هوش مصنوعي در سال ۲۰۲۶

۱۴۰۴/۱۰/۱۸ - ۱۰:۳۷:۲۰
کد خبر: ۳۷۳۱۳۹

در صنعتي كه با سرعتي زياد هم خود در حال تحول است و هم تحولي را در ديگر صنايع رقم مي‌زند، بدون شك پيش‌بيني آينده دشوار است اما مرور تحولات دو سال گذشته نشان مي‌دهد كه برخي روندهاي كلان هوش مصنوعي قابل پيش‌بيني بوده‌اند و اكنون به واقعيت‌هاي علني تبديل شده‌اند.

در صنعتي كه با سرعتي زياد هم خود در حال تحول است و هم تحولي را در ديگر صنايع رقم مي‌زند، بدون شك پيش‌بيني آينده دشوار است اما مرور تحولات دو سال گذشته نشان مي‌دهد كه برخي روندهاي كلان هوش مصنوعي قابل پيش‌بيني بوده‌اند و اكنون به واقعيت‌هاي علني تبديل شده‌اند. نشريه فناوري MIT در پيش‌بيني‌هاي ۲۰۲۵ خود از رشد مدل‌هاي استدلالي و شتاب هوش مصنوعي در علم و بحث پيوند فزاينده شركت‌هاي هوش مصنوعي با امنيت ملي سخن گفته بود و حالا با تحقق اين پيش‌بيني‌ها مي‌توان گفت صنعت هوش مصنوعي از فاز آزمايشي عبور كرده و وارد مرحله‌اي ساختاري شده است. به گزارش پيوست، پيش‌بيني جديد نشريه ام‌آي‌تي براي سال جديد ميلادي تصريح مي‌كند كه ديگر پرسش اصلي به اينكه «آيا هوش مصنوعي آينده را تغيير مي‌دهد يا نه» محدود نمي‌شود، بلكه مساله اصلي اين است كه چه كسي زيرساخت آن را مي‌سازد، چه كسي آن را كنترل مي‌كند و چه كسي هزينه‌هاي اجتماعي و حقوقي‌اش را مي‌پردازد. در اين متن گزارشي از پيش‌بيني‌هاي سال ۲۰۲۶ اين نشريه را مطالعه مي‌كنيد كه به نفوذ هرچه بيشتر مدل‌هاي چيني در قلب فناوري امريكا (سيليكون‌ولي) به دليل رويكرد متن‌باز اشاره مي‌كند و همچنين به مساله نبرد قانون‌گذاري در ايالات متحده (ميان دولت فدرال با نگاه باز و ايالت‌هاي خواستار تنظيم‌گري) مي‌پردازد. مساله ديگري كه در نيمه دوم سال ۲۰۲۵ به مركز توجه آمد و حالا يكي از بخش‌هاي مهم آينده هوش مصنوعي محسوب مي‌شود، نقش چت‌بات‌ها و عامل‌هاي هوش مصنوعي در تحول تجارت الكترونيك است. علاوه بر اين مدل‌هاي زباني حالا به بازيگر مهمي در حوزه كشفيات علمي و حتي توليد دارو تبديل شده‌اند و انتظار مي‌رود كه ادامه اين روند در سال ۲۰۲۶ با نظارت و كنترل كافي به تحولات مهمي منجر شود.

    مدل‌هاي زباني چيني ورود آرام به قلب سيليكون‌ولي

يكي از مهم‌ترين روندهاي سال ۲۰۲۶ را مي‌توان نفوذ تدريجي اما عميق مدل‌هاي زباني بزرگ چيني در محصولات غربي دانست كه برخلاف تصور رايج، نه از مسير تقابل ژئوپليتيك، بلكه با توجه به رويكرد متفاوت بازيگران بزرگ چيني انجام مي‌گيرد. بيشتر بازيگران چيني و به ويژه ديپ‌سيك، مهم‌ترين بازيگران اين بازار، بر رويكرد متن‌باز تمركز دارند و همچنين از سر ضرورت براي رقابت با همتايان غربي بود تمركز ويژه‌اي بر كارآمدي فني دارند. سال ۲۰۲۵ براي اكوسيستم مدل‌هاي متن‌باز چين تاريخ‌ساز بود. عرضه مدل استدلالي R1 از شركت ديپ‌سيك نشان داد كه دستيابي به عملكردي در سطح مدل‌هاي پيشرو، الزاما نيازمند منابع نامحدود يا شركت‌هاي امريكايي نيست. لحظه ديپ‌سيك به يك نقطه‌عطف ذهني در ميان كارآفرينان هوش مصنوعي تبديل‌شد و در واقع اين ايده را تقويت كرد كه مي‌توان بدون اتكا به اوپن‌اي‌آي گوگل يا انتروپيك هم به كيفيتي نزديك به پيشتازان صنعت دست پيدا كرد. مدل‌هاي متن و وزن‌بازي چون R1، مزيت‌هايي فراتر از كاهش هزينه را به همراه دارند. آنها به تيم‌ها اجازه مي‌دهند مدل را روي سخت‌افزار خود اجرا كنند، آن را با روش‌هايي مانند تقطير (distillation) يا هرس كردن (pruning) شخصي‌سازي كنند و وابستگي خود را به APIهاي گران‌قيمت كاهش دهند. اين ويژگي‌ها، در تضاد كامل با مدل‌هاي بسته امريكايي است كه هسته قابليت‌هايشان محرمانه باقي مانده است و گرچه شركتي چون متا بر رويكرد متن‌باز تمركز كرده و اوپن‌اي‌آي نيز سال گذشته اولين مدل متن‌باز خود را ارايه كرد، اما نمونه‌هاي چيني در اين حوزه پيشتازي مطلق را در اختيار دارند. نمونه برجسته اين روند، خانواده مدل‌هاي Qwen شركت علي‌باباست. تنها نسخه Qwen2.5-1.5B-Instruct اين شركت بيش از ۸.۸ ميليون بار دانلود شده و در كنار نسخه‌هاي تخصصي براي رياضي، كدنويسي، بينايي و پيروي از دستور، به يكي از ستون‌هاي متن‌باز اكوسيستم LLM تبديل شده است.   در كنار آن  ،  بازيگراني مانند  Zhipu GLM   و   Moonshot    Kimi نيز با الهام از رويكرد ديپ‌سيك، استراتژي متن‌باز را با جديت بيشتري دنبال مي‌كنند. نتيجه اين مسير، شكل‌گيري يك پارادوكس ژئوپليتيك است: در شرايطي كه تنش ميان امريكا و چين رو به افزايش است، اعتماد فني و استفاده عملي از مدل‌هاي چيني در استارت‌آپ‌هاي غربي رو به افزايش است. انتظار مي‌رود كه در سال ۲۰۲۶ تعداد بيشتري از محصولات سيليكون‌ولي (بي‌سروصدا) بر بستر مدل‌هاي متن‌باز چيني ساخته و عرضه شوند و فاصله زماني ميان عرضه مدل‌ها در چين و غرب، از چندين ماه به چند هفته كاهش يابد. 

    نبرد قانون‌گذاري در ايالات متحده

در موازات رقابتي كه فعالان فناوري دنبال مي‌كنند، سال ۲۰۲۶ صحنه تشديد كشمكش‌هاي سياسي بر سر قانون‌گذاري هوش مصنوعي در امريكا (ميزبان مهم‌ترين بازيگران هوش مصنوعي و ارايه‌دهندگان زيرساخت) خواهد بود. امضاي فرمان اجرايي دونالد ترامپ در ماه دسامبر ۲۰۲۵، كه هدف آن تضعيف قوانين ايالتي در حوزه هوش مصنوعي است، آغازي بر مرحله‌اي جديد از اين نبرد بود كه دولت فدرال حامي آزادي را در مقابل ايالت‌هايي قرار مي‌دهد كه به دنبال تنظيم‌گري بيشتر هستند. اين فرمان، ايالت‌ها را در موقعيتي سخت قرار داده است. از يك‌سو، ايالت‌هاي بزرگي مانند كاليفرنيا (كه نخستين قانون ايمني مدل‌هاي پيشرفته را تصويب كرده) آماده‌اند تا در صورت نياز كار را به دادگاه بكشانند و استدلال كنند كه تنها كنگره حق لغو قوانين ايالتي را دارد و از سوي ديگر همين ايالت‌ها به بودجه فدرال وابسته‌اند و به همين دليل ممكن است توان رويارويي سياسي نداشته باشند و مجبور به عقب‌نشيني در برابر دولت شوند. در همين حال، شركت‌هاي بزرگ هوش مصنوعي با اتكا به لابي‌گران قدرتمند خود براي خنثي‌سازي مقررات دست به كار شده‌اند. شعار اصلي بازيگران هوش مصنوعي و تيم لابي‌گري آنها اين است كه «قوانين پراكنده ايالتي، نوآوري را خفه مي‌كند و امريكا را در رقابت با چين عقب مي‌اندازد» در مقابل، گروه‌هاي حامي تنظيم‌گري نيز در حال سازمان‌دهي منابع مالي خود هستند تا در انتخابات ميان‌دوره‌اي آينده نقش‌آفريني كنند. نكته مهم اين است كه وعده ترامپ براي تدوين يك قانون فدرال جامع، چندان اميدواركننده به نظر نمي‌رسد. كنگره در سال ۲۰۲۵ دوبار در تصويب حتي يك تعليق موقت قوانين ايالتي شكست خورد. در چنين فضايي، سال ۲۰۲۶ نه سال حل مساله، بلكه سال تشديد كشمكش خواهد بود؛ كشمكشي كه هزينه عدم قطعيت آن را هم شركت‌ها مي‌پردازند و هم كاربران.

    چت‌بات‌ها تجارت الكترونيك:

سال دستيار‌هاي شخصي

يكي از ملموس‌ترين تغييرات ناشي از هوش مصنوعي را مي‌توان تاثير آن بر بخش تجارت الكترونيك دانست. ايده «دستيار خريد شخصي» با توان مقايسه، ارايه پيشنهاد و حتي انجام معامله و تنظيم زمان و مكان تحويل از يك سناريوي آينده‌نگرانه به يك واقعيت تبديل شده است. برآورد شركت Salesforce نشان مي‌دهد كه هوش مصنوعي در فصل خريد تعطيلات اخير، محرك ۲۶۳ ميليارد دلار خريد آنلاين بوده است؛ رقمي معادل ۲۱ درصد كل سفارش‌ها. فراتر از آن، پيش‌بيني مك‌كينزي نيز حاكي از آن است كه تا سال ۲۰۳۰، سالانه بين ۳ تا ۵ هزار ميليارد دلار از طريق «تجارت عامل‌محور» (agentic commerce) جابه‌جا خواهد شد. شركت‌هاي بزرگ فناوري به‌خوبي اهميت اين بخش را متوجه شده‌اند و دريافته‌اند كه لحظه تصميم‌گيري براي خريد، گلوگاه اصلي بهره‌برداري ارزش است. هوش مصنوعي جميناي گوگل اكنون به داده‌هاي Shopping Graph متصل شده و حتي مي‌تواند به‌جاي كاربر با فروشگاه‌ها تماس بگيرد. شركت اوپن‌اي‌آي نيز با افزودن قابليت خريد به ChatGPT و همكاري با والمارت، تارگت و Etsy تلاش كرده تا فرآيند خريد را به بخشي از مكالمه طبيعي با هوش مصنوعي تبديل كند. در سال ۲۰۲۶، با كاهش ترافيك ورودي از موتورهاي جست‌وجو و شبكه‌هاي اجتماعي و افزايش زماني كه كاربران صرف تعامل با چت‌بات‌ها مي‌كنند، انتظار مي‌رود اين مدل‌ها به دروازه اصلي تجارت ديجيتال تبديل شوند. اين تحول، هم فرصت است و هم تهديد: فرصتي كه مي‌تواند به ساده‌سازي تجربه كاربر منجر شود و تهديدي كه شفافيت بازار و استقلال مصرف‌كننده در انتخاب را در معرض خطر قرار مي‌دهد.

   هوش مصنوعي در جايگاه شتاب‌دهنده  كشف‌هاي علمي

اگرچه مدل‌هاي زباني به‌تنهايي مستعد خطا و «توهم» هستند، اما تركيب آنها با چارچوب‌هاي كنترلي جديد، افق تازه‌اي را در حوزه كشفيات و فعاليت‌هاي علمي گشوده‌ است. معرفي سيستم AlphaEvolve از گوگل ديپ‌مايند كه امكان استفاده از مدل‌هاي گوگل در يك حلقه بازگشتي-تكاملي براي كشف و اصلاح الگوريتم‌هاي جديد در راستاي حل مسائل پيچيده را فراهم مي‌كند، نمونه‌اي بارز از حركت در اين مسير است. كاربردهاي اوليه اين سيستم بهينه‌سازي مصرف انرژي ديتاسنترها و TPUها (پردازنده‌هاي اختصاصي گوگل) عنوان شده كه گرچه انقلابي نيست، اما نشان‌دهنده پيدايش يك مسير جديد است. انتشار نسخه‌هاي متن‌باز مانند OpenEvolve و SinkaEvolve، و پروژه‌هايي نظير AlphaResearch نيز نشان مي‌دهد كه تمركز بر بخش استفاده علمي از الگوريتم‌هاي هوش مصنوعي در حال فراگير شدن است. در موازات اين پروژه‌ها، برخي پژوهش‌ها نيز در تلاشند تا خلاقيت مدل‌هاي استدلالي را افزايش دهند و مرزهاي تازه‌اي را به چالش بكشند. در مجموع، ميلياردها دلار سرمايه در حال سرازير شدن به تلاش براي حل مسائل رياضي، كشف مواد جديد و توسعه دارو با كمك هوش مصنوعي است. در سال ۲۰۲۶ احتمالا شاهد اولين كشف مهمي خواهيم بود كه بدون استفاده از مدل‌هاي بزرگ زباني يا ممكن نبود يا زمان بسيار بيشتري را مي‌طلبيد اما اين مدل‌ها بدون شك نه به عنوان جايگزين انسان، بلكه به عنوان شتاب‌دهنده ايفاي نقش مي‌كنند.

   آزمون مسووليت هوش مصنوعي

پيشرفت‌هاي فني همواره با پاسخ حقوقي همراه هستند. مقاله نشريه فناوري ام‌آي‌تي مي‌گويد موج بعدي دعاوي افراد يا نهاد‌ها عليه شركت‌هاي هوش مصنوعي، فراتر از اختلافات مربوط به كپي‌رايت را پوشش مي‌دهد و به پرسش‌هايي مانند مسووليت شركت‌ها در قبال توصيه‌هاي خطرناك چت‌بات‌ها، يا انتشار اطلاعات نادرست را پوشش مي‌دهد؛ مساله‌اي كه شايد در سال ۲۰۲۵ با توجه به ارتباط چندين مرگ با چت‌بات‌ها اهميت بيشتري پيدا كرد و باعث تغيير نگاه شركت‌ها به ايمني شد. پرونده‌هايي كه در سال ۲۰۲۶ به دادگاه مي‌روند، از جمله شكايت خانواده يك نوجوان كه خودكشي او به تعامل با چت‌بات نسبت داده شده، ممكن است نقطه عطفي در تعريف مسووليت حقوقي شركت‌هاي هوش مصنوعي باشد. نتيجه اين پرونده‌ها نه‌تنها بر شركت‌ها، بلكه بر بيمه‌گران، سرمايه‌گذاران و سياست‌گذاران تاثيرگذار خواهد بود. در نگاه كلي مي‌توان گفت كه سال ۲۰۲۶ احتمالا سالي است براي بلوغ در كنار تنش. هوش مصنوعي به نفوذ فزاينده در اقتصاد، علم و زندگي روزمره ادامه مي‌دهد و در عين حال بايد به به مقاومت‌هاي سياسي، حقوقي و اخلاقي پاسخ دهد. رقابت مدل‌ها، جنگ قانون‌گذاري، تغيير رفتار مصرف‌كننده و بحث مسووليت، همگي نشان مي‌دهند كه هوش مصنوعي ديگر يك فناوري نوظهور نيست؛ بلكه يك زيرساخت مناقشه‌برانگيز است كه آينده‌اش نه‌فقط با كد، بلكه با سياست و قانون در كنار مسووليت‌پذيري شكل مي‌گيرد.