بازي محمد بن سلمان و سيسي براي استفاده حداكثري از شرايط منطقهاي
آنچه امروز در منطقه اتفاق ميافتد، نه اختلاف بين كشورها و نه يك مبارزه قدرت سنتي است، بلكه يك بازآفريني شديد در قوانين امنيت منطقهاي از درياي سرخ تا شاخ آفريقا و از سودان تا يمن است.
آنچه امروز در منطقه اتفاق ميافتد، نه اختلاف بين كشورها و نه يك مبارزه قدرت سنتي است، بلكه يك بازآفريني شديد در قوانين امنيت منطقهاي از درياي سرخ تا شاخ آفريقا و از سودان تا يمن است.
گرچه امارات متحده در حال حاضر بازنده اين فعل و انفعالات ديده ميشود، اما نه مصر و نه عربستان به امارات متحده عربي پشت نكردهاند، فقط به دوره سكوت خود در مقابل اقدامات اين كشور پايان دادهاند.
به اعتقاد كارشناسان مصري و سعودي، رياض و قاهره عليه ابوظبي صفآرايي نكردهاند، اما با اين حال تصميم گرفتهاند كه يك خط قرمز روشن در روابط با اين كشور و سياستهاي منطقه ابوظبي ترسيم كنند.
برخي تحليلگران مصري در رسانههاي مختلف اعلام كردهاند كه امنيت ملي از طريق شبه نظاميان مديريت نميشود، بنادر توسط معاملات محافظت نميشوند و كشورها از خارج از نهادهاي خود اداره نميشوند.
قاهره حتي پاي از اين هم فراتر نهاده و برخي قراردادهاي اقتصادي با امارات را لغو كرده است تا اين پيام را براي ابوظبي ارسال كند كه امنيت ملي را به سرمايهگذاريهاي هنگفت اقتصادي ترجيح ميدهد يا شايد هم تاكيد كند كه ميتواند با هزينه كمتري از امنيت ملي خود اين سرمايهگذاريها را از منبع ديگري (رياض) تامين كند. قاهره و رياض به درك مشتركي در اين رابطه رسيدهاند: بدون كشورهاي باثبات، هيچ امنيتي براي درياي سرخ وجود ندارد، با شبهنظاميان فراملي هيچ ثباتي وجود ندارد و آيندهاي براي منطقهاي كه توسط نيروهاي نيابتي و سودجويان جنگ اداره ميشود، وجود ندارد. بيانيههاي مربوط به امضاي توافقنامهها در سودان، يمن و سومالي صرفا يك ژست ديپلماتيك رسمي نبود، بلكه اعلام اتحاد استراتژيك براي محافظت از مفهوم دولت-ملت و جلوگيري از فروپاشي تدريجي آن از نگاه اين دو كشور محسوب ميشود. خطرات تهديدكننده ديگر در حد بالقوه و تئوري نيستند، بلكه به شكل واقعي و حقيقي عيان شده است. به رسميت شناختن «سوماليلند» توسط اسراييل يك گام نمادين نيست، بلكه يك حركت اطلاعاتي برنامهريزي شده و كمهزينه ازسوي دشمن است كه براي تحقق چند هدف مهم انجام شده است:
قرار گرفتن در موقعيت مقابل يمن.
محاصره غيرمستقيم مصر و عربستان سعودي.
فراهم كردن زمينه تحقق جاهطلبيهاي اتيوپي در درياي سرخ.
و دقيقا در اينجا، محاسبات مصر و عربستان سعودي به هم نزديك شد. آنچه بابالمندب را تهديد ميكند، كانال سوئز را تهديد ميكند. آنچه يمن را بيثبات ميكند، بر درياي سرخ فشار ميآورد.
آنچه سودان را تجزيه ميكند، شكاف استراتژيك مهلكي ايجاد ميكند. زمانبندي تصادفي نيست. منطقه با يك لحظه محوري روبهرو است:
امروز منطقه در آستانه قطببنديهاي جديدي است كه احتمال شكلگيري نقشه تهديدهاي طولاني مدت متقابل و مسابقه تسليحاتي با ياركشيهاي متفاوت قرار گرفته است و در هر دو مورد، درياي سرخ يك صحنه آزمون و سودان خط اول تقابل خوهد بود.
همين امر باعث شد تا رياض و عربستان از دور جديدي از همكاري عميقتر پردهبرداري كنند درحالي كه گرايش بيشتري به سوي قدرتهاي منطقهاي همچون تركيه و پاكستان براي پشتيباني از اين همگرايي داشته باشند و برخلاف امارات به جاي حمايت از گروههاي شبهنظامي از ساختار ارتشهاي ملي حمايت كنند. در واقع همگرايي قاهره و رياض بدون هيچ ترديدي دولت را به جاي گروههاي شبهنظامي انتخاب كردهاند.پس ميتوان گفت آنچه امروز شاهد آن هستيم يك هياهيو و جنجال سياسي و رسانهاي نيست، بلكه يك تغيير استراتژيك بزرگ است كه گرچه از يمن و سودان آغاز شده است، اما احتمالا به زودي تمام خاورميانه را در بر خواهد گرفت.
