اصلاحي كه ناتمام ماند؟
برعكس برخي انتظارات شاهد سقفشكني مجدد در بسياري از بازارها خصوصا در بورس و بازار ارز هستيم كه نشان از ورود بالقوه تقاضاكنندگان در بازار است.

برعكس برخي انتظارات شاهد سقفشكني مجدد در بسياري از بازارها خصوصا در بورس و بازار ارز هستيم كه نشان از ورود بالقوه تقاضاكنندگان در بازار است.
حال سوالي كه پيش ميآيد آيا ورود در حال حاضر در صورت خروجها منطقي به نظر ميرسد يا خير؟
در پاسخ بايد گفت عملا به هيچ عنوان توصيه نميشود اقدام به چنگزني به قطار در حال حركت كرد و خواه ناخواه در بازار به زودي شاهد توقف ايستگاهي خواهيم بود كه با توجه به شكست سقفهاي مدتي قبل بازارها اين نواحي شكسته شده ميتواند طي استراحتهاي آتي بازار معقولانه و كم ريسك جهت ورود تلقي شوند.
مورد بعدي كه به نظر ميآيد، عدم نفسگيري كامل بازارهاست كه اندكي ميتواند بازارهاي ذكر شده را آسيبپذير و سست جلوه دهد، زيرا عملا دست به دست قوي در بازار رخ نداده است و شاهد ورود يك هيجان بالقوه در بازارها به خصوص ارز و بعد از آن بورس هستيم.
مورد ديگري كه به چشم ميآيد برخي عقبماندگيهاي ادامهدار بازاري همچون بورس است كه يكي از آنها ارزش دلاري بازار است كه همچنان نتوانسته به صورت قدرتمند از روند نزولي چند ساله خود خارج شود و صرفا در حال ساخت برخي كفها و حمايتهاي مستحكم است تا بتواند در يك بازه بلندمدتي مجدد اقدام به سقفشكني و ساخت يك روند صعودي كند كه به احتمال بسيار بالايي هم طي ماههاي آتي رخ خواهد داد و تنها موردي كه ميتواند ترمز بازار را بكشد، سياستهاي بانك مركزي يا اتفاقات سياسي است كه با توجه به وجود رياست جديد بانك مركزي برخي تصميمات مداخلهگرانه و خصوصا انقباضي كمرنگ شدهاند.
موردي كه بايد به آن اشاره كرد، اين است هر قدر موجهاي حركتي يك بازار به حالتهاي هيجاني و شارپ و البته تا حدممكن بدون مكث باشد، ميتواند پرريسكتر و هيجاني باشد كه عملا موجهاي اصلاحي اين بازارها هم ناگزير شارپ و پرهيجان خواهند بود كه در نهايت نقدشوندگي اين بازارها كه موردي مهم تلقي ميشود را زير سوال ميبرد تا در نهايت باعث شود اكثريت افراد صرفا درون يك موج كشيده شده و بالا و پايين شوند و در آخر متوجه شوند كه يا بازدهي مناسبي كسب يا حتي بازدهي را شناسايي نكردهاند.
در بخش ديگر بايد گفت هر چند سرمايهگذاري و ورود به بازارها يك تصميم شخصي تلقي ميشود، اما متاسفانه اثر گرفته از بسياري عوامل بيروني است كه هر قدر هم پر سروصداتر باشند، زيانسازتر هستند كه فقط با اين سروصدا و با استفاده از افراد خرد و عادي دريافت سوخت گلهاي خواهند كرد تا منجر به سودسازي پولهاي درشت اصلي بازار شوند.
پس در اين خصوص توصيه ميشود در آرامترين زمانها و زماني كه بازارها بيسروصدا در حال كفسازي و جذب نقدينگي هدفمند هستند، اقدام به ورود به بازارها خصوصا بازار بورس كرد كه در نهايت توصيه ميشود هرچند اين موجها وسوسهكننده به نظر ميرسند، بهتر است صبوري كرد تا در زمان درست بتوان شكار در مناسبترين قيمتها را انجام داد كه البته براي بازاري چون بورس احتمال ميرود در همين فصل جاري رخ دهد.
مورد پاياني را هم ميتوان همسويي قوي برخي بازارها در حال حاضر با بازارهاي جهاني دانست كه هرگونه عقبگرد و چرخش روندي كه مدام به تاخير ميانجامد باعث اتفاقي همانند بورس سال ۹۹ ولي به صورت بسيار وسيعتر در يك بخش جهاني باشد كه البته ميتواند در مقابل رونق بسياري از بورسهاي جهاني حتي بورس ايران را رقم بزند كه مجدد باعث يك چرخش به صورت جابهجايي ثروت بين برخي افراد همانند برخي موجهاي اینچنيني در سالهاي قبل باشد كه پس از شكل دادن حركتهاي وحشيانه شاهد چرخشهاي چنين وحشيانه بوديم.
يك نكته تكميلكننده در بازارها در حال حاضر شكلگيري واگرايي محسوسي است كه ميتواند بازارها به خصوص بازار بورس و ارز (به خصوص دلار) را تحت تاثير قرار دهد كه عملا باعث كمك بيشتر به خروج پولهاي هوشمند از بازار باشد كه ميتواند تاييدي بر ضعف بازار در خصوص اينچنين جنبشهاي ناگهاني باشد.
