سهام تورم‌‌گريز مطلق نيست

۱۴۰۴/۱۰/۱۵ - ۲۳:۲۴:۳۷
کد خبر: ۳۷۲۷۷۶

برخي اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه چرا بازدهي طلا از تمام شاخص‌هاي بورس امريكا كه نماينده تمام پيشرفت‌هاي علمي و صنعتي عالم بشريت تا به امروز محسوب مي‌شود، بيشتر بوده است؟

رضا غني‌پور

برخي اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه چرا بازدهي طلا از تمام شاخص‌هاي بورس امريكا كه نماينده تمام پيشرفت‌هاي علمي و صنعتي عالم بشريت تا به امروز محسوب مي‌شود، بيشتر بوده است؟

وقتي مي‌گوييم بيشتر يعني بسيار بيشتر از چيزي كه بتوان تصور كرد. يعني يك پيرزن هندي بدون سواد اقتصادي كه ۲۵ سال پيش طلا خريده بازده سرمايه‌گذاري‌اش بهتر از وارن بافت و چارلي مانگر بوده است.

اين گزاره عمدا گزاره‌اي «ضد شهود» به نظر مي‌رسد، ولي وقتي موضوع را به صورت 

لايه ‌لايه باز كنيم مشخص مي‌شود نه تناقضي است، نه توهيني و نه به عقل اقتصاد مشكلي وجود دارد.

مساله اين است كه داريم دو چيز متفاوت را با يك متر ثابت مي‌سنجيم. بازده اسمي مساوي با بازده واقعي نيست. بله، اگر اسمي و دلاري نگاه كنيد، طلا از حدود سال ۲۰۰۰ تا امروز رشد بزرگي داشته است. اما اين رشد عمدتا بازتاب اين است كه قدرت خريد دلار افت كرده، نه اينكه طلا «خلق ارزش» كرده باشد. طلا بيشتر از اينكه موتور رشد باشد، به آينه پول بدل شده است.

بورس امريكا نماينده «پيشرفت بشر» نيست؛ نماينده «بازده سهامدار» است. اين دو گزاره يكي نيستند. نبايد فراموش كرد كه پيشرفت علمي و صنعتي اغلب به نفع مصرف‌كننده تمام مي‌شود. اين رويكرد با كاهش قيمت واقعي كالاها و خدمات همراه است و الزاما به افزايش سود سهامداران ختم نمي‌شود.

در واقع در شرايط فعلي يك دوره تاريخي با سركوب نرخ بهره واقعي رخ داده است. در چنين محيطي هر دارايي بدون جريان نقدي، ولي با عرضه محدود مي‌تواند از دارايي مولد جلو زده و به يك دارايي داراي ارزش افزوده قابل توجه بدل شود. اين وضعيت البته «ناهنجاري» نيست؛ بلكه امضاي روشني از سياست پولي است. 

كاهش ارزش پول لزوما به‌طور متقارن به همه دارايي‌ها منتقل نمي‌شود. ري داليو، تحليلگر روي همين موضوع دست گذاشته و آن را تشريح مي‌كند، وارن بافت هم تلويحا اين گزاره را قبول مي‌كند، فقط دوست ندارد اسمش را بياورد. تورم پولي همزمان و يكنواخت پخش نمي‌شود (اثر كانتيلون) .

مسير معمول آن اول سيستم بانكي و بازار اوراق - دارايي‌هاي مالي خاص - بعد با تاخير: در حوزه‌هايي چون دستمزد، كالا، مصرف ظهرو و بروز دارد.

اما نكته كليدي اين است كه سهام از كانال «جريان نقدي آتي تنزيل‌ شده» قيمت‌گذاري مي‌شود، نه فقط تورم. چرا سهام «تورم‌‌گريز مطلق» نيست؟ چون ارزش سهام مساوي است با سود واقعي ضرب در ضريب تنزيل. 

در اقتصاد ايران سود اسمي شركت‌ها بالا رفت، اما همزمان ماليات پنهان (تورم + مقررات) نيز بالا رفت و بخش بزرگي از رشد بهره‌وري به مصرف‌كننده منتقل شد. طلا جريان نقدي ندارد، به نرخ تنزيل حساس نيست و فقط به «اعتماد به پول» واكنش مي‌دهد. در نهايت بازار فقط «نتيجه» را قضاوت مي‌كند، نه منطق پشتش را.

به لطف وجود دولت‌ها و كنترل پول توسط دولت‌ها كسي كه روي توليد و تخصيص سرمايه كار كرده، عقب افتاده است. بازارهاي مالي به اخلاق و تلاش پاداش نمي‌دهند. فقط به قرار گرفتن در سمت درست يك رژيم كلان اقتصادي پاداش داده مي‌شود. گزاره‌اي از اين دست ترويج مي‌شود كه «طوري سرمايه‌گذاري كنيد كه اگر پول خراب شد، زنده بمانيد و اگر درست شد، رشد كنيد.» در واقع نه پيرزن هندي باش، نه وارن بافت، بلكه يك سرمايه‌گذار در حد فردي كه عاقلانه تصميم‌گيري مي‌كند.