زمينه‌هايي كه تورم و گراني مي‌آفرينند

۱۴۰۴/۱۱/۰۵ - ۰۰:۱۹:۵۰
کد خبر: ۳۷۴۸۰۰

مردم ايران اين روزها فشار معيشتي قابل توجهي را تحمل مي‌كنند. هر اندازه دولت تلاش مي‌كند تا با اعطاي يارانه و بهبود شاخص‌هاي معيشتي اندكي از فشار وارد شده بر دوش اقشار محروم را بكاهد باز هم نمي‌توان انكار كرد كه فشار زايدالوصفي متوجه اقشار محروم است.

آلبرت بغزيان

مردم ايران اين روزها فشار معيشتي قابل توجهي را تحمل مي‌كنند. هر اندازه دولت تلاش مي‌كند تا با اعطاي يارانه و بهبود شاخص‌هاي معيشتي اندكي از فشار وارد شده بر دوش اقشار محروم را بكاهد باز هم نمي‌توان انكار كرد كه فشار زايدالوصفي متوجه اقشار محروم است. قيمت گوشت اين روزها به بالاي 1.7ميليون تومان، برنج ايراني به بالاي 400هزار تومان و مرغ بالاي 200هزار تومان وضعيت معيشتي دشواري را در اقتصاد ايران حاكم كرده است. عملا نرخ تورم خوراكي‌ها به بالاي 70 درصد رسيده است. اين اظهارنظري كه مقامات آماري كشور مطرح كرده‌اند، با اين توضيحات پرسش كليدي آن است كه چگونه مي‌توان ريشه‌هاي اين تورم افسارگسيخته را سوزاند؟ برخي معتقدند كه ريشه‌هاي اصلي بروز تورم در اقتصاد رشد نقدينگي است. در حالي كه من معتقدم تورم در اقتصاد ايران دلايل ديگري هم دارد. براي اين منظور ابتدا بايد ريشه‌هاي بروز تورم را شناسايي كرد. دلايل بروز تورم به يك عامل خاص محدود نمي‌شود و دلايل متنوعي دارد.

1) يكي از دلايل رشد تورم در هر اقتصاد افزايش و رشد نقدينگي است. 

2) دليل بعدي استقراض دولت از سيستم بانكي و بانك مركزي است. البته فروش اوراق هم استقراض محسوب مي‌شود، اما اين اقتصادي‌ترين دليل ممكن است. 

3) عامل مهم بعدي براي تورم، كسري بودجه است. وقتي منابع و درآمدها در بودجه با هزينه‌ها همخوان نباشد، كسري بودجه شكل مي‌گيرد كه يك عامل مهم بروز تورم است. 

4) بي‌انضباطي مالي يكي از مهم‌ترين ريشه‌هاي بروز تورم در اقتصاد است. دولتي كه انضباط نداشته باشد و در راستاي بهره‌وري حركت نكند، تورم مي‌آفريند.

5) انتظارات تورمي يكي از دلايل اصلي بروز تورم است. اين موضوع به خصوص در اقتصادهايي از جنس ايران بيشتر نمود دارد. انتشار يك خبر خوب يا منفي كافي است تا باعث فراز و فرود در بازارهاي مختلف از جمله ارز شود. بنابراين رشد نقدينگي به تنهايي دليل بروز تورم نيست. به نظر مي‌رسد، برخي افراد و گروه‌ها نسبت به ريشه‌هاي بروز تورم آدرس‌هاي غلط به افكار عمومي مي‌دهند. تحليلگران هر سال در زمان ارايه بودجه هشدار مي‌دهند كه اگر بودجه با كسري همراه باشد، باعث تورم مي‌شود.

 كسري بودجه دولت را ناچار مي‌كند كه اقدام به استقراض يا چاپ اسكناس كند. اين روند بي‌انضباطي مالي را تشديد كرده و باعث رشد نقدينگي و نهايتا بروز تورم مي‌شود. بنابراين اينكه دولت اين اندازه نسبت به كسري بودجه حساس است ناشي از اين واقعيت است كه كسري بودجه مهم‌ترين عامل تورم‌زاست. بي‌توجهي به كسري بودجه باعث بروز و ثبات تورم در اقتصاد مي‌شود. وقتي كسري بودجه نهادينه شود، نياز به استقراض از بانك مركزي و سيستم بانكي شكل مي‌گيرد، استقراض از بانك مركزي هم باعث رشد پايه پولي و تورم مي‌شود. در اين ميان دولت براي جبران كسري بودجه ناچار است دست به بازي‌هاي خطرناكي بزند.

 چنانچه هر كدام از اين تصميم‌ها اجرايي شوند ‌يك نتيجه به دنبال دارد و آن هم افزايش تورم و استمرار گراني‌هاست. دولت بايد جلوي اختلاس‌ها و مفاسد را بگيرد، بهره‌وري را تقويت سازد، انضباط مالي را افزايش دهد. هزينه‌هاي بيهوده برخي نهادها را قطع كند و با آن اصلاحات تورم را كاهش دهد و كنترل كند. اين دقيقا تلاشي است كه بانك مركزي و وزارت اقتصاد به دنبال تحقق آن هستند. سازمان برنامه و بودجه هم تلاش مي‌كند بودجه‌اي بدون كسري را نهايي سازد تا زمينه‌هاي بروز تورم در اقتصاد ايران سد شود. بدون انجام اين اصلاحات، باز هم بايد شايد تورم و تكانه‌هاي قيمتي در اقتصاد ايران باشيم. همان‌طور كه زمينه‌هاي بروز تورم گوناگون هستند، راه‌هاي مقابله با آن هم متنوع است.