد رسانده است. آزاد شدن قيمتها باعث ميشود شركتها، دلارهاي خود را با قيمتهاي واقعيتر به فروش برسانند. در نهايت سود آنها بالاتر ميرود و سود سهام افزايش پيدا ميكند. اين موارد قيمتهاي واقعيتري هستند كه باعث شده بازار هم رشد پيدا كند. اين دو مورد اتفاقات واقعيتري هستند كه باعث رشد بازار شدهاند. اتفاق ديگري كه در حال رخ دادن است، تصميماتي است كه ناشي از تمايل سرمايهگذاران به سرمايهگذاري بيشتر يا خروج از بازار است. اين روند عددي را به ارزش بازار اضافه يا كم ميكند. مثلا شركتي در شرايط عادي بايد ارزش بازاري هزار ميليارد توماني داشته باشد. وقتي تعداد متقاضياني كه قصد خريد سهام دارند بيشتر شود، قيمت سهام را از هزار ميليارد تومان به اعداد بالاتري حتي تا 8 هزار ميليارد تومان ميرساند. البته روند معكوسي هم وجود دارد. وقتي شركتي ارزش خاصي حدود هزار ميليارد تومان دارد، اما به هر دليلي سرمايهگذاران قصد فروش پيدا ميكنند. اين فشار كه براي فروش ايجاد ميكند، قيمت سهام را كاهش داده و مثلا به 400 ميليارد تومان ميرساند. بارها ديده شده سهام شركتي ارزش بالاتري داشته، اما به دليل فشار سهامداران براي فروش حتي به كمتر از نصف كاهش پيدا ميكرد. طي ماههاي اخير، تمايل به خريد سهام بيشتر شد. اين روند باعث شد، قيمت برخي سهام از قيمت ذاتي آنها بيشتر شود. بنابراين رشد بالاتري در شاخص سهام هم ايجاد شده است. پس از مدتي وقتي اين عرضه و تقاضا به تعادل برسد و شيب ورودي منابع نقد عادي شود، شرايط به تعادل میرسد. در حال حاضر بازار شرايط حادي دارد و جز برخي سهام خاص، ساير بخشهاي بازار روند عادي خود را طي ميكنند. پرسشي كه ممكن است شكل بگيرد، اين است كه آيا رشد بازار سهام در ساير بازارها تاثير دارد؟ شخصا فكر نميكنم اينگونه شود. نميتوان گفت رشد بازار سهام باعث رشد قيمت در بازار مسكن و خودرو ميشود. اينها بازارهاي مستقلي هم هستند، هر بازاري ارزش فاندامنتالي دارد. ارزش يك ملك را قيمت زمين به علاوه قيمت مصالح همچنين عوارض و مجوزها و... تشكيل ميدهد. برخي موارد قيمت ملك در بازار از اين عدد و منطق بالاتر ميرود. مثلا وقتي تقاضاي خريد ملك بيشتر ميشود اين روند شكل ميگيرد. اما پس از مدتي اين عطش فروكش ميكند و بازار مسكن در ركود قرار ميگيرد. بنابراين بازار مسكن در حال تجربه قيمتي است كه از دل رخدادهاي سالهاي اخير ايجاد شده است. در كل ميتوان گفت كه تصميمات اخير دولت در عدم دخالت در بازار، تكنرخي كردن ارز و بهبود برخي شاخصهاي ذاتي باعث شده بازار سهام دورهاي از ثبات و رشد را تجربه كند.