اميد بازارها به كاهش نرخ بهره
با پايان تعطيلات سال نو ميلادي و بازگشايي همزمان اغلب بورسهاي مهم جهان، بازارهاي مالي وارد مرحلهاي تازه از ارزيابي و تصميمگيري شدهاند؛ مرحلهاي كه ميتواند مسير سرمايهگذاري در ماههاي آينده را مشخص كند.
با پايان تعطيلات سال نو ميلادي و بازگشايي همزمان اغلب بورسهاي مهم جهان، بازارهاي مالي وارد مرحلهاي تازه از ارزيابي و تصميمگيري شدهاند؛ مرحلهاي كه ميتواند مسير سرمايهگذاري در ماههاي آينده را مشخص كند. نخستين هفته كاري سال جديد، نهتنها براي معاملهگران كوتاهمدت، بلكه براي سرمايهگذاران بزرگ و سياستگذاران اقتصادي نيز اهميت ويژهاي دارد، چرا كه در اين مقطع، انتظارات انباشتهشده از سال گذشته با دادهها و رويدادهاي جديد سنجيده ميشود .برخلاف برخي پيشبينيها كه انتظار نوسانهاي شديد در آغاز سال را داشتند، معاملات بورسهاي جهاني با آرامش نسبي آغاز شده است. شاخصهاي اصلي در امريكا، اروپا و آسيا نوسانهاي محدود و كنترلشدهاي را تجربه ميكنند كه نشاندهنده احتياط فعالان بازار است. سرمايهگذاران بهخوبي آگاهند كه هنوز پاسخ بسياري از پرسشهاي كليدي، بهويژه درباره سياست پولي و رشد اقتصادي، روشن نشده و هرگونه تصميم شتابزده ميتواند پرهزينه باشد. در والاستريت، شاخص S&P500 و نزدك بيشتر در حال نوسان در محدودههاي تثبيتي هستند. اين رفتار نشان ميدهد كه بازار پس از رشدهاي قابلتوجه دورههاي قبلي، وارد فاز «هضم اطلاعات» شده است. از سوي ديگر، حجم معاملات نيز در مقايسه با دورههاي پرهيجان سال گذشته، در سطحي متعادلتر قرار دارد. در بازارهاي اروپايي، وضعيت اقتصادي شكنندهتر از امريكاست. برخي اقتصادهاي بزرگ اروپا با رشد نزديك به صفر يا حتي نشانههاي ركود مواجهاند. همين موضوع باعث شده بورسهاي اين منطقه بيش از هر چيز به سيگنالهاي بانك مركزي اروپا و سياستهاي مالي دولتها چشم بدوزند.با اين حال، معاملات در بورسهاي آلمان، فرانسه و انگليس نشان ميدهد كه بازار هنوز بهطور كامل نااميد نشده است. صنايعي مانند انرژيهاي تجديدپذير، دفاعي و برخي شركتهاي صادراتمحور، توانستهاند توجه نسبي سرمايهگذاران را جلب كنند. در مقابل، شركتهايي كه به تقاضاي داخلي اروپا وابستهاند، همچنان با احتياط معامله ميشوند. در شرق آسيا، شكاف رفتاري بازارها پررنگتر است. بورس ژاپن يكي از برندگان شرايط فعلي به شمار ميرود. تداوم سياست پولي انبساطي بانك مركزي ژاپن و تضعيف ين در برابر ارزهاي اصلي، به نفع شركتهاي صادراتمحور تمام شده است. همين موضوع باعث شده شاخص نيكي عملكردي بهتر از بسياري از همتايان جهاني خود داشته باشد. در مقابل، بازارهاي چين و هنگكنگ همچنان تحت فشار عوامل ساختاري قرار دارند. بحران بازار مسكن چين، بدهيهاي سنگين و كاهش اعتماد مصرفكنندگان، سايهاي سنگين بر معاملات انداخته است. اگرچه دولت چين بستههاي حمايتي متعددي را مطرح كرده، اما بازار هنوز منتظر شواهد عملي و تأثيرگذار اين سياستهاست.
نرخ بهره؛ عامل تعيينكننده مسير بازارها
بيترديد، مهمترين متغير اثرگذار بر بورسهاي جهاني در شرايط كنوني، نرخ بهره است. فدرال رزرو امريكا پس از يك دوره طولاني افزايش نرخ بهره براي مهار تورم، اكنون در نقطهاي قرار دارد كه هر داده اقتصادي ميتواند مسير سياستگذاري را تغيير دهد. تورم در امريكا كاهش يافته، اما هنوز به هدف ۲ درصدي نرسيده است. از سوي ديگر، بازار كار همچنان نسبتاً مقاوم است. اين تركيب باعث شده فدرالرزرو پيامهايي محتاطانه ارسال كند. سرمايهگذاران از يك سو به كاهش نرخ بهره اميدوارند و از سوي ديگر، نگران اين هستند كه تأخير در اين كاهش، رشد اقتصادي و سودآوري شركتها را تحت فشار قرار دهد. در اروپا نيز بانك مركزي با دوگانهاي مشابه روبروست؛ اما فشار ركود اقتصادي در اين منطقه پررنگتر است. همين موضوع باعث شده بازارها احتمال سياستهاي تسهيلي را جديتر بگيرند، هرچند زمانبندي آن هنوز مشخص نيست.
بازار كاموديتي؛ تعادل ناپايدار قيمتها
همزمان با باز بودن بورسهاي جهاني، بازار كالاها نيز وارد فاز جديدي از تحليل شده است. نفت خام در كانون توجه قرار دارد؛ بازاري كه تحت تأثير متغيرهاي متعددي از جمله وضعيت اقتصاد جهاني، سياستهاي اوپك پلاس و ريسكهاي ژئوپليتيك نوسان ميكند. در حال حاضر، نفت در يك محدوده تعادلي شكننده معامله ميشود. نگراني از كاهش تقاضاي جهاني در صورت افت رشد اقتصادي، فشار كاهشي ايجاد ميكند، اما از سوي ديگر، تنشهاي سياسي و محدوديت عرضه مانع افت شديد قيمت ميشود. اين وضعيت، فضاي عدم قطعيت را براي شركتهاي انرژي و سرمايهگذاران اين بخش افزايش داده است. طلا اما بيش از گذشته نقش دارايي امن را ايفا ميكند. در شرايطي كه بازارها هنوز نسبت به آينده نرخ بهره و تحولات ژئوپليتيك مطمئن نيستند، تقاضا براي طلا حفظ شده است. بسياري از سرمايهگذاران نهادي، طلا را به عنوان ابزار پوشش ريسك نگه ميدارند، نه صرفاً يك گزينه سوداگرانه.
فلزات پايه؛ چشمانتظار چين
بازار فلزات صنعتي مانند مس، آلومينيوم و روي، بيش از هر چيز به چشمانداز اقتصاد چين وابسته است. هر نشانهاي از بهبود فعاليتهاي صنعتي يا بستههاي حمايتي موثر در چين ميتواند مسير قيمتها را تغيير دهد. در غياب چنين سيگنالهايي، فلزات پايه در محدودههاي محتاطانه معامله ميشوند. اين موضوع براي بورسهاي كالامحور، از جمله بازار سرمايه ايران، اهميت بالايي دارد، چرا كه سودآوري بسياري از شركتها به روند قيمت همين فلزات گره خورده است. در بازار ارزهاي جهاني، دلار امريكا همچنان بازيگر اصلي است. با وجود انتظارات براي كاهش نرخ بهره در آينده، دلار به دليل قدرت نسبي اقتصاد امريكا و جريان امن سرمايه، موقعيت خود را حفظ كرده است. اين موضوع باعث شده ارزهاي ديگر، از جمله يورو و پوند، در برابر دلار دامنه نوسان محدودي داشته باشند. در بازارهاي نوظهور، ارزها بيش از گذشته به تصميمات فدرال رزرو حساس شدهاند. هرگونه تغيير در انتظارات نرخ بهره، ميتواند به سرعت جريان سرمايه را جابهجا كند.
سهام فناوري
بخش فناوري كه در سالهاي اخير موتور رشد بورسهاي جهاني بوده، اكنون وارد فاز دقيقتري از تحليل شده است. اگرچه حوزههايي مانند هوش مصنوعي، دادههاي ابري و اتوماسيون صنعتي همچنان جذاباند، اما ارزشگذاريهاي بالا باعث شده سرمايهگذاران به سودآوري واقعي شركتها توجه بيشتري نشان دهند. بازار بهتدريج از فضاي هيجاني فاصله گرفته و به سمت انتخاب شركتهاي با مدل كسبوكار پايدار حركت ميكند. در چنين فضايي، تفاوت ميان شركتهاي قوي و ضعيف بيش از گذشته آشكار ميشود.
پيام تحولات جهاني براي بورس تهران
باز بودن بورسهاي جهاني و روندهاي حاكم بر آنها، پيامهاي روشني براي بازار سرمايه ايران دارد. بخش عمدهاي از شركتهاي بورسي ايران به قيمتهاي جهاني نفت، فلزات و محصولات پتروشيمي وابستهاند. بنابراين، ثبات يا نوسان در بازارهاي جهاني ميتواند مستقيماً بر سودآوري آنها اثر بگذارد. علاوه بر اين، تغيير فضاي ريسكپذيري در جهان ميتواند بهطور غيرمستقيم بر رفتار سرمايهگذاران داخلي نيز تأثير بگذارد. در شرايطي كه بازارهاي جهاني آرام و باثبات باشند، اعتماد عمومي به سرمايهگذاري افزايش مييابد؛ موضوعي كه براي بورس تهران نيز اهميت دارد.
استراتژي سرمايهگذاران در شرايط فعلي
رفتار بازارهاي جهاني نشان ميدهد كه سرمايهگذاران بزرگ بهدنبال صبر هوشمندانه هستند. تمركز بر مديريت ريسك، تنوعبخشي به پرتفوي و توجه به تحليل بنيادي، بيش از معاملات هيجاني مورد توجه قرار گرفته است. اين رويكرد، احتمال نوسانهاي شديد را كاهش ميدهد، اما در عين حال، فرصتهاي انتخابي را براي سرمايهگذاران دقيق فراهم ميكند. در مجموع، بازگشايي بورسهاي جهاني در آغاز سال ميلادي نشان ميدهد كه بازارها وارد فاز جديدي از تعادل و انتظار شدهاند. نه خوشبيني افراطي و نه بدبيني شديد بر معاملات حاكم نيست؛ بلكه ترديدي حسابشده شكل گرفته است. مسير آينده بازارها به دادههاي اقتصادي، تصميم بانكهاي مركزي و تحولات سياسي گره خورده و همين امر، اهميت تحليل و صبر را بيش از گذشته افزايش داده است. سال جديد بهاحتمال زياد، سال تصميمهاي دقيق، انتخابهاي سنجيده و فاصله گرفتن از هيجان خواهد بود؛ مسيري كه نهتنها بورسهاي بزرگ جهان، بلكه بازار سرمايه ايران نيز ناگزير از تأثيرپذيري از آن است.
