رهبر انقلاب در پیامی به ملت ایران:

در برابر دشمن همه با هم باشيد

۱۴۰۴/۰۹/۰۸ - ۰۱:۰۷:۳۱
کد خبر: ۳۶۷۵۹۳
در برابر دشمن همه با هم باشيد

رهبر معظم انقلاب شامگاه پنجشنبه خطاب به تمام آحاد ملت ايران پيامي تصويري منتشر كردند. 

رهبر معظم انقلاب شامگاه پنجشنبه خطاب به تمام آحاد ملت ايران پيامي تصويري منتشر كردند. 

در ادامه متن كامل بيانات ايشان را مي‌خوانيد: 

به ملّت عزيز ايران سلام عرض مي‌كنم. اين روزها، روزهاي مربوط به بسيج است. من يكي، دو نكته درباره مساله بسيج مي‌خواستم عرض بكنم؛ مايل بودم در جمع بسيجيان اين را بگويم كه متأسّفانه توفيق پيدا نكردم و حالا آن را با ملّت عزيز ايران در ميان مي‌گذارم. يكي، دو مطلب هم درباره مسائل غرب آسيا و مسائل خودمان عرض خواهم كرد.

نكته اوّلي كه درباره بسيج مي‌خواهم مطرح كنم، اين است كه چرا مسوولان كشور مقيدند كه همه‌ساله اين ايام را به ياد بسيج باشند و بزرگداشت بسيج و تمجيد از بسيج را برنامه قرار بدهند؟ علّت چيست؟ جواب اين سوال اين است كه بسيج بايد در نسل‌هاي پي‌درپي جريان پيدا كند و ادامه پيدا كند. بسيج يك حركت ارزشمند ملّي است. انگيزه‌هاي بسيج، هم انگيزه‌هاي خدايي است، هم انگيزه‌هاي وجداني است، هم ناشي از غيرتمندي و اعتماد به نفْس است. امروز بحمدالله بسيج با اين خصوصيات در همه‌جاي كشور پراكنده است و نسل چهارم بسيج كه همين نوجوانان تازه به دوران رسيده هستند، مشغول آماده شدن براي حركت و تلاش و كار در مجموعه كارهاي بسيجي هستند كه حالا بعداً توضيح خواهم داد. اين براي كشور ثروت بزرگي است؛ اين را نبايد از دست داد؛ اين ثروت بايستي نسل‌به‌نسل در كشور باقي بماند. در همه‌جاي دنيا، در همه كشورها اگر چنين چيزي وجود داشته باشد، براي آنها ارزشمند و بسيار مهم و مفيد و لازم است؛ به خصوص در كشوري مثل كشور ما كه علناً در مقابل قلدرهاي زورگوي جهاني و درواقع چاقوكش‌هاي بين‌المللي سينه سپر كرده و ايستاده و جبهه‌اي به عنوان «جبهه مقاومت» پديد آورده، نياز كشوري مثل كشور ما با اين خصوصيات به بسيج از همه كشورها بيشتر است.دشمني‌ها زياد است، طمع‌ورزي‌ها زياد است، دخالت‌هاي قدرت‌ها در كشورها زياد است و يك عنصر مقاومت در مقابل همه اين ظلم‌ها و زياده‌روي‌ها و زياده‌خواهي‌ها بايد وجود داشته باشد در دنيا؛ امروز اين عنصر -[يعني] عنصر مقاومت كه در ايران پايه‌گذاري شده و روييده-  گسترش پيدا كرده، رشد پيدا كرده و وجود دارد و شما مي‌بينيد كه امروز در خيابان‌هاي كشورهاي غربي -كشورهاي اروپا و حتّي خود امريكا-  به نفع مقاومت شعار مي‌دهند؛ به نفع مقاومت غزّه و مقاومت فلسطين شعار مي‌دهند. يعني اين رويش عظيم و ارزشمند كه از ايران آغاز شد، امروز به تدريج در بخش عظيمي از دنيا گسترش پيدا كرده؛ اين لازم است؛ اين بايد وجود داشته باشد.

اين جريان مبارك، اين جريان بسيج، [اين] جريان مقاومت در زادگاه خود كه ايران اسلامي است، بايد بماند؛ بايستي نسل به نسل، دست به دست بگردد و پيش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءالله قوي‌تر و كامل‌تر بشود. بنابراين هر سال ما بايد بيش از سال قبل، از بسيج تمجيد كنيم، تقديس كنيم و در بين جوانان كشورمان، جوانان آماده‌به‌كار كشور، آن را ترويج كنيم. با زنده بودن بسيج، مقاومت زنده مي‌ماند. اگر بسيج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پديده مقاومت در مقابل زورگويان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد كرد و مستضعفان عالم احساس پشت‌گرمي خواهند كرد؛ احساس مي‌كنند نيرويي وجود دارد كه از آنها حمايت كند، از آنها دفاع كند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنيا برساند. اين نكته اوّل.

نكته دوّم درباره شناسه بسيج است؛ بسيج يعني چه؟ بسيج چيست؟ اين خيلي چيز مهمّي است. بسيج يك چهره رسمي و سازماني دارد كه بخشي از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است؛ اين چهره، [هم] چهره باصلابتي است، [هم] چهره خدومي است. آنجايي كه در مقابل دشمن قرار مي‌گيرد، به معناي واقعي كلمه دشمن‌شكن و قوي است؛ آنجايي كه در مقابل مردم قرار مي‌گيرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سيل‌ها، در حوادث طبيعي، در مسائل گوناگون، شما بسيج را در خدمت مردم مشاهده مي‌كنيد؛ اين، آن چهره رسمي بسيج است كه جزيي از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، يك نيرويي [از آن] است؛ لكن عقبه اين چهره رسمي و آشكار، يك صحنه بسيار وسيع و قابل شمارش وجود دارد كه خيلي مهم است براي كشور؛ هر شخصي، هر مجموعه غيور و آماده‌به‌كار و پُرانگيزه‌اي كه در كشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه بسيجي است كه عقبه اين چهره آشكار بسيج و چهره سازماني است. كساني كه در عرصه‌هاي گوناگون فعّالند، پُرتلاشند، پُرانگيزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محيط كسب و كار، در محيط توليد، در همه‌جا، همه كساني كه با انگيزه، با ايمان، با همّت، با اميد مشغول كار هستند، در واقع اجزاي اين بسيج بزرگ و وسيعي هستند كه سراسر كشور بحمدالله متنعّم به وجود آنها است. چنين مجموعه‌اي كه امروز بحمدالله وجود دارد و بايد ادامه پيدا كند، مي‌تواند در مقابل نقشه دشمن بِايستد، با كار جهادي خود نقشه دشمن را خنثي كند؛ چه در زمينه مسائل نظامي، چه در زمينه مسائل اقتصادي، چه در زمينه توليد، چه در زمينه توليد علم، چه در زمينه پيشرفت‌هاي فنّاوري و امثال اينها.

دانشمنداني كه در اين جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسيدند، همه بسيجي بودند؛ اينها درواقع كار بسيج را مي‌كردند؛ رسماً عضو سازمان بسيج نبودند امّا واقعاً جزو بسيج بودند و آنها را بايد يك بسيجي خالص و ارزشمند دانست. سازندگان ابزارهاي نظامي، بسيجي‌اند؛ آنكه موشك را يا ديگر ابزارهاي نظامي را طرّاحي مي‌كند، آنكه ميسازد، آنكه پرتاب مي‌كند، آنكه ده‌ها خدمات پيراموني آنها را انجام مي‌دهد، همه اينها بسيجي هستند؛ با اينكه عضو سازمان بسيج هم نيستند امّا به معناي واقعي كلمه بسيجي‌اند. آن كسي كه صاحب منطق محكم و بيان رسا و زبان گويا است و در مقابل شبهه‌هاي دشمن، شبهه‌پراكني‌ها، وسوسه‌ها، مي‌ايستد و حرف مي‌زند و مسائل را تبيين مي‌كند، بسيجي است. آن پزشك يا پرستار فداكاري كه در ايام جنگ بيمارستان را رها نمي‌كند و به مجروحان رسيدگي مي‌كند، يك بسيجي است. آن قهرمان ورزشي كه در ميدان‌هاي بين‌المللي در مقابل چشم ميليون‌ها انسان به خداي خود، به دين خود، به ملّت خود، به كشور خود ابراز ارادت مي‌كند، يك بسيجي است. در واقع بسيجي به معناي وسيع كلمه شامل همه اينها هست. بسيج همگاني‌اي كه امام در پي آن بود، يك چنين بسيجي است كه وجود دارد و امام افتخار مي‌كرد كه خودش بسيجي است.(1)

اين بسيج متعلّق به قشر خاصّي نبود و نيست و همه اقوام، همه اشخاص گوناگون، همه اصناف، همه قشرهاي كشور جزو اين بسيج‌اند. نتيجه‌اي كه من از اين بيان مي‌گيرم، اين است كه براي افزايش قدرت ملّي بايد بسيج را قدر دانست، بايد بسيج را تقويت كرد، بايد بسيج را به نسل‌هاي بعدي منتقل كرد كه همه بتوانند از بركات بسيج استفاده كنند و توصيه من به دستگاه‌هاي دولتي هميشه اين بوده كه بسيجي عمل كنند، كار و وظايفشان را بسيجي انجام بدهند؛ به معناي واقعي كلمه بايستي بسيجي عمل بكنند؛ يعني عملِ باايمان، باانگيزه، باهمّت و باغيرت. اين راجع به مسائل مربوط به بسيج.

امّا دو، سه نكته درباره مسائل منطقه كه شما هر روز بخشي از اخبارِ آنها را در تلويزيون‌ها مي‌شنويد و مي‌بينيد، عرض مي‌كنم.

نكته اوّل اين است كه ملّت ايران در جنگ دوازده‌روزه، هم امريكا را شكست داد، هم صهيونيست‌ها را شكست داد؛ بدون ترديد. آمدند شرارت كردند، كتك خوردند و دست خالي برگشتند؛ شكست به معناي واقعي كلمه اين است. بله، شرارت كردند امّا دست خالي برگشتند؛ يعني به هيچ كدام از هدف‌هاي خودشان نرسيدند. بنا به قولي، رژيم صهيوني بيست سال براي اين جنگ برنامه‌ريزي و آماده‌سازي كرده بود؛ بعضي اين‌جور نقل كردند. بيست سال برنامه‌ريزي براي اينكه يك جنگي در ايران رخ بدهد و مردم تحريك بشوند و با آنها همراهي كنند و با نظام بجنگند؛ براي اين برنامه‌ريزي شده بود. [امّا] دست خالي برگشتند؛ قضيه به عكس شد و ناكام شدند و حتّي كساني هم كه با نظام زاويه داشتند، در كنار نظام قرار گرفتند؛ يك اتّحاد عمومي در كشور به وجود آمد كه بايد اين را قدر دانست و نگه داشت. بله ما خسارت‌هايي ديديم، جان‌هاي عزيزي از دست ما رفتند، در اين ترديدي نيست؛ خب اين طبيعت جنگ است؛ در آيه شريفه قرآن [مي‌فرمايد: ] «فيقتُلون و يقتلون»(2)؛ در طبيعت جنگ همين هست لكن جمهوري اسلامي نشان داد كه كانون «اراده» و «قدرت» است؛ مي‌تواند تصميم بگيرد، مي‌تواند قدرتمندانه بِايستد و از هاي‌وهوي اين و آن واهمه نكند. خسارت‌هاي مادّي‌اي كه بر دشمن وارد شد، بسيار بيشتر بود از خسارت‌هاي مادّي‌اي كه بر كشور ما وارد شد؛ ما هم البتّه خسارت ديديم امّا او كه حمله را شروع كرد، بيشتر از ما خسارت ديد.

مطلب دوّم اينكه در اين جنگ دوازده‌روزه، امريكا به‌شدت ضرر كرد؛ آخرين تسليحات و پيشرفته‌ترين تسليحات را در آفند و پدافند به كار برد: از زيردريايي‌هايش استفاده كرد، از هواپيماهاي جنگنده‌اش استفاده كرد، از پيشرفته‌ترين پدافندش استفاده كرد امّا نتوانست به آنچه مي‌خواهد برسد. او مي‌خواست ملّت ايران را فريب بدهد، ملّت ايران را به دنبال خودش بكشد، قضيه بعكس شد؛ همان‌طور كه گفتم اتّحاد ملّت ايران در مقابل امريكا بيشتر شد و توانستند به معناي واقعي كلمه طرف را ناكام كنند.

در اين فاجعه غزّه كه امروز يكي از مهم‌ترين فجايع تاريخ منطقه ما است، رژيم صهيوني به‌شدت بي‌آبرو و بدنام شد و امريكا هم در اين بدنامي و بي‌آبرويي در كنار آن رژيمِ غاصب و ظالم قرار گرفت و او هم بي‌آبرو شد، او هم به‌شدت لطمه ديد. مردم دنيا مي‌دانند كه اگر امريكا نبود، رژيم صهيونيستي قادر به اين‌همه فاجعه‌آفريني نبود. امروز منفورترينِ انسان‌هاي دنيا رييس دولت صهيوني(3) است؛ امروز منفورترين انسان دنيا او است و منفورترين سازمان و باندِ حاكم در دنيا رژيم صهيوني است و امريكا هم در اين جهت، در كنار او است و از منفوريت او به امريكا هم حتماً سرايت كرده. دخالت‌هاي امريكا در نقاط مختلف عالم هم يكي از عواملي است كه روزبه‌روز امريكا را در دنيا بيشتر منزوي مي‌كند؛ ولو حالا روساي بعضي از كشورها تملّق او را بگويند امّا در ميان ملت‌ها، روزبه‌روز امريكا را منفورتر مي‌كند. هر جا كه دخالت كرده يا جنگ‌افروزي است يا نسل‌كشي است يا ويراني و آوارگي است؛ اينها نتايج ورود امريكا است. جنگ پُرخسارت اوكراين را امريكا به راه انداخت و به نتيجه هم نرسيد. اين رييس[جمهور] كنوني امريكا مي‌گفت كه سه‌روزه قضيه را حل خواهد كرد؛ الان بعد از يك سال، يك طرح بيست‌وهشت‌مادّه‌اي را دارد به زور تحميل مي‌كند بر آن كشوري كه خودش او را وارد جنگ كرده و حملات رژيم صهيونيستي به لبنان، تجاوز به سوريه، جناياتش در كرانه[‌ي باختري] و غزّه هم كه همه دنيا شاهد وضع آن هستند، همه‌ با پشت‌گرمي امريكا است و امريكا در اين زمينه به معناي واقعي كلمه ضرر كرد و منفور واقع شد. حالا البتّه شايعاتي درست مي‌كنند كه دولت ايران به واسطه فلان كشور به امريكا پيغام فرستاده؛ دروغ محض كه چنين چيزي حتماً وجود نداشت.

امريكايي‌ها به دوستان خودشان هم خيانت مي‌كنند؛ يعني به كساني هم كه دوستان آنها هستند خيانت مي‌كنند؛ از باند جنايتكار صهيوني حاكم بر فلسطين حمايت مي‌كنند؛ به خاطر نفت و معادن زيرزميني حاضرند در هر جاي دنيا جنگ‌افروزي كنند كه امروز اين جنگ‌افروزي به امريكاي لاتين هم رسيده(4) و به‌طور قطع يك چنين دولتي درخور آن نيست كه دولتي مثل جمهوري اسلامي، به دنبال ارتباط با او و همكاري با او باشد.

و امّا چند جمله هم به عنوان نصحيت به فرزندان خودم، به ملّت عزيز ايران عرض بكنم: 

در برابر دشمن، همه با هم باشيد. در بين اقشار مختلف يا جناح‌هاي سياسي مختلف اختلافاتي وجود دارد، اختلافاتي هست، باشد؛ لكن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده‌روزه همه در كنار هم قرار بگيريم؛ اين يك عامل بسيار مهم براي اقتدار ملّي كشور عزيزمان است.

توصيه بعدي: از رييس‌جمهور محترم و دولت خدمتگزار حمايت كنيم. كارهاي خوبي را شروع كرده‌اند؛ بعضي از كارهايي را كه شهيد رييسي شروع كرده بود و نيمه‌كاره مانده بود، ادامه دادند؛ اين كارها دارد انجام مي‌گيرد و ان‌شاءالله نتايج اين كارها را مردم بعدها خواهند ديد. بايستي از دولت حمايت كرد؛ دولت بار سنگيني بر دوش دارد؛ اداره كشور كار آساني نيست، كار سختي است و اين بر‌عهده دولت است.

توصيه بعدي: همه ما‌ از اسراف اجتناب كنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزين، اسراف در خوراكي‌ها و ارزاق روزانه. از اسراف بايد پرهيز كرد كه يكي از مهم‌ترين خطرها و ضررها براي كشور و براي خانواده‌ها اسراف در اينها است و اگر اسراف نباشد، در واقع اگر دور ريختن اين عوامل لازم زندگي، اين نيازهاي ضروري زندگي نباشد، بلاشك اوضاع كشور خيلي بهتر از اين خواهد بود.

و آخرين توصيه من: ارتباط با خدا را بيشتر كنيد؛ براي باران، براي امنيت، براي عافيت، براي همه‌چيز از خداي متعال كمك بخواهيد؛ با خدا حرف بزنيد، از خدا بخواهيد، متضرّعانه به درگاه خدا برويد؛ ان‌شاءالله خداي متعال اسباب اصلاح همه امور را فراهم خواهد كرد.

والسّلام عليكم و رحمه‌الله و‌ بركاته