عامل پنهان ريسك و بيثباتي P/E
پايين بودن سهام شناور در بازار سرمايه ايران را تقريباً ميتوان يك پديده ساختاري دانست كه علتهاي مشخصي دارد و اثرات مستقيم و غيرمستقيمي بر P/E سهم خواهد گذاشت.
پايين بودن سهام شناور در بازار سرمايه ايران را تقريباً ميتوان يك پديده ساختاري دانست كه علتهاي مشخصي دارد و اثرات مستقيم و غيرمستقيمي بر P/E سهم خواهد گذاشت.اولين موردي كه ميتوان به آن اشاره كرد، ساختار مالكيت در شركت است كه به مالكيت دولتي يا شبهدولتي برخي شركتها بازميگردد. وقتي اين گروه از نهادهاي دولتي و شبه دولتي سهامدار عمده يك شركت هستند، معمولا تمايلي به فروش سهام خود ندارند. در نتيجه، بخش عمدهاي از سهام شركت در اختيار اين نهادها باقي ميماند كه عملا وارد معاملات سهام نميشوند و معمولاً نزد اين مالكان كه صندوقها، نهادها يا هلدينگهاي بزرگ هستند باقي ميماند و بهصورت انحصاري نگهداري ميشود. شايد مهمترين علت نگه داشتن سهام براي مالكيت متمركز، حفظ كرسي هياتمديره و داشتن حق راي در تصميمات شركت و ريسكهاي مديريتي است. براساس گزارش صداي بورس، موضوع بعدي كه ميتواند نقش حائز اهميتي داشته باشد قوانين و مقرراتي است كه براي فرآيند خصوصيسازيها در نظر گرفته شده مربوط ميشود. زماني كه بخشي از سهام شركت به نهادهاي خاص واگذار شد و عرضه گستردهاي به عموم مردم صورت نگرفت، همين موضوع به ظاهر ساده باعث شد شناوري شركتهايي كه سهامدار عمده دولتي يا شبهدولتي دارند پايينتر بماند. وقتي سهام عمده شركت در اختيار او نباشد، امكان كنترل مديريتي را از دست ميدهد. بهويژه در شركتهاي سودساز يا شركتهايي كه محصولات يا خدمات استراتژيك ارايه ميكنند، اين موضوع باعث ميشود عرضه سهام به حداقل برسد و سهم بهصورت مصنوعي با شناوري پايين نگه داشته شود تا سلطه و كنترل مالك از بين نرود. مورد بعدي به قوانين و مقررات بازار سرمايه باز ميگردد و حداقلهايي كه بورس و فرابورس براي شناوري در نظر گرفتهاند، در عمل پايينتر از استانداردهاي متعارف است. هرچند بهطور رسمي گفته ميشود شناوري بايد به ۲۵ درصد به بالا برسد، اما الزام حداقلي شناوري و نبود مشوقهاي ناكافي عملاً باعث شد شاهد سهام شناور ۱۰ تا حداكثر ۲۵ درصدي باشيم. اگر اين قوانين سختگيرانهتر و نظارت جديتر باشد، ميتوان انتظار داشت شناوري سهام افزايش پيدا كند. نكته ديگر، نگاه سفتهبازانه بخشي از فعالان بازار است. وقتي عرضه سهام كمتر و شناوري پايين باشد، كنترل روي معاملات نماد، قيمت بازار بيشتر ميشودو نوسانگيري افزايش پيدا ميكند البته اين مورد براي نمادهايي كه ارزش بازار پايينتري دارند بيشتر اتفاق ميافتد. تأثير پايين بودن سهام شناور بر P/E نيز قابل توجه است و باعث ميشود P/E به دستآمده تا حدي غيرواقعي باشد. وقتي شناوري پايين باشد، با حجم پول كم ميتوان قيمت سهم را بهشدت بالا برد. در اين شرايط، قيمت سهم بهطور غيرواقعي افزايش پيدا ميكند و P/E نيز به همان نسبت بالا ميرود، در حالي كه اين P/E بالا لزوماً بيانگر ارزندگي يا رشد واقعي سهم نيست.
شايد برخي معامله گران يا تحليلگران بنيادي اين وضعيت سهم را فرصت خريد تلقي كنند اما اين وضعيت را بيشتر بيانگر نوسانات ارزي و نااطميناني سياسي بايد دانست كه يكي از موانع جدي در رشد پايدار است.
در يك جمعبندي كلي ميتوان گفت زماني كه شناوري پايين باشد و بر P/E تاثيرگذارد، زمينه ساز مشكلات ساختاري مهمي خواهد شد مانند كاهش نقش بورس تأمين مالي و بستر را سفته بازار هموار خواهد كرد و نقش اصلي خود را در اقتصاد و حمايت از توليد از دست خواهد داد. تاثير بر ورود منابع جديد از طرف سرمايهگذاران داخلي و خارجي و عدم جذابيت سهم تاثير ميگذارد.حتي اگر سهم از سودآوري پايداري برخوردار باشد، اما شناوري پاييني داشته باشد، تحليلگران و معاملهگران با احتياط بيشتري به آن نگاه ميكنند. در مقابل، زماني كه شناوري بالا و P/E در محدوده معقول باشد، سهم قابل اتكاتر است و ميتوان با اطمينان بيشتري وارد آن شد.
ميانگين تاريخي اين نسبت در ايران حدود 5 است كه بيانگر بنيانهاي ضعيف اقتصادي در كشور است. در نهايت، سرمايهگذاران و معاملهگران بهتر است در هنگام ورود به يك سهم تنها به مقايسه P/E سهمها بسنده نكنند و در كنار آن به عوامل مهم ديگري مانند رفتار سهامداران عمده، حجم معاملات روزانه، ارزش بازار و عوامل مهم تحليل بنيادي و درصد شناوري سهم را در نظر بگيرند.
P/E چيست؟
شركتهاي فعال در بازار سرمايه، موظف هستند در دورههاي مشخصي (معمولا سه ماهه) گزارشهايي از عملكرد خود به سازمان بورس ارايه دهند. اين گزارشها را صورتهاي مالي مينامند و شامل ۴ صورت مالي به نامهاي ترازنامه، صورت سود و زيان، صورت سود و زيان جامع و صورت جريان وجه نقد است.
در صورت سود و زيان، اطلاعات مربوط به درآمد و هزينههاي شركت ثبت ميشود كه اين هزينهها ميتواند شامل هزينههاي عملياتي، هزينه بهره، هزينه استهلاك، هزينه ماليات و غيره باشد. اگه كل اين هزينهها را از درآمد شركت كم كنيم، سود خالص شركت به دست ميآيد. با تقسيم اين سود بر تعداد كل سهام عادي شركت، سود به ازاي هر سهم يا EPS به دست ميآيد. يكي از فاكتورهايي كه هميشه در بين سرمايهگذاران بورس كاربرد زيادي دارد نسبت p/e است. هر كدام از سرمايهگذاران به نوعي از اين نسبت استفاده ميكنند. برخي آن را درست و بسياري نيز به شكل اشتباه مورد استفاده قرار ميدهند.
در فارسي اصطلاحا به نسبت p/e نسبت قيمت به درآمد نيز گفتـه ميشود (كلمه price به معني قيمت و كلمه eps به معني سود هر سهم است) .
از لحاظ نظري، P/E اينطور تعريف ميشود كه سرمايهگذاران حاضر هستند چه مبلغي را بابت هر ريال از سود يك شركت پرداخت كنند. به عنوان نمونه، اگر P/E يك سهم برابر با عدد 10 باشد، اين معنا را خواهد داشت كه سرمايهگذار حاضر است در قبال دريافت هر ريال سود از آن سهام، 10 ريال پرداخت كند. براي محاسبه p/e گذشتهنگر مقدار eps شركت را از مدل TTM ) Trailing Twelve Months) محاسبه ميكنيم. در اين روش، سود يا زياني كه در ۱۲ ماه گذشته شركت محقق شده را در نسبت p/e قرار ميدهيم. مثلاً فرض كنيد انتهاي سال مالي شركت، آذرماه باشد ولي در حال حاضر ما در مهرماه باشيم. در اين حالت، صورتهاي مالي شركت براي دورههاي سهماهه بهار و تابستان سال جاري منتشر شدهاند و ما بايد سودي كه شركت در بهار و تابستان امسال و پاييز و زمستان سال قبل ساخته و شناسايي كرده را با هم جمع كنيم. با اين كار، مقدار eps شركت، براي دوره ۱۲ ماهه گذشته محاسبه ميشود. حالا قيمت روز سهم را بر eps به دست آمده از روش ttm تقسيم ميكنيم و p/e گذشتهنگر را به دست ميآوريم.
