وضعیت بازار آهنآلات در ایران و پیشبینی روند قیمتها
بازار آهنآلات ایران این روزها در وضعیتی متناقض و چندلایه قرار گرفته است؛ از یکسو رکود عمیق در معاملات و کاهش تقاضای مصرفی و از سوی دیگر افزایش انتظارات تورمی که اجازه تعدیل جدی قیمتها را نمیدهد.
این دو نیروی متضاد، بازار فولاد را به صحنهای از تردید و احتیاط برای تصمیمگیریها تبدیل کردهاند؛ بازاری که بیش از آنکه بر اساس مصرف واقعی حرکت کند، به آینده اقتصاد چشم دوخته است. در چنین شرایطی، تحلیل وضعیت فعلی بازار آهن بدون توجه همزمان به متغیرهای اقتصادی کلان، سیاستهای عرضه فولاد و تحولات ارزی، تصویری ناقص و گمراهکننده ارائه خواهد داد. در ادامه به بررسی شرایط بازار اهن با توجه به وضعیت موجود می پردازیم.
رکود در کف بازار؛ روایت فعالان بازار آهن
نگاهی به نبض بازار آهن نشان میدهد که حجم معاملات نسبت به دورههای مشابه سالهای گذشته بهشدت کاهش یافته است. بسیاری از انباداران و فعالان بازار آهن از افت محسوس تماسهای خرید، افزایش استعلامهای بدون معامله و محدود شدن خریدها به نیازهای کاملاً ضروری سخن میگویند. بهگفته برخی فعالان بازار، حتی پروژههایی که در حال اجرا هستند، خرید آهنآلات را بهصورت مرحلهای و حداقلی انجام میدهند تا از ریسک نوسانات قیمتی مقاطع فولادی در امان بمانند.
این رفتارها نشانهای روشن از رکود تقاضاست؛ رکودی که ریشه آن را باید در کاهش ساختوساز، افت قدرت خرید و نبود تقدینگی، توقف یا کندی پروژههای عمرانی و نبود چشمانداز روشن اقتصادی جستوجو کرد. با این حال، آنچه بازار را از یک رکود کلاسیک متمایز میکند، مقاومت قیمت آهن آلات در برابر کاهش است. چرا که در چنین فضایی، انتظار میرفت قیمت آهنآلات مسیر نزولی یا دستکم باثباتی را طی کند؛ اما واقعیت بازار مانند قیمت روز ورق نشان میدهد که قیمتها نهتنها کاهش معناداری نداشتهاند، بلکه در مقاطع مختلف با موجهای افزایشی نیز مواجه شدهاند. ریشه این تناقض را باید در متغیرهای بیرونی بازار آهن جستوجو کرد که در ادامه به ان ها می پردازیم.
دلار بالای ۱۳۵ هزار تومانی و تشدید انتظارات تورمی
افزایش نرخ دلار تا بالای ۱۳۵ هزار تومان، حتی اگر مقطعی باشد، اثر روانی سنگینی بر بازار آهن بر جای گذاشته است. فعالان اقتصادی بهخوبی میدانند که نرخ ارز در ایران تنها یک متغیر مالی نیست، بلکه معیاری برای سنجش آینده اقتصاد تلقی میشود.
در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح میشود: بازاری که مشتری ندارد، چگونه همچنان گران میماند؟
پاسخ را باید در انتظارات تورمی جستوجو کرد. بسیاری از فروشندگان، با پیشبینی افزایش هزینههای تولید و جایگزینی کالا، تمایلی به کاهش قیمت ندارند. خریداران نیز با وجود رکود، نگران خرید در قیمتهای بالا و مواجهه با موجهای افزایشی آینده هستند. این فضای دوگانه، تعادل بازار را شکننده کرده است.
بورس کالا؛ ابزار مدیریت قیمت یا کشف واقعی؟
در ماههای اخیر، نقش بورس کالا در شکلدهی به قیمتهای بازار فولاد پررنگتر از همیشه شده است. دستورالعمل جدید برای محاسبه قیمت پایه به نفع رسیدن بازار آهن به تورم موجود عمل میکند. کاهش هماهنگ عرضه محصولات اولیه و نهایی فولادی، بهویژه شمش بلوم و انواع ورق فولادی، یکی از مهمترین ابزارهای تولیدکنندگان برای حفظ یا افزایش سطح قیمتها به ویژه در بازار ورق و پروفیل بوده است. نگاهی به قیمت ورق رنگی فولاد ایرانیان نشان می دهد دیگر انواع ورق نیز از این قاعده افزایشی مستثنا نیستند.
برخی فعالان بازار معتقدند که عرضههای حداقلی در بورس کالا، بیش از آنکه تابع شرایط تولید باشد، با هدف مدیریت قیمت پایه انجام میشود. وقتی حجم عرضه کاهش مییابد، حتی در بازاری با تقاضای ضعیف، قیمتها دچار افت جدی نمیشوند.
اختلاف میان قیمتهای معاملهشده در بورس کالا و نرخهای بازار آزاد نیز به شاخصی برای سنجش انتظارات تورمی تبدیل شده است؛ شاخصی که نشان میدهد بازار همچنان چشم به آیندهای تورمی دارد.
سیگنالهای نگرانکننده برای بازار فولاد
پیش نویس لایحه بودجه ۱۴۰5 یکی از متغیرهای کلیدی اثرگذار بر آینده بازار آهنآلات است. افزایش مالیات بر ارزش افزوده تا میزان 12 درصد و فشار بر زنجیره تامین و تولید و عرضه، کاهش بودجههای عمرانی، و تداوم سیاستهای انقباضی دولت، همگی پیامهایی روشن به بازار ارسال میکنند. کاهش بودجه عمرانی بهمعنای افت مستقیم تقاضای فولاد در پروژههای دولتی است؛ موضوعی که برای مقاطع تیرآهن و میلگرد مانند قیمت هر شاخه میلگرد ۱۶ امروز اهمیت ویژهای دارد. از سوی دیگر، افزایش فشارهای مالیاتی و رشد هزینههای جانبی تولید، باعث بالا رفتن قیمت تمامشده فولاد میشود.
تضاد ساختاری کاهش تقاضا در کنار افزایش هزینه باعث شده که بازار آهن نه توان رشد شتابان و نه ظرفیت ریزش جدی داشته باشد.
تابستان و زمستان و اثر روانی محدودیت ها بر بازار
با نزدیک شدن به فصل تابستان و زمستان، نگرانیها درباره محدودیتهای انرژی فولادسازان افزایش می یابد. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که قطعی یا سهمیهبندی گاز و برق میتواند تولید آهن آلات را تحتتأثیر قرار دهد. هرچند در شرایط فعلی و با توجه به رکود تقاضا، کاهش واقعی تولید الزاماً به کمبود کالا منجر نمیشود، اما اثر روانی این محدودیتها بر بازار بسیار قابلتوجه است.
بازار آهن ایران به اخبار بیش از واقعیت واکنش نشان میدهد. انتشار هر خبر درباره محدودیت انرژی، میتواند بهانهای برای توقف فروش یا کاهش عرضه ها و افزایش قیمتهای پیشنهادی باشد؛ حتی اگر اثر عملی آن در کوتاهمدت محدود باشد.
تردید، انتظار و احتیاط در بازار آهن
فضای فعلی بازار آهن بیش از هر چیز با سه واژه قابل توصیف است: تردید، انتظار و احتیاط. فروشندگان نمیخواهند ارزان بفروشند، خریداران نمیخواهند گران بخرند و همه منتظر سیگنال اقتصادی بعدی هستند؛ سیگنالی که میتواند از دلار، بودجه، انرژی یا سیاستهای کلان اقتصادی برسد. در چنین فضایی، تصمیمگیری برای خرید اهن به تعویق میافتد و بازار وارد چرخهای از رکود معاملاتی و ثبات شکننده قیمتی میشود.
بازار آهن در آستانه تصمیمگیری
بازار آهنآلات ایران امروز در نقطهای حساس ایستاده است. رکود تقاضا واقعیتی انکارناپذیر است، اما انتظارات تورمی، نامنظمی یا کاهش عرضه ها در بورس کالا، تغییر فرمول محاسبه قیمت پایه به نفع روند افزایشی، رشد نرخ ارز و سیگنالهای بودجهای، مانع از افت محسوس قیمتها شدهاند.
در کوتاهمدت، محتملترین سناریو تداوم نوسان محدود و حرکت پلهای قیمتهاست؛ نه جهشهای شدید و نه ریزشهای سنگین. برای فعالان بازار، این بهمعنای افزایش اهمیت تحلیل، مدیریت ریسک و پرهیز از تصمیمهای هیجانی است.
بازار آهن، بیش از آنکه به امروز نگاه کند، به فردا خیره شده است؛ فردایی که سرنوشت آن به اقتصاد کلان گره خورده و هر سیگنال جدید میتواند معادلات را تغییر دهد.
