زمينههاي ظهور تراستيها
تصميمات اخير اقتصادي دولت از منظر تحليلي چه معنا و مفهومي دارد و چه تاثيراتي قرار است به جاي بگذارد؟ در شرايطي كه شاخصهاي اقتصادي طي سالهاي اخير بهشدت نزولي شده و مردم (شامل دهكهاي محروم و متوسط) براي گذران عادي زندگي خود هم با مشقات و بحرانهاي بسياري روبهرو هستند، يافتن راهحلهايي براي كاستن از فشار به مردم براي بسياري از تحليلگران به يك ابهام مهم بدل شده است.

تصميمات اخير اقتصادي دولت از منظر تحليلي چه معنا و مفهومي دارد و چه تاثيراتي قرار است به جاي بگذارد؟ در شرايطي كه شاخصهاي اقتصادي طي سالهاي اخير بهشدت نزولي شده و مردم (شامل دهكهاي محروم و متوسط) براي گذران عادي زندگي خود هم با مشقات و بحرانهاي بسياري روبهرو هستند، يافتن راهحلهايي براي كاستن از فشار به مردم براي بسياري از تحليلگران به يك ابهام مهم بدل شده است.
يكي از واژههايي كه اين روزها و پس از حذف ارز ترجيحي به كرات درباره آن صحبت ميشود، كليدواژه «تراستيها» در اقتصاد است. گروهي كه به رانتهاي ويژهاي دسترسي داشته و با استفاده از اين رانتخواريها و ويژهخواريها، ثروتهاي نجومي به هم زده و كارتلهاي اقتصادي عظيمي ايجاد كردهاند.
بسياري از مقامات اجرايي پس از حذف ارز ترجيحي اعلام كردهاند، اين تصميمات تلاشي براي پايان دادن به نفوذ تراستيها در اقتصاد ايران است.
تراستيها در واقع ترجماني از واژه «ذينفعان» هستند كه من شخصا طي سالهاي متمادي درباره آن صحبت كرده و هشدار دادهام. واقع آن است كه ارز ترجيحي ارزانقيمتي كه طي سالهاي اخير به تناوب توزيع شده است، نه به نفع عموم مردم ايران بلكه در راستاي منافع افراد معدودي حول و حوش چند صد نفر بوده است. اين هزار الي 2هزار نفر همواره به ارز ترجيحي دسترسي داشته و سودهاي كلاني به جيب زدهاند. ميلیونها ايراني اما از اين منابع ارزي بيبهره بودهاند.
توجه داشته باشيد كه قيمت اقلام اساسي در ايران از بسياری از كشورهاي غربي نيز بالاتر است. قيمت گوشت 2برابر، مرغ 2برابر، قيمت برنج 3برابر كشورهاي اروپايي و غربي است. اما به نظرم زمان مناسبي است براي اينكه به اين پرسش كليدي پاسخ داده شود كه زمينههاي بروز تراستيها در اقتصادهايي مانند ايران چگونه ايجاد ميشود؟
1) تراستيها محصول يك اقتصاد تحريم زدهاند. اين محدوديتهاي تحريمي است كه باعث ميشود، با هدف دور زدن تحريمها، شرايطي ايجاد شود تا برخي افراد و گروههاي خاص و داراي نفوذ، به منابع عمومي كشور دسترسي پيدا كنند. اين دسترسي ميتواند به شكل تسلط بر حوزههاي انرژي و نفت يا تسلط بر بخشهاي پولي و ارزي باشد. زماني كه كشوري با معضل تحريمها روبهرو شود، طبيعي است كه ذينفعان و تراستيها جنب و جوش بيشتري پيدا كرده و تلاش ميكنند راهبردهايي براي دور زدن تحريمها ارايه كنند و از اين رهگذر سودهاي كلان ميلياردي به جيب بزنند. با اين توضيحات مشخص ميشود چرا برخي كاسبان تحريم با توافقاتي از جنس برجام و ... مخالفند و تلاش ميكنند كشور را در وضعيت تحريمي نگه دارند!
2) عدم شفافيت: بستر مهم ديگري كه تراستيها در آن جولان داده و رشد و نمو پيدا ميكنند، فضاي عدم شفافيت است. در تاريكخانههاي سياستگذاري و تصميمسازي است كه تراستيها و رانتخواران بهتر ميتوانند پروژههاي خود را پيش ببرند. بنابراين دولت و ساختاري كه ميخواهند با رانتخواري و ويژهخواري مقابله كنند تا حد ممكن بايد تلاش كنند، زمينه افزايش شفافيت در اقتصاد را فراهم سازند.
3) عدم حضور شايستگان و افراد متخصص: روشن است هر اندازه حضور افراد نخبه، شايسته و متخصص در نظام تصمیمسازيهاي كشور بيشتر شود و راهبردهاي اقتصادي معقولتري براي عبور از مشكلات انديشيده شود، جا براي افراد ذينفع و تراستي محدودتر ميشود.
به اين دليل است كه اصولا تراستيها تلاش ميكنند به جاي افراد شايسته و متخصص، برخي افراد بلهقربانگو و غير متخصص را در راس نهادهاي مهم اقتصادي و سياستگذاري فراهم كنند. حضور نمايندگان مجلس آگاه، اقتصاددانهاي كاربلد، مديران اجرايي متخصص و...باعث تضعيف تراستيها و افراد مرتبط با
آنها ميشود.
با اين توضيحات روشن است كه دولت براي اجراي ايدههاي خود براي پايان فساد و رانت ابتدا بايد زمينه رفع يا كاهش تحريمها، افزايش شفافيت و حضور افراد شايسته و متخصص در راس هرم تصميمسازيها و سياستگذاريها را فراهم سازد. تنها در اين صورت است كه ميتوان اميد داشت زمينه كاهش رانت در اقتصاد ايران فراهم شود و نسيم بهبود در معيشت مردم وزيدن آغاز كند.
