فاجعه فرونشست شهرها را تهديد ميكند
چندي پيش نماينده كرج، فرديس و اشتهارد و عضو كميسيون كشاورزي در مصاحبهاي اعلام كرد كه استان البرز جزو پنج استان اول درگير فرونشست است. به گفته عليرضا عباسي اين پديده زيرساختهاي حياتي مانند خطوط انتقال گاز، آب، اتوبانها و راهآهن را تهديد ميكند.
چندي پيش نماينده كرج، فرديس و اشتهارد و عضو كميسيون كشاورزي در مصاحبهاي اعلام كرد كه استان البرز جزو پنج استان اول درگير فرونشست است. به گفته عليرضا عباسي اين پديده زيرساختهاي حياتي مانند خطوط انتقال گاز، آب، اتوبانها و راهآهن را تهديد ميكند.
بر اساس آمارهاي رسمي نرخ فرونشست جهاني حدود يك سانتيمتر در سال است اما اين عدد در برخي مناطق ايران به 40 سانتيمتر هم ميرسد. بهطور مثال در مناطق جنوب غربي تهران نرخ فرونشست 15 تا 16 سانتيمتر در سال است. همچنين در استان اصفهان نرخ فرونشست بين ۱۵ تا ۱۸ سانتيمتر در سال بوده است.
از سوي ديگر 360 دشت ايران درگير فرونشست هستند. اما نرخ مساحت درگير شده ايران با فرونشست در مطالعات مختلف تفاوتهاي چشمگيري دارد، طبق يكي از مطالعات، حدود ۳.۵ درصد از مساحت ايران در شرايط فرونشست قرار دارند.
اما در گزارش ديگري اين ميزان به حدود 11 درصد از مساحت كشور رسيده است. گزارش ديگري از ميزان 5 درصدي نرخ درگيري فرونشست خاك كشور خبر ميدهد. هر كدام از اين اعداد و ارقام كه درست باشد زنگ خطري جدي براي شهرها به شمار ميرود.
مناطق در معرض خطر فرونشست
در ۱۸ استان كشور، نرخ فرونشست از ۱۰ سانتيمتر در سال فراتر رفته است. استانهايي كه بيشترين شدت را داشتهاند عبارتند از: استان اصفهان (دشت اصفهان/ برخوار)؛ استان كرمان؛ استان تهران و البرز (بخش جنوب و جنوب غرب شهر)؛ دشت قزوين. گزارشها حكايت از آن دارند كه در نزديكي شهر رفسنجان استان كرمان، فرونشست زمين بيش از ۳۴ سانتيمتر در سال گزارش شده است.
فاجعه فرونشست شهرها را تهديد ميكند
اميد شيرزادي، كارشناس زمينشناسي در اين باره به تجارتنيوز گفت: تاثير فرونشست بر زيرساختهاي شهري يك از مهمترين خطراتي است كه امنيت ساكنان شهرها را به خطر مياندازد. جاده، ريل، تونل، ساختمانهاي شهري و صنعتي با افزايش فرونشست در معرض خطر قرار دارند و از آنجايي كه هيچ فرصتي براي پيشبيني وقوع اين اتفاق وجود ندارد ميتواند به فاجعه ختم شود.
فرونشست اتفاقي است كه يكباره رخ ميدهد و هيچ احتمالي براي پيشبيني آن وجود ندارد
او افزود: شايد بتوان وقوع زلزله را به دليل توليد صدايي كه در لايههاي زمين ايجاد ميشود چند ثانيه زودتر تشخيص داد اما فرونشست اتفاقي است كه يكباره رخ ميدهد و هيچ احتمالي براي پيش بيني آن وجود ندارد مگر اينكه مطالعات دقيق زمينشناسي صورت گرفته و دقيقا مشخص شود كه چه مناطقي ممكن است با اين پديده مواجه شوند.
تاثيرات فرونشست تنها به زيرساختها ختم نميشود
اين كارشناس زمينشناسي در ادامه ميافزايد: تاثيرات فرونشست تنها به زيرساختها ختم نميشود. بلكه هم احتمال احياي منابع آبي زير زميني را از بين ميبرد، هم به كشاورزي آسيب ميرساند و هم امنيت غذايي شهروندان را به خطر مياندازد.
اين مساله ميتواند باعث مهاجرت از مناطقي كه در معرض اين پديده هستند انجاميده و برخي شهرها را خالي از سكنه كند كه منجر به از بين رفتن امنيت ملي هم ميشود.
اصليترين دليل فرونشست تخليه و افت آبهاي زير زميني است
شيرزادي در پاسخ به اين سوال كه اصليترين دليل فرونشست زمين در ايران چه چيزي است، گفت: اصليترين دليل فرونشست در ايران، تخليه و افت سطح آب سفرههاي زيرزميني است. بسياري از مناطق خشك تا نيمهخشك كشور به آب زيرزميني وابستهاند و كشاورزي نيز عمدتا از اين منابع استفاده ميكند.
بزرگترين دليل فرونشست در ايران ناترازي آبخوانها است
او افزود: در واقع بزرگترين دليل فرونشست در ايران، ناترازي آبخوانها است كه اكنون به بيش از ۱۵۰ ميليارد متر مكعب رسيده؛ يعني ايرانيان ۱۵۰ ميليارد متر مكعب بيشتر از آنچه در طول ۳ دهه اخير وارد آبخوانها شده، برداشت داشتهاند.
شيرزادي ادامه داد: كاهش پيوسته بارش، افزايش تبخير و دورههاي طولاني خشكسالي، به افت سطح آبخوانها و كاهش توان تغذيه زيرسطحي كمك كرده است. اين عامل زمينه را براي فرونشست فراهم ساخته است. از سوي ديگر كشاورزي پرمصرف، الگوي كشت نامناسب و حفر چاههاي عميق شدت اين اتفاق را افزايش داده است. او گفت: در بسياري از دشتها، توسعه باغات و كشت گياهان آببر، همراه با حفر چاههاي عميق و غيرمجاز، موجب فشار مضاعف بر منابع زيرزميني شده است. براي مثال، در مورد استان اصفهان گزارش شده كه مصرف آب در بالادست سهمي برابر با مصرف آب شرب شهر دارد.
برخي فرونشستها در ايران بازگشتناپذير هستند
شيرزادي هشدار داد: مطالعات نشان ميدهند كه برخي فرونشستها در ايران بازگشتناپذير هستند، يعني وقتي كه ساختار زيرسطحي آبخوانها فروپاشيده باشد، بازيابي وضعيت پيشين به سختي انجام ميشود.
او در پايان تاكيد كرد: فرونشست ميتواند باعث تركخوردگي پي ساختمانها، شيب گرفتن جادهها، ريلها، خطوط انتقال نيرو، تغيير شيب شبكههاي فاضلاب و آب شود. براي مثال، گزارشها از آسيب به راهآهن تهران - مشهد، برجهاي انتقال نيرو و زيرساختهاي شهري خبر دادهاند.
فرونشست در 30 استان كشور
در نهايت مصرف 150 ميليارد متر مكعب آب بيشتر از آنچه طي سه دهه وارد آبخوانها شده بود باعث فرونشست زمين در محدودهاي دستكم ۵۷ هزار كيلومتر مربع شده است. به اين ترتيب در هر ۳۰ استان كشور «رگههايي از فرونشست ديده شده است» و تا زماني كه مصرف آب در كشاورزي و صنعت با توان بومشناختي كشور هماهنگ نشود، نميتوان اميد داشت بحران مهار شود.
فرونشست يك بحران ملي است
آمارها نشان ميدهند كه شدت فرونشست در ايران از متوسط جهاني بسيار بالاتر است. وقتي صحبت از درگيري 350 دشت كشور با فرونشست ميشود در واقع مساله به يك بحران ملي تبديل شده و نميتوان به راحتي از كنار آن گذشت. از سوي ديگر به عقيده كارشناسان نرخهاي بالا، بازگشتناپذيري، و اثرات زيرساختي، نشان ميدهد كه فرونشست ديگر يك پديده قابل كنترل ساده نيست بلكه به مرحله بحران وارد شده است. همچنين برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني، الگوي كشت نامناسب و ضعف در مقررات و نظارت، از علل اصلي بروز اين بحران به حساب ميآيند. اما اين بحران عواقب بلندمدتي براي توسعه پايدار كشور نيز به همراه دارد. در واقع اگر براي رفع آن به موقع مداخله نشود، هزينههاي سنگيني بر اقتصاد، زيرساختها، امنيت غذايي، و مهاجرت داخلي وارد خواهد شد.
پيامدهاي اجتماعي بحران فرونشست بسيار گسترده است
شهرهاي بزرگ ايران در حال نزديك شدن به مرز غيرقابل سكونت هستند. ترك خانهها، نابودي زمينهاي كشاورزي و تهديد زيرساختها نشانههاي جدي از آيندهاي نگرانكنندهاند. بحران فرونشست در ايران هر روز بيشتر از روز قبل خودنمايي ميكند.
اينكه در كلانشهرهايي مانند اصفهان و تهران به ناگهان زمين در نقطهاي فرو ميرود زنگ خطري است كه از مدتها پيش به صدا در آمده اما از آنجايي كه مسوولان اصولا به پاك كردن صورت مساله بيش از حل آن علاقه دارند هنوز هيچ راهكار مناسب و مدوني براي جلوگيري از اين زلزله خاموش انديشيده نشده است. عموما وقتي حرف از فرونشست زمين به ميان ميآيد اولين عامل آن حفر بيرويه چاههاي غيرمجاز شناخته ميشود. شايد حفر اين چاهها يكي از عمده دلايل بروز چنين بحراني در كشور باشد اما قطعا بيتوجهي به چگونگي استفاده از منابع آب زيرزميني، بيتوجهي به استفاده از روشهاي نوين كشاورزي و هدر رفت آب هم دلايل ديگري هستند كه امروز به عنوان عوامل بروز فرونشست زمين يا همان زلزله خاموش شناخته ميشوند.
مساله اينجاست كه بحران فرونشست تنها عواقب زيست محيطي و اقتصادي ندارد. اين بحران بيش از همه پيامدهاي اجتماعي بسياري را به دنبال خواهد داشت.
محسن قدرتي، پژوهشگر اجتماعي در اين باره به تجارتنيوز گفت: عموما وقتي مساله فرونشست زمين مطرح ميشود عوامل زيست محيطي و اقتصادي و حتي سياسي بيش از همه مورد توجه قرار ميگيرد در حالي كه پيامدهاي اجتماعي اين بحران بسيار بيشتر خواهد بود. او افزود: فرونشست زمين وقتي افزايش پيدا كند بيش از همه شهرها و روستاها را غير قابل سكونت خواهد كرد.
اين يعني اجبار به مهاجرت و در نتيجه افزايش حاشيهنشيني در ديگر شهرها و استانهاي كشور. بروز اين بحران معيشت و زندگي تعداد بسياري از مردم را دستخوش تغيير و تحول ميكند و وضعيت كسب و كار و تامين هزينههاي زندگي با چالشهاي متعددي مواجه ميشود.
بيكاري، مهاجرت و افزايش حاشيهنشيني از عواقبي است كه بحران فرو نشست زمين به دنبال دارد
اين پژوهشگر اجتماعي اظهار كرد: بيكاري، مهاجرت و افزايش حاشيهنشيني همه از عواقبي است كه بحران فرو نشست زمين به دنبال دارد. تمام اين موارد عامل بروز آسيبهاي اجتماعي و افزايش بزه در جامعه خواهد بود.
كوچ اجباري و زندگي بيپشتوانه آمار جرايم را بالا ميبرد
قدرتي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: وقتي افراد به دلايل مختلف مجبور به كوچ اجباري از شهر و روستاي خود ميشوند به اين معني است كه مجبورند زندگي بدون پشتوانهاي را در جاي ديگري شروع كنند. شهر يا روستايي كه دچار فرونشست شده قطعا ديگر قابل سكونت نيست و افراد مجبورند خانه و كاشانه خود را بدون اينكه برايشان پشتوانه مالي داشته باشند، ترك كنند.
ادامه اين روند در سالهاي پيشرو حتي تهران را هم غير قابل سكونت خواهد كرد
او افزود: در شرايط كنوني اقتصادي شروع يك زندگي در شهري ديگر بدون هيچ پشتوانهاي قطعا با چالشهاي بسياري همراه خواهد بود. شايد الان ما هنوز به آن نقطه نرسيده باشيم اما ادامه اين روند در سالهاي پيشرو حتي تهران را هم غير قابل سكونت خواهد كرد.
كدام شهرها بيش از بقيه در خطر فرونشست زمين هستند؟
طبق گزارشهاي سازمان زمينشناسي، بيشترين نرخ فرونشست در استانهاي اصفهان، يزد، كرمان، فارس، خراسان رضوي، تهران و البرز مشاهده شده است.
در اصفهان نرخ فرونشست در برخي دشتها به بيش از ۳۰ سانتيمتر در سال رسيده است. در جنوب تهران، مناطق شهريار و ورامين از بالاترين نرخ فرونشست برخوردارند. يزد و رفسنجان نيز به دليل برداشت بيش از حد از آبهاي زيرزميني، بهشدت آسيبپذير شدهاند.
اين در حالي است كه بهطور معمول، نرخ بحراني فرونشست در دنيا ۴ ميليمتر در سال در نظر گرفته ميشود؛ هر منطقهاي كه بيش از اين مقدار دچار فرونشست شود، در معرض تهديد جدي قرار دارد.
مهمترين دليل فرونشست در ايران برداشت بيرويه آبهاي زيرزميني است
مهدي نادري، استاد زمينشناسي نيز درباره علل اصلي فرونشست زمين ميگويد: مهمترين دليل فرونشست در ايران برداشت بيرويه آبهاي زيرزميني است. در شرايطي كه بارشها كاهش يافته و سفرههاي آب زيرزميني تغذيه نميشوند، حفر هزاران چاه عميق و نيمهعميق براي كشاورزي و صنعت باعث خالي شدن لايههاي زيرين خاك ميشود. اين فضاي خالي در نهايت فرو ميريزد و زمين دچار نشست ميشود. متأسفانه نرخ فرونشست در ايران ۲۰ تا ۳۰ برابر بيشتر از حد بحراني جهاني است.
او هشدار ميدهد: اگر روند فعلي ادامه پيدا كند، در آيندهاي نه چندان دور برخي شهرهاي بزرگ مثل اصفهان و تهران با خطر غيرقابل سكونت شدن روبرو خواهند شد. اين اتفاق ميتواند عواقب بدي به دنبال داشته باشد و اداره كلانشهرها را با مشكل مواجه كند. چرا كه قطعا سيل عظيمي از جمعيت به سوي شهرهايي كه قابل سكونت هستند رهسپار ميشوند.
فرونشست به تدريج زيرساختهاي شهرها را تهديد ميكند
نادري ميافزايد: فرونشست به تدريج زيرساختهاي شهري مثل جادهها، خطوط انتقال گاز، شبكه فاضلاب و حتي فرودگاهها را تهديد ميكند. در كنار آن، مهاجرت اجباري روستاييان و كشاورزان به شهرها، موج جديدي از بحرانهاي اجتماعي و اقتصادي را رقم خواهد زد.
آنچه امروز به عنوان بحران شناخته ميشود، فردا ميتواند به فاجعهاي ملي بدل شود
او در پايان ميگويد: فرونشست در ايران پديدهاي است كه با مديريت نادرست منابع آب و الگوي كشت ناپايدار تشديد شده است. كارشناسان بارها هشدار دادهاند كه ادامه اين روند به نابودي زمينهاي حاصلخيز و سكونتگاههاي شهري ميانجامد. اكنون زمان آن رسيده كه دولت و جامعه بهطور جدي وارد عمل شوند: اصلاح الگوي كشت، بازچرخاني آب، محدود كردن چاههاي غيرمجاز و برنامهريزي بلندمدت براي سازگاري با تغيير اقليم. در غير اين صورت، آنچه امروز به عنوان بحران شناخته ميشود، فردا ميتواند به فاجعهاي ملي بدل شود.
كشت صرفه اقتصادي ندارد
علي مرادي، كشاورزي در دشت مهيار اصفهان در اين باره به ميگويد: سالهاست زمينهاي كشاورزي ما ترك برداشته. وقتي براي آبياري وارد زمين ميشويم، شيارهاي عميقي جلوي پايمان باز ميشود. ديگر مثل گذشته نميشود محصول خوبي برداشت كرد. خاك سفت و بيجان شده است.
او ميافزايد: مجبور شديم سطح زير كشت را كم كنيم، اما همين هم صرفه اقتصادي ندارد. خيلي از همسايههايمان به خاطر همين مشكلات زمينهايشان را رها كردند و به شهر رفتند
و كارگري ميكنند.
