روايتي از عامل اصلي بازنگشتن ارزهاي صادراتي
رييس كميسيون انرژي اتاق ايران، با اشاره به شكلگيري مدلهاي مالي مبتني بر اعتماد در دوران تحريم عنوان كرد كه ماندگاري منابع ارزي نزد شركتهاي موسوم به تراستي بيش از آنكه ناشي از سوءاستفاده آنها باشد، نتيجه سوءمديريت، ناكارآمدي تصميمگيري و ضعف نظارت در ساختار اجرايي كشور است؛ ضعفي كه امروز در اوج بحران ارزي، خود را بهروشني نشان داده است.
رييس كميسيون انرژي اتاق ايران، با اشاره به شكلگيري مدلهاي مالي مبتني بر اعتماد در دوران تحريم عنوان كرد كه ماندگاري منابع ارزي نزد شركتهاي موسوم به تراستي بيش از آنكه ناشي از سوءاستفاده آنها باشد، نتيجه سوءمديريت، ناكارآمدي تصميمگيري و ضعف نظارت در ساختار اجرايي كشور است؛ ضعفي كه امروز در اوج بحران ارزي، خود را بهروشني نشان داده است. آرش نجفي در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: در زمان بروز تحريمها در دورههاي مختلف، دولت ايران براي دور زدن تحريمها و براي حل مشكلات اقتصادي و تامين نيازهاي مختلف به اجبار روشهاي مختلفي را در پيش گرفت كه هنوز هم ادامه دارد. با توجه به وسيعتر شدن فعاليت پتروشيميها و درآمدي كه از اين ناحيه كسب ميشد و به دليل اينكه ايران عضو FATF هم نبود و الان هم نيست، همگي اين عوامل باعث ايجاد مدلهاي مالي مختلفي براي بازگرداندن ارز و تامين نيازهاي مختلف كشور شد. او ادامه داد: در شرايطي كه محدوديتهايي در نقل و انتقالات پولي وجود داشت، نياز بر اين بود كه از طريق يكسري شخصيتهاي حقوقي نيازهاي مختلف از جمله مواد اوليه و هر آنچه كه كشور نياز داشته تامين شود. در اين راستا منابع ماليمان هم عمدتا از مسير پتروشيميها و صادرات كالاهاي مختلفي بود كه از طريق شركتهايي كه به آنها تراستي ميگفتند انجام ميشد. در واقع اينها از طريق شخصيتهاي حقوقي غير ايراني انجام ميشد كه فقط بر اساس اطمينان و اعتماد صورت ميگرفت. نجفي تصريح كرد: شركتهايي كه صادرات داشتند و بايد وجه ناشي از صادرات را به كشور بر ميگرداندند لازم بود كه اين فضاي اطمينان را براي خودشان ايجاد كنند. به خصوص آنهايي كه با ارقام بزرگ مثل پتروشيميها صادرات انجام ميدادند. نهايتا اينها بر اساس يك فرآيند اعتماد شرايطي را فراهم كردند كه با شخصيتهاي حقوقي غير ايراني پولهاي ناشي از صادرات را دريافت كنند و براي كشور به وسيله روشهايي كارسازي كنند. رييس كميسيون انرژي اتاق ايران با بيان اينكه به مرور شركتهاي تراستي كه با اعداد و ارقام بزرگ كار ميكردند و گردش مالي بالايي داشتند شناسايي شدند، گفت: در واقع ناظرهايي كه كارشان رصد گردش پولي است اين كار را انجام ميدادند. اين اتفاقات در كنار هم باعث شد كه يك فاصله بين پول دريافتي و پول پرداختي ايجاد شود و هر روز اين فاصله هم بيشتر شود. چون به ازاي هر بهانهاي اين شركتهاي تراستي سوءاستفاده كردند و به مرور ارقام بيشتري نزد تراستي باقي ماند و امكان جابهجايي پول هم نبود. نجفي تصريح كرد: از طرفي تراستيها با اين پول كار ميكردند، در واقع آنها با اين ارقام بزرگ تريد و تجارت پول ميكردند. اين اتفاقات در كنار هم باعث شد در شرايط فعلي كه مشكلات ارزيمان حادتر شده است، پي جويي شود و متوجه شوند كه اعداد زيادي نزد تراستيها مانده و به كشور بازنگشته است. ولي واقعيت اين است كه سوء مديريت و عدم كارايي باعث اختلالات موجود شده، نه اينكه تراستيها باعث اين اتفاقات باشند. اينكه مشكلات مالي را گردن تراستيها انداختن، واقعيت اين است كه يك روز هم گردن سلطان سكه و سلطان قير ميانداختند. آنچه مشخص است اين موضوع است كه ضعف در مديريت اجرايي و تصميمگيري و مشكل در افزايش راندمان وجود دارد. مقادير فراواني را هدر ميدهيم. از هدردهي يارانهها گرفته تا انرژي و منابع مالي و انساني.
