تماشای بازی چلسی بارسلونا با گزارش عادل در اپارات اسپرت
تصور کن يک شب سرد پايیزی است، چای داغ کنارت، موبایل يا لپتاپ دستت و از آن طرف صفحه، صداي عادل می آيد: «حالا استمفورد بريج، جدال هميشگی چلسی و بارسلونا…». اگر اهل فوتبال اروپايي باشی، فقط شنيدن اسم اين دو تيم کافي است تا همه خاطره های ۲۰۰۵، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۲ مثل فلاش بک از جلوی چشمت رد شود؛ از درگيری های مورينيو و رايکارد تا جنجال های داوری اووربو و شبي که تيم خسته دی متئو، بارسای فوق العاده گواردیولا را حذف کرد. حالا يک بار ديگر همان قصه، اما با چهره های جديد و روايت تازه، جلوی چشممان بازنويسی می شود؛ اين بار در آپارات اسپرت، با گزارش عادل.
پرده جديدی از يک قصه قديمی
بازی چلسی و بارسلونا فقط يک «بازی» نيست؛ يک فصل مستقل از تاريخ ليگ قهرمانان است. دو باشگاهی که در ۲ دهه اخير بارها در حساس ترين مراحل اروپا به هم خورده اند و تقريبا هر بار اتفاقی تاريخی رقم زده اند. اگر آمار کلی را نگاه کنيم، در رقابت های رسمی نزديکی عجيبی بين دو تيم وجود دارد؛ در ليگ قهرمانان در تعداد برد و باخت تقريبا مساوی بوده اند و هيچ کدام نتوانسته برای مدت طولانی ديگری را زير سلطه خودش نگه دارد.
همين توازن است که اين جدال را خاص می کند: هر وقت فکر کرده ای يکی بر ديگری برتری قطعی دارد، فوتبال به تو ثابت کرده که اشتباه می کنی؛ يک شوت، يک لغزش مدافع، يا يک تصميم داور کافی بوده تا همه چيز زير و رو شود.
نسلی تازه روی چمن استمفورد بريج
اين بار ديگر خبری از لمپارد، دروگبا، ژاوی و اينیستا نيست. روی نيمکت ها، دو مربی مدرن با تفکرات کاملا تهاجمی نشسته اند: انزو مارسکا که در همان فصل اول حضورش در چلسی، تيمی جوان و پرانرژی ساخته و با آن دوباره آبی های لندن را به صدر فوتبال اروپا برگردانده است، و در آن سوی ميدان هانسی فلیک، مردی که بعد از سال های پر از جام در بايرن و فصل درخشان با بارسلونا، حالا می خواهد در ليگ قهرمانان نيز مهر خودش را پای تاريخ باشگاه بگذارد.
چلسی اين فصل جوان ترين ترکيب ليگ قهرمانان را دارد؛ ميانگين سنی حدود ۲۳ سال و چند صد روز، يعنی تيمی پر از بازيکنانی که بيشترين فشار زندگی حرفه ای شان را همين امشب تجربه خواهند کرد. اين جوانی مثل شمشير دولبه است: از يک طرف انرژی، پرس شديد و بی پروا بودن؛ از طرف ديگر کم تجربگی در دقايق آخر، اشتباهات فردی و تاثيرپذيری از جو سنگين استمفورد بريج و نام بزرگ رقيب.
چلسی؛ جدالی جذاب
انزو مارسکا نشان داده تيمش را برای فوتبال منفعل نساخته است. چلسی دوست دارد بازی را با پرس از خط دفاع حريف شروع کند، از بال ها و فول بک های هجومی استفاده کند و با پاس های عمقی سريع پشت خط دفاع ضربه بزند. ستاره نوظهور تيم، استوائو، در همان دو بازی اول اروپایی خود گلزنی کرده و اگرچه غيبت احتمالی بازيکنی مثل کول پالمر می تواند خلايی در خلاقیت ميانه زمين ايجاد کند، اما باز هم ترکيب جوان و سرحالی که چلسی در اختيار دارد، به اين تيم هويتی تهاجمی می دهد.
در چنين شبی، کایسدو و فرناندز در قلب زمين نقشی حياتی دارند. اگر بتوانند فشار پرس بارسا را رد کنند و توپ های اول را سالم به مثلث تهاجمی برسانند، چلسی شانس زيادی برای خلق موقعيت های پشت مدافعان بارسا خواهد داشت. در مقابل، اگر تحت فشار پاس های اشتباه بدهند، بارسا همان جا در قلب زمين نيش می زند و ضدحمله می زند.
بارسلونا؛ تيمی که تقريبا هميشه راهی برای گل پيدا می کند
بارسلونای فلیک شايد در بعضی بازي ها فراز و نشيب داشته باشد، اما يک ويژگی ثابت دارد: گل زدن. اين تيم در ۲۴ بازی پياپی ليگ قهرمانان موفق به گلزنی شده و آمار تيم های فلیک در اين تورنمنت نشان می دهد که تقريبا هيچ وقت بدون گل زمين را ترک نمی کنند. حضور لامين يامال با دريبل های درون به بيرون، رافينيا با شوت های راه دور و مارکوس رشفورد که شروعی درخشان با پيراهن بارسا در اروپا داشته، خط دفاعی جوان چلسی را در تمام ۹۰ دقيقه تحت آزار قرار می دهد.
فلیک عاشق اشغال نيم فضاهاست؛ همان فضاهای بين فول بک و دفاع وسط، جايی که يامال و اولمو می توانند با حرکت بدون توپ، مدافعان چلسی را به اشتباه بيندازند. اگر کونده و آرائوخو بتوانند پشت سر خط هافبک را جمع کنند و اجازه ندهند چلسی به انتقال های سريع عادت کند، بارسلونا کم کم بازی را به شکل هميشگی خودش، يعنی مالکيت بالا و صبر برای ضربه آخر، درخواهد آورد.
جنگ آمارها: تاريخ چه می گويد؟
وقتی آمار را نگاه می کنيم، می بينيم که هيچ تيمی در اين جدال هژمونی کامل نداشته است. در مجموع تقابل های اروپايی، بارسلونا فقط کمی از چلسی جلوتر است و در ليگ قهرمانان، تعداد بردهای دو تيم تقريبا برابر بوده است.
از طرف ديگر، چلسی در استمفورد بريج معمولا حريف بسيار سختی برای بارسا بوده و فقط يک شکست در چند تقابل اخير خانگی برابر کاتالان ها دارد. در عوض، بارسلونا در سال های اخير در زمين تيم های انگليسی نتيجه های بهتری گرفته و چند برد مهم در خاک جزيره ثبت کرده است. اين تقابل آمار سنتی را هم به چالش می کشد: از يک سو روند جدي تر شدن تيم های انگليسی در برابر نماينده های لاليگا، و از سوی ديگر تجربه اروپايی بارسلونا و حافظه مثبت آن ها از شب های بزرگ ليگ قهرمانان.
چرا تماشای اين بازی با گزارش عادل يک تجربه متفاوت است؟
حتی اگر طرفدار سرسخت چلسی يا بارسلونا نباشی، احتمال زيادی وجود دارد که خاطره های فوتبالی تو با صدای عادل گره خورده باشد؛ از گزارش های پرانرژی ليگ قهرمانان تا شوخی های ريز وسط بازی، از اشاره های آماری دقيق تا تحليل های هوشمندانه لحظه ای. حالا تصور کن همين صدا، روی جدالی سوار شده که خودش سرشار از داستان و درام است.
عادل معمولا در چنين بازی هايی فقط گزارشگر نيست؛ روايتگر است. از گذشته اين دو تيم می گويد، از جنجال های ۲۰۰۹ اشاره می کند، از توپ های گيج کننده مسی در اردوگاه بارسا، از ضربه سر ديديۀ دروگبا و دويدن تورس تنها به سمت دروازه ویکتور والدس. اين بار هم با نسل جديد نام ها داستان می گويد: از يامال و استوائو، از رشفورد در لباس بارسا، از تيم جوان چلسی که می خواهد ثابت کند برای قهرمانی در اروپا به دنيا آمده است.
سخن پایانی
سه شنبه، ۴ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۰ به وقت تهران، وقتی سوت آغاز بازی در استمفورد بريج به صدا در بيايد، دو تيم نه فقط برای سه امتياز، بلکه برای حفظ جايگاه خود در تاريخ يک رقابت بزرگ وارد زمين می شوند. برای چلسی، اين فرصت تاييد مسير جديدی است که با نسل جوان آغاز کرده؛ برای بارسلونا، فرصتی است تا ثابت کند هنوز هم يکی از معيارهای اصلی موفقيت در ليگ قهرمانان است.
اگر عاشق تاکتيک و جزئيات فنی هستی، اين بازی پر از نکته برای توست؛ اگر بيشتر دنبال هيجان و خاطره سازی هستی، اين جدال همان چيزی است که سال ها بعد هم به عنوان «شبی که با صدای عادل در آپارات اسپرت ديديم» آن را به ياد خواهی آورد
