بورس و عبور از تنشها
بازار سرمايه، به عنوان بخشي اثرپذير از كليت اقتصاد كشور، همواره تحت تاثير فضاي سيستماتيك حاكم بر متغيرهاي سياسي، اقتصادي و بينالمللي قرار دارد.

بازار سرمايه، به عنوان بخشي اثرپذير از كليت اقتصاد كشور، همواره تحت تاثير فضاي سيستماتيك حاكم بر متغيرهاي سياسي، اقتصادي و بينالمللي قرار دارد. اين تاثيرپذيري موضوع تازهاي نيست و در دورههاي مختلف، بهويژه در بزنگاههايي مانند انتخابات، تحولات سياسي داخلي، تنشهاي منطقهاي يا بروز شوكهاي قيمتي و اقتصادي، خود را به اشكال متفاوت نشان داده است. طبيعي است كه در چنين مقاطعي، نوعي تعارض يا نااطميناني در فضاي تصميمگيري سرمايهگذاران شكل بگيرد و بازار با نوساناتي مقطعي مواجه شود.در مقطع فعلي نيز بخشي از فضايي كه بر بازار سرمايه حاكم شده، از همين جنس تنشها و نااطمينانيهاست. با اين حال، نگاهي به عملكرد بازار در سال گذشته نشان ميدهد كه بورس ايران از آزمونهاي بسيار سختتري نيز عبور كرده است. تجربه رخدادهايي نظير تنشهاي شديد غيراقتصادي و حتي اتفاقاتي همچون جنگ ۱۲ روزه كه از منظر ريسك سيستماتيك در بالاترين سطح قرار داشتند، نشان داد كه بازار سرمايه توان عبور از شوكهاي بزرگ را دارد و پس از هر دوره التهاب، مجددا به مسير تحليلي و مبتني بر متغيرهاي بنيادي خود بازميگردد.
آنچه امروز بيش از هر عامل ديگري به تداوم روند بازار كمك كرده، اصلاح تدريجي، اما معنادار متغيرهاي كلان اقتصادي است. حركت به سمت تكنرخي شدن ارز، كاهش يا تعديل قيمتگذاري دستوري، توجه سياستگذار به منافع بازار سرمايه در تدوين بودجه و در نظر گرفتن بازدهي بورس به عنوان يكي از ابزارهاي تامين مالي، از جمله عواملي بوده كه زمينه شكلگيري نگاه مثبت به بازار را فراهم كرده است. اين اصلاحات اگرچه هنوز به نقطه ايدهآل نرسيدهاند، اما نسبت به سالهاي گذشته نشانههاي روشني از تغيير رويكرد سياستگذار را مخابره ميكنند.در كنار اين عوامل، تحولات اخير در حوزه سياستهاي پولي و ارزي، بهويژه با تغيير مديريت بانك مركزي و سيگنالهايي كه در خصوص كنترل نقدينگي، مديريت بازار ارز و شفافيت سياستي ارايه شده، نقش مهمي در تقويت انتظارات مثبت فعالان بازار داشته است. همين موضوع باعث شده اميدي كه بر اثر سالها سركوب قيمتي و عقبماندگي بازار نسبت به تورم تضعيف شده بود، بار ديگر به فضاي بورس بازگردد.
البته نميتوان انكار كرد كه در كوتاهمدت، فضاي تنشآلود ميتواند بر رفتار معاملهگران اثرگذار باشد. كاهش موقت ارزش معاملات، افزايش احتياط سرمايهگذاران و حتي فاصله گرفتن مقطعي بازار از روند صعودي اخير، از جمله پيامدهاي محتمل چنين فضايي است. اما اين واكنشها بيش از آنكه به تغيير چشمانداز بازار مربوط باشد، ناشي از مديريت ريسك كوتاهمدت و انتظارات هيجاني است.نكته قابلتوجه در شرايط فعلي، سطح بلوغ بازار سرمايه نسبت به سالهاي گذشته است. بازار امروز نشان داده كه قادر است همزمان متغيرهاي كوتاهمدت و ميانمدت را در تحليلهاي خود لحاظ كند و در نهايت، وزن بيشتري به عوامل اقتصادي و بنيادي بدهد. همچنين نقشآفريني صندوق تثبيت بازار و صندوق توسعه و حمايت در هفتههاي اخير، بهويژه در مقاطع هيجان منفي، پيام روشني براي فعالان بازار داشته است؛ اينكه سازوكارهاي حمايتي اجازه شكلگيري ريزشهاي هيجاني و غيرمنطقي را نخواهند داد.
از اين منظر، حتي اگر در كوتاهمدت فشارهاي رواني منجر به نوسان يا افت مقطعي شود، انتظار واكنشهاي شديد و ماندگار از سوي بازار چندان محتمل به نظر نميرسد. تجربههاي گذشته نيز نشان داده كه اينگونه تنشها معمولا اثر عميقي بر ديدگاه و استراتژي سرمايهگذاران بلندمدت ندارند.در نهايت بايد تاكيد كرد كه بورس، برخلاف بسياري از بازارهاي موازي، هنوز رشد متناسبي با تورم و افزايش نرخ ارز تجربه نكرده و از منظر ارزشگذاري در سطوح جذابي قرار دارد. همين مساله باعث شده پتانسيل تداوم مسير صعودي همچنان پابرجا باشد. به نظر ميرسد بازار سرمايه، با عبور از مقطع فعلي نيز بار ديگر نشان خواهد داد كه مسير خود را بر اساس منطق اقتصادي، سودآوري شركتها و اصلاح متغيرهاي كلان ادامه ميدهد؛ مسيري كه اگرچه خالي از نوسان نيست، اما در مجموع چشماندازي اميدواركننده پيش روي سرمايهگذاران قرار ميدهد.
