وقتي آب، طلاي جديد صنعت ميشود
در روزگاري كه «آب» بيش از هر زمان ديگري به يك منبع حياتي و ناياب تبديل شده، صنايع بزرگ كشور مانند نفت، گاز و پتروشيمي بيش از پيش با چالش تأمين منابع آبي روبهرو هستند. امروز، پس از دههها اتكا به آبهاي شيرين، تصميمگيران و فعالان صنعتي به دنبال آبهاي نامتعارف هستند. يعني منابعي مثل آب شور دريا، پساب شهري و پساب صنعتي هستند تا صنعت را از بحران كمآبي نجات دهند و الگوي بهرهوري منابع را بازتعريف كنند.
در روزگاري كه «آب» بيش از هر زمان ديگري به يك منبع حياتي و ناياب تبديل شده، صنايع بزرگ كشور مانند نفت، گاز و پتروشيمي بيش از پيش با چالش تأمين منابع آبي روبهرو هستند. امروز، پس از دههها اتكا به آبهاي شيرين، تصميمگيران و فعالان صنعتي به دنبال آبهاي نامتعارف هستند. يعني منابعي مثل آب شور دريا، پساب شهري و پساب صنعتي هستند تا صنعت را از بحران كمآبي نجات دهند و الگوي بهرهوري منابع را بازتعريف كنند.
ايران كشوري با اقليم خشك و نيمهخشك است؛ يعني منابع آب طبيعياش محدود و شكننده. در چنين فضايي، صنايع بزرگ، بهويژه آنهايي كه آببر هستند، سهم زيادي از منابع آبي عمومي را مصرف كردهاند و اين موضوع بارها مورد انتقاد زيستمحيطي قرار گرفته است. بر اساس قوانين جديد، تأمين آب صنايع از منابع متعارف (آبهاي سطحي و زيرزميني) بايد محدود شود تا اين منابع براي شرب و كشاورزي حفظ شوند و بهجاي آن از آبهاي نامتعارف استفاده شود.
در عمل اين به معناي يك تغيير پارادايم اساسي است: ديگر نميتوان انتظار داشت آب شيرين طبيعي براي صنعت در حجمهاي گذشته در دسترس باشد. اين تغيير نه تنها يك راهكار فني، بلكه يك التزام قانوني و زيستمحيطي است.منابع آبي نامتعارف شامل موارد مختلفي هستند آب شور يا لبشور دريا كه از طريق فناوريهاي شيرينسازي قابل استفاده ميشود؛ پساب شهري و صنعتي كه پس از تصفيه ميتواند وارد چرخه مصرف صنعتي شود؛ آبهاي بازيافتي كارخانجات و شبكه شهري كه دوباره مورد استفاده قرار ميگيرند.هر كدام از اين منابع مزايا و چالشهاي خاص خود را دارند. به عنوان مثال، آب تصفيهشده دريا براي صنايع ساحلي يك منبع قابل دسترس است، اما هزينه تبديل اين آب شور به آب قابل مصرف صنعتي همچنان بسيار بالاست. در طرف ديگر، پسابهاي شهري و صنعتي ميتواند پس از تصفيه به سرعت وارد چرخه مصرف شود، ولي نيازمند زيرساختهاي تصفيه و استانداردهاي دقيق است كه به سرمايهگذاري قابل توجه نياز دارند. در سالهاي اخير، برنامههاي توسعهاي براي انتقال آب از سواحل جنوب كشور (از خليجفارس و درياي عمان) به مناطق داخلي در دست اجراست تا اين منابع جايگزين براي توليد صنعتي فراهم شود.چرا صنايع بزرگ بايد به منابع نامتعارف روي بياورند؟ پاسخ ساده است: تنها راه براي حفظ منابع آبي شيرين و ادامه فعاليت پايدار صنعتي. با تصويب آييننامههاي جديد، مانند قوانين برنامه پنجساله توسعه كشور، صنايع با مصرف بيش از حد آب، ازجمله نفت، گاز، پتروشيمي و نيروگاهي، موظف شدهاند تا مصرف آبهاي متعارف خود را كاهش دهند و از منابع غيرمتعارف بهرهمند شوند.اين الزام هم براي حفاظت از منابع آب زيرزميني و سطحي است و هم براي بهبود بهرهوري مصرف آب در بخش صنعت. در اين رويكرد، نهتنها حجم برداشت آب كاهش مييابد، بلكه فشار اقتصادي و زيستمحيطي نيز از دوش منابع حياتي كشور برداشته ميشود.علاوه بر اين، استفاده از پسابهاي شهري يا صنعتي پس از تصفيه، به معناي كاهش پسماند و آلودگي آبهاي طبيعي نيز هست. اين رويكرد چندين هدف را همزمان دنبال ميكند: بهرهوري منابع، كاهش آلودگي و ايجاد ظرفيت جديد براي توسعه صنعتي.
در صنعت نفت و پتروشيمي، مصرف آب براي فرآيندهاي توليد، خنكسازي و شستوشو اهميت زيادي دارد. بنابر اعلام مسوولان، صنايع آببر ميتوانند بخش قابلتوجهي از نياز آبي خود را از آبهاي نامتعارف تأمين كنند. توسعه پسابهاي تصفيهشده و استفاده از آبهاي شور تصفيهشده در پالايشگاهها، پتروشيميها و واحدهاي نيروگاهي، به يك استراتژي كلان تبديل شده است.شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران نيز برنامههايي براي بازچرخاني و استفاده از منابع آب غيرمتعارف تدوين كرده است تا مصرف آبهاي شيرين كاهش يابد و بهرهوري منابع افزايش پيدا كند. اگر اين طرحها بهدرستي پياده شوند، ميتوانند به يك الگوي ملي براي ديگر صنايع آببر تبديل شوند، به ويژه در مناطقي كه كمبود آب شديدتر است.با وجود مزاياي استفاده از آبهاي نامتعارف، اين مسير خالي از چالش نيست. يكي از بزرگترين موانع، هزينه بالاي تصفيه آب شور و پسابها براي رسيدن به استانداردهاي صنعتي است. شيرينسازي آب دريا، بهخصوص در داخل كشور، نيازمند سرمايهگذاريهاي عظيم و انرژي زياد است كه هزينه نهايي هر مترمكعب آب را افزايش ميدهد.ازسوي ديگر، توسعه شبكههاي جمعآوري و تصفيه پساب شهري و صنعتي، نيازمند زيرساختهاي گسترده و هماهنگسازي بين بخشهاي مختلف است. بدون اين سرمايهگذاريها، امكان بهرهبرداري بهينه از منابع نامتعارف وجود نخواهد داشت.همچنين براي اينكه اين آبها قابل استفاده باشد، بايد استانداردهاي كيفي تضمين شود تا به تجهيزات صنعتي آسيب نزند يا باعث خسارت نشود. اين موضوع به توسعه فناوريهاي پيشرفته تصفيه وابسته است كه هنوز در برخي موارد نياز به تقويت دارد.امروز ايران در نقطهاي تاريخي قرار دارد: از يكسو منابع آب شيرين محدود است و فشار مصرف بالا، ازسوي ديگر صنايع بزرگ براي ادامه فعاليت و توسعه، نيازمند منابع مطمئن آبي هستند. در چنين شرايطي، استفاده از آبهاي نامتعارف ميتواند راهحلي استراتژيك براي ادامه رشد اقتصادي و حفظ محيطزيست باشد. اين راهكار نه تنها پاسخ به نياز فوري صنايع آببر است، بلكه يك مسير بلندمدت براي مديريت پايدار منابع آبي نيز به شمار ميآيد. اگر زيرساخت لازم براي تصفيه و انتقال اين آبها فراهم شود و حمايتهاي قانوني و اقتصادي نيز ادامه پيدا كند، صنعت ميتواند بدون فشار به منابع طبيعي به فعاليت ادامه دهد. آيندهاي كه در آن آب نامتعارف به طلاي جديد صنعت تبديل شود، ديگر يك شعار نيست؛ بلكه تنها گزينه منطقي براي سازگاري با محدوديتهاي اقليمي و محافظت از منابع حياتي كشور است.
