انتقال آب؛ بحرانسازترين نسخه براي ايران خشك
كمبود منابع آب در حالي به يكي از مهمترين نگرانيهاي امروز كشور تبديل شده كه رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي ميگويد: انتقال آب تنها براي مدت كوتاهي فاصله عرضه و تقاضا را كم ميكند و اگر بدون توجه به مبدا، مقصد، ظرفيت اكولوژيك و پيامدهاي محيطزيستي انجام شود، نهتنها مشكل را حل نميكند بلكه ممكن است آن را تشديد كند.
كمبود منابع آب در حالي به يكي از مهمترين نگرانيهاي امروز كشور تبديل شده كه رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي ميگويد: انتقال آب تنها براي مدت كوتاهي فاصله عرضه و تقاضا را كم ميكند و اگر بدون توجه به مبدا، مقصد، ظرفيت اكولوژيك و پيامدهاي محيطزيستي انجام شود، نهتنها مشكل را حل نميكند بلكه ممكن است آن را تشديد كند. احد وظيفه اظهار كرد: آب در سرزمين ايران، يك منبع فوق حساس است. هرگونه مداخله در آن بايد بهطور كامل منطبق با طبيعت و اقليم باشد. تجربه نشان داده كه انتقال آب، بحران را منتقل ميكند؛ هم مبدأ آسيب ميبيند، هم مقصد و پس از مدتي شرايط بحرانيتر ميشود. اين مسير ما را با خسارت بيشتر پس از چند سال دوباره به خانه اول برميگرداند بنابراين راهحل پايدار در سازگاري اقليمي، مديريت مصرف و آمايش صحيح سرزمين است، نه جابهجايي آب. در نتيجه پروژههاي انتقال آب در ساختار اقليمي و هيدرولوژيك ايران منطقي و پايدار نيستند. وي ادامه داد: انتقال آب يك راهكار مقطعي است و اگر بدون توجه به مبدا، مقصد، ظرفيت اكولوژيك و پيامدهاي محيط زيستي انجام شود، نهتنها مشكل را حل نميكند بلكه ممكن است آن را تشديد كند. بسياري از كارشناسان نيز بهدرستي هشدار دادهاند كه انتقال آب در نبود مديريت مصرف، آمايش سرزمين و سازگاري اقليمي، درمان نيست. تنها فشار را بهصورت مقطعي كم ميكند و سالها بعد سطح تنش تشديد ميشود. وظيفه تهران را يك «هاتاسپات» يا «نقطه كانوني فشار روي منابع آب» توصيف كرد و گفت: اكنون جمعيتي بسيار بزرگ چشم انتظار بارش در بالادست و ذوب برف و انتقال آن از كوه به رودخانه، سد و سيستم لولهكشي شهري است اما وقتي به بالادست نگاه ميكنيد، ميبينيد كه در حوزههاي فرادست، روستاها، باغها، ويلاسازيها و زمينخواري، طبيعت را بيحسابوكتاب تصرف كردهاند. در بسياري نقاط حتي يك حريم دسترسي به رودخانه وجود ندارد؛ همه مسيرها بسته شده و اطراف رودها پر از باغ، استخر و ويلاست.
