گزارش رييس سازمان بهزيستي از اثرات افزایش فقر

34 درصد جمعيت كشور دچار فقر مطلق هستند

۱۴۰۴/۱۰/۲۴ - ۰۰:۰۹:۲۰
کد خبر: ۳۷۳۷۳۲
34 درصد جمعيت كشور دچار فقر مطلق هستند

فقر ديگر فقط به معناي خالي بودن سفره يا نداشتن درآمد نيست. امروز فقر به شبكه‌اي از محروميت‌ها، نابرابري‌ها و احساس بي‌عدالتي بدل شده كه آرام‌آرام در تار و پود جامعه نفوذ مي‌كند.

فقر، حس همبستگي اجتماعي را تضعيف مي‌كند 

فقر ديگر فقط به معناي خالي بودن سفره يا نداشتن درآمد نيست. امروز فقر به شبكه‌اي از محروميت‌ها، نابرابري‌ها و احساس بي‌عدالتي بدل شده كه آرام‌آرام در تار و پود جامعه نفوذ مي‌كند. در حالي كه آمارهاي رسمي از افزايش جمعيت زير خط فقر در سال‌هاي اخير حكايت دارد، تبعات اجتماعي اين پديده نيز در قالب افزايش ناهنجاري‌ها، فروپاشي خانواده‌ها، رشد خشونت و كاهش سرمايه اجتماعي نمايان شده است. وقتي بخش قابل توجهي از مردم احساس كنند نظام اقتصادي ناعادلانه است و سهمي از فرصت‌ها ندارند، اعتمادشان به ساختارها كاهش مي‌يابد. فقر فقط تهيدستي نيست، بلكه تجربه دايمي بي‌عدالتي است؛ و همين احساس، جامعه را از درون فرسوده مي‌كند. از سوي ديگر به عقيده كارشناسان فقر، حس همبستگي اجتماعي را تضعيف مي‌كند. در چنين شرايطي، افراد به جاي تعاون و همكاري، براي بقا به رقابت ناسالم روي مي‌آورند. ما مي‌بينيم كه در محله‌هاي فقيرنشين جرم، اعتياد، خشونت خانگي و ترك تحصيل به‌طور معناداري بالاتر است. اين پيامدها مستقيماً به فقر اقتصادي و فرهنگي گره خورده‌اند.

     تنش‌هاي مالي در خانواده‌هاي فقير اغلب  به درگيري‌هاي رواني تبديل مي‌شود

در خانواده‌هاي فقير، تنش‌هاي مالي اغلب به درگيري‌هاي رواني تبديل مي‌شود. آمار طلاق، فرار نوجوانان از خانه و حتي خشونت عليه زنان در ميان اقشار كم‌درآمد بيشتر است. فقر به‌نوعي آرامش رواني را از خانه‌ها مي‌گيرد و جاي آن را نااميدي و خشم پر مي‌كند. وقتي والدين براي تأمين هزينه‌هاي زندگي چند شيفت كار مي‌كنند يا درگير اضطراب مالي‌اند، فرزندانشان از توجه، محبت و آموزش باكيفيت محروم مي‌مانند. اين چرخه فقر را بازتوليد مي‌كند. وقتي جامعه به سمت نابرابري حركت مي‌كند، ارزش‌هاي اخلاقي نيز تضعيف مي‌شود. در شرايطي كه تلاش صادقانه به نتيجه نمي‌رسد، افراد ممكن است براي بقا به دروغ، تقلب، يا حتي جرم متوسل شوند. اين همان «فساد خرد» است كه از دل فقر‌زاده مي‌شود و بعدها به فساد كلان دامن مي‌زند. ادامه اين روند مي‌تواند به از بين رفتن حس تعلق اجتماعي منجر شود و تاكيد مي‌كند: افرادي كه خود را جدا از جامعه مي‌بينند، ديگر براي حفظ نظم و اخلاق جمعي تلاشي نمي‌كنند. اين خطرناك‌ترين مرحله فقر است؛ جايي كه فقر اقتصادي به فقر اخلاقي و نهادي مي‌انجامد. يكي از پيامدهاي كمتر ديده‌شده فقر، به گفته كارشناسان، از بين رفتن اميد و انگيزه در نسل جوان است. الهام كياني در اين باره توضيح مي‌دهد: جواناني كه در خانواده‌هاي كم‌درآمد رشد مي‌كنند، معمولاً با موانع بزرگ‌تري در مسير تحصيل و اشتغال مواجه‌اند. وقتي احساس كنند هيچ افق روشني پيش رويشان نيست، از جامعه كناره مي‌گيرند يا به مهاجرت و حتي رفتارهاي پرخطر روي مي‌آورند. ادامه اين وضعيت نوعي «فقر اميد» ايجاد مي‌كند. به بيان واضح‌تر حتي اگر درآمد افزايش پيدا كند، تا زماني كه احساس بي‌عدالتي پابرجاست، فقر اجتماعي و رواني از بين نمي‌رود. فقر نه‌فقط يك معضل اقتصادي، بلكه بحراني اجتماعي و فرهنگي است كه تمام اجزاي جامعه را درگير مي‌كند. از افزايش جرم و خشونت گرفته تا فرسايش اعتماد و گسترش نااميدي، همه نشانه‌هاي جامعه‌اي هستند كه در برابر فقر بي‌دفاع مانده است.اگر سياستگذاران تنها به آمارهاي تورم و خط فقر بسنده كنند، در واقع مهم‌ترين پيامد آن يعني فروپاشي پيوندهاي اجتماعي را ناديده گرفته‌اند. جامعه‌اي كه فقير است، دير يا زود دچار بي‌اعتمادي، بي‌اخلاقي و بي‌ثباتي مي‌شود.

     افزيش نگران‌كننده نرخ فقر در دهه اخير

رييس سازمان بهزيستي از افزايش نگران‌كننده نرخ فقر در دهه اخير خبر داد و اعلام كرد: جمعيت زير خط فقر مطلق از ۱۶ ميليون به ۳۴ ميليون نفر رسيده و تاب‌آوري اقتصادي مردم كاهش يافته است. سيد جواد حسيني با تشريح دلايل اعتراضات معيشتي مردم گفت: از سال ۱۳۹۷ به بعد روند فقر در جامعه ايران روزافزون شد به گونه‌اي كه اكنون در اين دهه جمعيت زير خط فقر مطلق دو برابر شده است.  وي افزود: امروز به لحاظ جامعه‌شناختي با مولود يك ساختار اقتصادي معيوب مواجه نيستيم و با پديده‌اي روبرو هستيم كه از مساله اقتصادي عبور كرده و تبديل به مساله مزمن ساختاري تهديدزا شده است و ثبات اجتماعي و كارآمدي حكمراني را به طرز معناداري با چالش مواجه كرده است.  حسيني تصريح كرد: فقر در همه جوامع وجود دارد اما زماني است كه فقر عموميت مي‌يابد و متاسفانه در ايران با اين پديده مواجهيم و نتيجه آن فشرده شدن طبقات است. اينها سبب مي‌شود تاب آوري اقتصادي و اجتماعي مردم كاهش يابد.  رييس سازمان بهزيستي با اشاره به نظريه يكي از اساتيد جامعه‌شناسي كره جنوبي متذكر شد: فقر سه‌دار دارد،‌دار معيشتي، منزلتي و فرصتي كه باعث مي‌شود افراد بسياري از فرصت‌هاي زندگي مانند ازدواج، سفر و... را از دست بدهند.  وي افزود: تا سال ۱۳۹۷ به مدت ۱۰ سال نرخ فقر ۲۰ درصد بود و در سال ۹۸ به ۳۰ درصد رسيد كه در ۱۴۰۳ به ۴۰ درصد رسيد و تحليل‌ها مي‌گويد امكان اينكه ۱۰ درصد ديگر اضافه شود وجود دارد و با پديده عمومي شدن فقر مواجهيم يعني الان جمعيت فقير مطلق به دو برابر افزايش يافته است و اين يعني ۱۶ ميليون نفر فقير به ۳۴ ميليون نفر رسيده است و ۴۰ درصد زير خط فقر مطلق داريم.

    افول تاب‌آوري خانواده‌ها

رييس سازمان بهزيستي تصريح كرد: دهك ۵ و ۶ كه دهك‌هاي متوسط هستند و يك مقدار از فقر فاصله دارند، ميزان فاصله آنها با مرز فقر نزديك شده است و اكنون ۱۵ درصد آنها در حال رسيدن به فقر مطلق هستند همچنين با افول تاب‌آوري خانواده‌ها مواجه مي‌شويم و امكان متوازن‌سازي را در زندگي به شكل متعارف از دست دادند.

 رييس سازمان بهزيستي اظهار داشت: در تقسيم‌بندي جهاني به لحاظ اقتصادي، ۷۰ درصد هزينه‌هاي خانوار صرف ۶ نياز اصلي شامل خوراك، پوشاك، مسكن، حمل و نقل و آموزش مي‌شود اما در ايران اكنون به‌طور ميانگين ۸۰ درصد هزينه‌هاي خانوار را تامين اين ۶ قلم كالا اختصاص مي‌دهد و اين رقم در كلان‌شهرها ۹۰ درصد است و اين يعني خانواده امكان مانور و جابه‌جايي هزينه‌ها را ندارند و اگر شوك اقتصادي به خانواده وارد بيايد، امكان جابه‌جايي هزينه مصرفي وجود ندارد و شاهد افول تاب‌آوري خانواده خواهيم بود.

    ۶۸  درصد هزينه خانواده  بابت خوراك و مسكن

وي در ادامه دو عامل تشديدكننده را برشمرد و گفت: دو نكته اين را تشديد كرده است، نخست سهم هزينه‌هاي مسكن است كه از ۲۷ درصد سبد هزينه خانوار تا سال ۱۳۹۵ در سال ۱۴۰۳ به ۴۲ درصد رسيده است و اين سهم براي كلان‌شهرها بالاي ۶۰ درصد است همچنين بيش از ۶۸ درصد هزينه‌هاي خانوارها را خوراك و مسكن تشكيل مي‌دهد.  رييس سازمان بهزيستي كشور با اشاره به آمارهاي اقتصادي گفت: از سال ۱۳۹۰ به بعد نرخ تورم سالانه ۲۷ درصد بود و متوسط افزايش دستمزد كاركنان رسمي دولت ۱۷ و كاركنان غيردولتي ۱۶ درصد بود و سالانه ۱۰ درصد و ۱۱ درصد قدرت تسلط اين گروه‌ها به هزينه‌هاي زندگي كاهش يافته است.  وي عنوان كرد: فقر مطلق و فقر شديد در جامعه رشد يافته است و ۴۴ درصد جمعيت كشور دچار فقر مطلق هستند يعني ۳۵ ميليون نفر از مردم توان تامين هزينه‌هاي ضروري زندگي را آنگونه كه شايسته است ندارند و ۴ ميليون دچار فقر شديد هستند و هزينه‌هاي كافي براي تامين معمول زندگي را ندارند و اين وضعيت تضعيف سلامت جسمي، رواني و چرخه بين‌نسلي فقر را به همراه دارد.  حسيني با بيان اينكه تناقض‌نمايي بين دستگاه‌هاي حمايتي داريم، توضيح داد: سال ۱۴۰۴، ۹۲۳ هزار ميليارد تومان براي حمايت اجتماعي از سوي دولت تخصيص يافت و ۱۷۳ هزار ميليارد تومان براي محروميت‌زدايي داشتيم و ۲۰ درصد بودجه كشور براي نهادهاي حمايتي و سه درصد توليد ناخالص ملي براي رفع محروميت‌زدايي است. در جهان سهم بودجه حمايتي از توليد ناخالص ملي ۱.۵ درصد است و اين رقم در ايران دو برابر است اما خروجي ندارد چون فاقد رشد اقتصادي پايدار هستيم و هر چقدر هزينه كنيم، بلعيده مي‌شود همچنين فراواني و پراكندگي دستگاه‌هاي حمايتي زياد است و همپوشاني موثر ندارند از سوي ديگر ضعف در هدف‌گيري داريم مثلاً برخي طرح‌هاي حوزه اشتغال فرد بيكار را به بيكار بدهكار تبديل مي‌كند با اين حال اصل قضيه بن‌بست رشد اقتصادي است.

     سقوط 35 درصد درآمد سرانه در كشور

رييس سازمان بهزيستي ادامه داد: در دهه‌هاي اخير در ايران دو درصد رشد اقتصادي داشتيم و ميانگين رشد اقتصادي جهان سه درصد و منطقه ۴ درصد بود نتيجه اين وضعيت سقوط ۳۵ درصد درآمد سرانه نسبت به سال ۱۳۹۰ بود و همزماني رشد ضعيف اقتصادي با تورم بالا و تحريم‌ها باعث دو برابر شدن خط فقر شده و طبقات متوسط را به مرز فقر رسانده است.  حسيني با اشاره به اينكه در سال ۱۴۰۱ دو ميليون نفر به جمعيت فقر مطلق اضافه شد، گفت: دولت‌ها در اين شرايط بايد محافظتي شوند و با طرح‌هايي نگذارند طبقات متوسط به دامن فقر مطلق بيفتند و اين اتفاق در جامعه ايران در حال رخ دادن است.

 وي عنوان كرد: به‌شدت نيازمند توسعه سياست‌هاي حمايتي هستيم و طبقه متوسط عامل اصلي توسعه است و دو ويژگي دارد، زندگي‌اش فقيرانه نيست و بيشتر شكوفايي اجتماعي در آنها وجود دارد و حس مي‌كند با تلاشي كه مي‌كند زندگي‌اش رو به بهبود مي‌رود. وقتي اين طبقه در آستانه فقر قرار بگيرد، زندگي همراه با فقر را تجربه مي‌كند يا در معرض تجربه آن قرار مي‌گيرد و اين اتفاق خطرناك است. رييس سازمان بهزيستي ادامه داد: سقوط طبقه اقتصادي، نبود امكان جبران و درك بي‌عدالتي بستر اعتراض و حتي نارضايتي خشن را فراهم مي‌كند و تمام اين مواردي كه مطرح كردم جزو دلايلي است كه ما اعتراضات معيشتي را بحق مي‌دانيم.