وقتی جان کارگر ارزانتر از بلیت هواپیماست
هر روز که میگذرد، صاحبان سرمایه، بیش از قبل در جهت تضعیف معیشت طبقه کارگر قدم برمیدارند. از تیغ تیز خصوصیسازیهای بیضابطه که بدنه تولید و کارخانههای دولتی را تکهتکه کرده تا کالاییسازی بیامان آموزش، بهداشت و خدمات رفاهی؛ همگی نشان از تخریب زیست طبقه کارگر دارد.
پایان دوران «حقخوری» پیمانکاران؛ از بیمه ناقص تا لباس کار
هر روز که میگذرد، صاحبان سرمایه، بیش از قبل در جهت تضعیف معیشت طبقه کارگر قدم برمیدارند. از تیغ تیز خصوصیسازیهای بیضابطه که بدنه تولید و کارخانههای دولتی را تکهتکه کرده تا کالاییسازی بیامان آموزش، بهداشت و خدمات رفاهی؛ همگی نشان از تخریب زیست طبقه کارگر دارد. در این میان، سازمان تأمین اجتماعی که باید پناهگاه روزهای سخت نیروی کار باشد، خود زیر ضربات سهمگین این سیاستها نحیفتر شده و امنیت شغلی با بیکاریهای گسترده و تعطیلی کارخانهها به خاطرهای دور بدل گشته است. این حملات اما پایانی ندارد. در فاز جدید، حذف کامل ارز ترجیحی و سیاستهای ارزی دولت، حکم تیر خلاصی را داشت که قیمت کالاهای اساسی و خوراک را چندین برابر کرد. حال سوال اساسی و بیپاسخ اینجاست: کارگری که در خوشبینانهترین حالت دریافتی ماهانهاش به ۱۵ میلیون تومان میرسد، با این سیل تورم چه میتواند بکند؟ آیا با این ۱۵ میلیون تومان باید نگران خرید شانه تخممرغ ۵۰۰ هزار تومانی باشد، روغن ۴۰۰ هزار تومانی تهیه کند یا توان پرداخت اجارهخانههای نجومی را داشته باشد؟ پاسخ به این سوال، در یک کلام خلاصه میشود: «تشکلیابی». برای شناخت مسئله حیاتی تشکل و قدرت جمعی کارگران، به سراغ یکی از قدرتمندترین نهادهای کارگری حال حاضر ایران در جنوب کشور رفتیم؛ «کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر» که با بیش از ۱۵ هزار عضو فعال، اکنون به الگویی از مطالبهگری بدل شده است.
شهریور ۱۴۰۰ نقطه عطف بود
علیرضا افتخاری، نایب ريیس کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر، در این باره به ایلنا میگوید: «ما سالها بود که پیگیر تشکلیابی بودیم، اما متاسفانه سدها آنقدر محکم بود که نمیتوانستیم کاری از پیش ببریم. تا اینکه شهریور ماه سال ۱۴۰۰، نقطه عطفی در تاریخ کارگری منطقه رقم خورد. برای اولین بار موفق شدیم انجمن صنفی پالایشگاه نهم را در مجتمع گاز پارس جنوبی راهاندازی کنیم. ما در این مجتمع ۱۲ پالایشگاه داریم؛ استارت کار از پالایشگاه نهم (محل کار خود ما) خورد، سپس پالایشگاه دهم و به ترتیب سایر پالایشگاهها به این موج پیوستند و انجمنهای صنفی مستقل شکل گرفتند. در نهایت، با برگزاری انتخابات میان منتخبین این ۱۲ پالایشگاه، «کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر» متولد شد. » اوادامه میدهد: «باید بگویم در ابتدای راه، با کوهی از مشکلات مواجه بودیم. مقاومتهای شدیدی علیه ما وجود داشت. تهدید میشدیم؛ صراحتاً میگفتند اگر این اتفاق بیفتد برایتان مشکل پیش میآید. در آن زمان، دیدن مدیران پالایشگاه برای کارگر یک رویا بود، چه برسد به دیدار با مدیرعامل مجتمع گاز! فضا به قدری بسته بود که حتی نفس کشیدن هم سخت بود. اما خدا را شکر، پس از تشکیل انجمنها، آرامآرام سدها را شکستیم، دیدارها را بیشتر کردیم و توانستیم برای اولین بار صدای کارگر را به گوش کمیسیون کارگری برسانیم.»
هزینههای شخصی برای منافع جمعی
نایب ريیس کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر در تشریح دشواریهای این مسیر میگوید: «رسیدن به این نقطه هزینه داشت؛ هزینههایی که ما از جان و مال خود دادیم. من بارها پیش میآمد که سه یا چهار روز، با اینکه خانهام در منطقه است، رنگ خانه و خانواده را نمیدیدم. سر کار شبکار بودم و روزها پیگیر امور انجمن؛ دوباره شب سر کار و روز دوندگی. تمام این هزینهها از جیب شخصی بود و ریالی دریافت نمیکردیم، چرا که معتقد بودیم کاری بزرگ در حال انجام است. همین سلامت مالی و عدم وابستگی بود که باعث شد امروز ۱۵ هزار کارگر به ما اعتماد کنند و انجمنهایی که در بسیاری از نقاط کشور غیرفعالند، اینجا با قدرت و نظم کار کنند.»
تفاوت «نماینده فرمایشی»
با «نماینده واقعی»
افتخاری در بخش دیگری از صحبتهایش به تفاوت ماهوی تشکل امروز با نمایندگان دیروز میپردازد و تاکید میکند: «اگر تشکل نبود، ما محال بود به اینجا برسیم. قبل از این، من خودم نماینده بهرهبرداری بودم که توسط خودِ ريیس منصوب شده بودم. یک روز انتقاد کردم، فردا گفتند تو دیگر نماینده نیستی! به همین راحتی حذف میکردند. اما الان من با رای کارگران انتخاب شدهام؛ نفر اول پالایشگاه شدم. الان میتوانم از مدیر پالایشگاه و حتی وزیر انتقاد کنم و آنها نمیتوانند مرا عزل کنند، چون پشتوانه رای کارگران را دارم. این قدرت تشکل است.»
پایان دوران «حقخوری» پیمانکاران
از بیمه ناقص تا لباس کار
او در پاسخ به این سوال که این تشکل چه دستاوردی برای سفره کارگران داشته، میگوید: «پیش از این، حق کارگر به راحتی خورده میشد. مرخصیها را نمیدادند یا میسوزاندند؛ حقالسعی، پاداشها و مواردی که توافق شده بود، توسط پیمانکار پرداخت نمیشد. حتی لباس کاری که طبق قانون باید داده میشد، پایان پیمان میرسید و خبری از آن نبود. یکی از بزرگترین تخلفات، بحث بیمه بود؛ زمانی که حقوق ما ۶ میلیون تومان بود، پیمانکار لیست بیمه را با حقوق ۲ میلیون تومان رد میکرد! ما آن زمان تشکل نداشتیم، اما فعال بودیم و اعتراض میکردیم، ولی حتی ريیس منابع انسانی پالایشگاه هم میگفت «امکان اصلاح نیست» و وقتی قانونی هم جلو میرفتیم جوابی نمیگرفتیم. »
اخراج، تعلیق و لیست سیاه
تاوان مطالبهگری
افتخاری در ادامه میگوید: «سال ۱۴۰۱ بعد از تجمعی که داشتیم، ۱۳ نفر از بچهها اخراج شدند. خود من و آقای غفاری (ريیس کانون) را دو ماه اخراج کردند و خانهنشین شدیم. مجبور شدیم به تهران برویم، با وزارت کشور جلسه بگذاریم تا توانستیم برگردیم. اگر همدلی و حمایت این ۵ هزار کارگر پشت سر ما نبود، قطعاً ما را برای همیشه حذف میکردند. همین الان هم که با شما صحبت میکنم، 10 روز است که مجتمع گاز پاسخگوی ما نیست. من برای پیگیری رفتم، گفتند وقت نداریم! میخواهند ما را نادیده بگیرند.»
رانندگان؛ قربانیان خاموش تبعیض
با این حال، نایب ريیس کانون انجمنهای صنفی با تلخی از مشکلات حلنشده میگوید: «هنوز هم شرکتهایی هستند که تخلف میکنند و مدیرانی که همراه نیستند. دردناکترین بخش، وضعیت رانندگان ماست. رانندهای که ۲۵ روز در ماه، روزی ۱۲ ساعت کار میکند - یعنی ساعت کاریاش بسیار بیشتر از قانون کار است - حقوقش حداقل قانون کار است! بیمه این رانندگان هنوز اصلاح نشده؛ با دریافتی ۲۰ میلیون تومان، بیمه ۱۳ میلیون تومانی برایشان رد میشود. ما بارها نامه زدیم، پیگیری کردیم، اما مجتمع گاز به صورت قاطع پیمانکاران را مجبور به تمکین نمیکند. اضافه کاری این قشر زحمتکش پرداخت نمیشود و این یکی از مطالبات اصلی ما در تجمعات بوده که متاسفانه تا امروز بیپاسخ مانده است.»
طرح طبقهبندی مشاغل؛ وعدههایی که
۱۱ ماه است خاک میخورند
افتخاری به معضل قدیمی «طرح طبقهبندی مشاغل» اشاره کرده و میگوید: «چندین سال است درگیر اصلاح این طرح در وزارت نفت هستیم. وعدهها زیاد بود؛ پارسال برج ۱۱، جلسهای با حضور خانم خزایی (معاونت وزارت نفت) داشتیم و قول دادند سه ماهه مشکل را حل کنند. الان ۱۱ ماه گذشته و هیچ خبری نیست. ما مخالف اجرای فعلی طرح هستیم. اعتراضات و اعتصابات ما، از جمله تجمع بزرگ ۱۷ آذر مقابل فرمانداری، برای همین بود. اما نتیجه چه شد؟ هیچ.»
پاسخ مسئولان به کارگران «نه» بزرگ بود
این فعال کارگری با انتقاد از رفتار اخیر مدیران مجتمع گاز پارس جنوبی، از صورتجلسهای پرده برمیدارد که حکم تیر خلاص را دارد: «همین امروز که با شما صحبت میکنم، صورتجلسهای بیرون آمده که مربوط به جلسه ۱۵ دیماه است. در این جلسه که بدون حضور نمایندگان کارگری برگزار شده، تقریباً تمام خواستههای ما را رد کردهاند! طرح طبقهبندی را به تهران پاس دادهاند (کاری که ماههاست انجام میدهند)، بحث اصلاح بیمه و حقوق رانندگان را دوباره به «پیگیری میشود» حواله دادهاند که یعنی هیچ. بدتر از همه، موضوع پرواز و هزینه غذا و خوابگاه را کلاً از دستور کار خارج کردهاند. »
تراژدی جادهها؛ وقتی جان کارگر
ارزانتر از بلیت هواپیماست
افتخاری به موضوع حذف پروازها اشاره میکند: «ببینید، نیروهای رسمی مجتمع گاز پرواز رایگان دارند. پیمانکاران منطقه ویژه اقتصادی پارس که دیوار به دیوار ما هستند نیز پرواز رایگان و بلیت هواپیما دارند. اما کارگر پیمانکاری ما باید با هزینه خودش رفت و آمد کند. با این گرانیها، کارگری که از ساری یا تبریز میآید، باید ۷ و نیم میلیون تومان پول بلیت بدهد؛ یعنی ۵۰ تا ۶۰ درصد حقوقش فقط صرف رفت و آمد میشود! نتیجه چه میشود؟ مجبورند با اتوبوس و ماشین در این جادههای مرگ تردد کنند.» وی ادامه میدهد: «ما در همین دو سه ماه اخیر، دو کشته در جادهها داشتیم. دو همکار عزیز ما در مسیر رفت و آمد جان دادند؛ یکیشان ۴ دختر داشت و دیگری ۲ فرزند. اینها قربانی تبعیض شدند. آن وقت آقایان در آن اتاقهای دربسته نشستهاند و در صورتجلسه تصویب کردهاند که «موضوع پرواز از دستور کار خارج شد». این یعنی جان کارگر برایشان اهمیتی ندارد. این صورتجلسه، جامعه کارگری مجتمع گاز را به شدت بهم ریخته است. »
کلام آخر؛ صبر کارگران را امتحان نکنید
علیرضا افتخاری در پایان، به مسئولان زیربط هشدار میدهد: «توقع ما این است که صدای متانت کارگران شنیده شود. ما در این ۴ سال، چندین تجمع بزرگ ۵ هزار نفری داشتیم. یک شعار ساختارشکنانه ندادیم، یک سنگ پرتاب نشد، یک شیشه نشکست. در اوج شلوغیها، ما فضا را آرام نگه داشتیم و اجازه ندادیم از اعتراض صنفی ما سوءاستفاده شود. اما پاسخ اینهمه صبر و قانونمداری چه بود؟ اینکه امروز صورتجلسه بدهند و بگویند همه خواستههایتان رد شد؟» او سخنانش را اینگونه به پایان میبرد: «این صورتجلسه یعنی به کارگران میگویند هر کاری کردید، برای ما مهم نبود. این رفتارها یعنی هل دادن کارگر به سمت اعتراض. ما یک خواسته حداقلی داشتیم، گفتیم حداقل برای نیروهای راه دور فکری کنید، اما دریغ از یک قدم مثبت. این حجم از بیتوجهی، دل انسان را به درد میآورد. با این حال، ما بارها کارگران را به صبر دعوت کردهایم، اما مسئولان باید بدانند که این صبر بیپایان نیست.»
