سهام بخريم يا صبر كنيم؟
بازار سرمايه در هفتهاي كه گذشت، همزمان دو نيروي متضاد را تجربه كرد؛ از يكسو ارزندگي جذاب بنيادي و از سوي ديگر سايه سنگين ريسكهاي سياسي كه مانع از شكلگيري يك روند پرقدرت صعودي شد.
اقتصادآنلاين| بازار سرمايه در هفتهاي كه گذشت، همزمان دو نيروي متضاد را تجربه كرد؛ از يكسو ارزندگي جذاب بنيادي و از سوي ديگر سايه سنگين ريسكهاي سياسي كه مانع از شكلگيري يك روند پرقدرت صعودي شد. عوامل مختلفي در اين شرايط تاثير داشت و باعث شد بازار روزهاي جديد را تجربه كند، اما در اين شرايط همچنان شاهد روند نوسان و متضاد شاخصها هستيم. البته در چنين شرايطي نيز نقدينگي نيز با قدرت وارد بازار ميشود. حميد حسنپور، كارشناس بازار سرمايه گفت: بازار سرمايه در هفته گذشته عملا درگير يك دوگانه مهم بود؛ «ارزندگي بنيادي» در مقابل «ترس سياسي». از نظر عددي، شاخص كل توانست تا محدوده ۴ ميليون و ۳۶۰ هزار واحد پيشروي كند كه نشان ميدهد بازار بهويژه در نمادهاي بزرگ و شاخصساز، نگاه مثبتي به سياستهاي جديد ارزي و بهبود انتظارات سودآوري دارد. اين موضوع باعث شد شاخص كل عملكرد بهتري نسبت به شاخص هموزن داشته باشد و عملا شاهد جدايي مسير سهام بزرگ از كوچكترها باشيم.
وي اظهار كرد: در مقابل، سهام كوچكتر و شاخص هموزن تحت فشار ريسكگريزي سرمايهگذاران حقيقي قرار گرفتند؛ چراكه در فضاي مبهم سياسي، معمولا نقدينگي ترجيح ميدهد به سمت داراييهاي امنتر يا نمادهاي بزرگ و دلاري حركت كند.
اين كارشناس بازار سرمايه توضيح داد: نكته مهم هفته گذشته، خروج پول حقيقي نهتنها از بازار سهام، بلكه حتي از صندوقهاي درآمد ثابت بود. اين اتفاق نشان ميدهد كه پول هنوز تصميم قطعي براي ماندگاري در بازار نگرفته و در وضعيت «انتظار و احتياط» قرار دارد.سرمايهگذاران در حال رصد تحولات سياسي و اقتصادي هستند و ترجيح ميدهند بخشي از نقدينگي خود را سيال نگه دارند. البته اين به معناي نااميدي از بازار نيست، بلكه بيشتر نشانه ترديد و محافظهكاري است. بازار از نظر بنيادي آماده حركت است، اما از نظر رواني هنوز شكننده و حساس به اخبار است. وي تشريح كرد: افزايش ارزش معاملات خرد نسبت به هفته قبل، نشانه مثبتي است و نشان ميدهد بازار كاملا در ركود فرو نرفته است. اما بايد به تركيب اين معاملات توجه كرد. بخش عمده اين نقدينگي در سهام بزرگ، نمادهاي دلاري، صندوقهاي اهرمي و ابزارهاي پوشش ريسك متمركز شده است.اين رفتار نشان ميدهد كه پول هوشمند همچنان در بازار حضور دارد، اما محافظهكارانه حركت ميكند و ترجيح ميدهد در بخشهايي سرمايهگذاري كند كه يا از سياستهاي ارزي منتفع ميشوند يا نقدشوندگي بالاتري دارند.
حسنپور در ادامه گفت: از نظر بنيادي، نسبتهاي P/E بازار در سطوح جذاب تاريخي قرار دارد و بسياري از شركتها بهويژه در صنايع صادراتمحور، با فرض ثبات نسبي شرايط، پتانسيل سودآوري بالايي دارند.اما واقعيت اين است كه ريسكهاي سياسي داخلي و خارجي فعلا اجازه نميدهد اين ارزندگي بهطور كامل در قيمتها منعكس شود. بازار آماده حركت است، اما منتظر يك محرك رواني و سياسي براي اطمينان بيشتر است.
وي تاكيد كرد: سناريوي محتمل براي هفته آينده، بازاري نوساني با گرايش ملايم صعودي است. اگر شاهد تشديد تنشهاي سياسي چه در داخل و چه در خارج نباشيم، بازار ميتواند رفتار متعادل تا مثبتي داشته باشد. همچنان ليدري بازار در اختيار سهام بزرگ، دلاري و شاخصساز خواهد بود و سهام كوچكتر احتمالا با تاخير وارد فاز حركت ميشوند. البته هر خبر منفي سياسي ميتواند اصلاحهاي سريع و هيجاني ايجاد كند، اما به نظر ميرسد بخش قابلتوجهي از اين ريسكها قبلا در قيمتها لحاظ شده است.
اين كارشناس بازار سرمايه اظهار كرد: انتظار داريم ارزش معاملات خرد در محدوده متوسط رو به بالا باقي بماند؛ نه جهش سنگين و نه افت محسوس. نكته مهم اين است كه نقدينگي بيشتر حالت چرخشي خواهد داشت تا ورود پرقدرت.يعني پول بين سهام بزرگ، صندوقهاي طلا، ابزارهاي پوشش ريسك و گاهي درآمد ثابت جابهجا ميشود. اين رفتار كاملا متناسب با فضاي پرريسك فعلي بازار است.
وي تشريح كرد: در كوتاهمدت، اصليترين ريسك بازار تحولات سياسي خارجي و تصميمات ناگهاني بينالمللي است. در داخل نيز خطر واكنشهاي اقتصادي غيرعاقلانه مانند قيمتگذاري دستوري يا فشار به صنايع ميتواند به بازار آسيب بزند.در مقابل، نقطه قوت بازار سياست جديد ارزي و افزايش شفافيت سودآوري شركتهاي صادراتمحور است كه در صورت تداوم ميتواند موتور محرك بازار در ميانمدت باشد. حسن پور گفت: در فضاي فعلي كه بازار هم ارزنده است و هم پرريسك، سبد تركيبي و منعطف بهترين انتخاب است. پيشنهاد من شامل چند بخش است: حدود ۳۵ درصد صندوقهاي طلا و نقره براي پوشش ريسك سياسي و تورمي و حفظ نقدشوندگي. ۲۰ درصد صندوقهاي درآمد ثابت براي مديريت هيجان و پارك نقدينگي. ۱۰ درصد صندوقهاي غذايي يا مصرفي كه معمولا از تورم منتفع ميشوند و ريسك كمتري دارند. وي ادامه داد: ۲۰ درصد سهام، ترجيحا تركيبي از يك صنعت شاخصساز و دلاري مانند پتروشيمي يا فلزات، در كنار يك صنعت داخليمحور مثل غذايي، دارويي يا حملونقل و البته خودروييها براي نوسانگيري و در نهايت، حداكثر ۵ درصد ابزارهاي پرريسك مانند اختيار معامله يا صندوقهاي اهرمي، صرفاًبراي افراد حرفهاي و با مديريت دقيق ريسك. اين بخش بايد نقش افزايش بازده داشته باشد، نه هسته اصلي سبد.
