از حرف تا عمل؛ تلگرام همچنان پشت ديوار فيلتر
از نخستين روزهاي آغاز به كار دولت مسعود پزشكيان، وعدههاي متعددي درباره رفع فيلتر تلگرام و ديگر شبكههاي اجتماعي مطرح شد. اما با گذشت ماهها، هيچكدام از اين وعدهها به سرانجام نرسيده و كاربران همچنان پشت ديوارهاي بلند فيلترينگ گرفتار ماندهاند.
از نخستين روزهاي آغاز به كار دولت مسعود پزشكيان، وعدههاي متعددي درباره رفع فيلتر تلگرام و ديگر شبكههاي اجتماعي مطرح شد. اما با گذشت ماهها، هيچكدام از اين وعدهها به سرانجام نرسيده و كاربران همچنان پشت ديوارهاي بلند فيلترينگ گرفتار ماندهاند. در حالي كه مسوولان از مذاكرات، پيگيريهاي فني و هماهنگيهاي سياسي سخن ميگويند، مردم هر روز هزينههاي بيشتري براي دسترسي به ابزارهاي ارتباطي ميپردازند و بياعتماديشان به سياستگذاران فضاي مجازي عميقتر ميشود.
فضاي مجازي در ايران سالهاست به ميدان اصلي تقابل سياست، امنيت و زندگي روزمره مردم تبديل شده است. در اين ميان، تلگرام بيش از هر شبكه اجتماعي ديگري جايگاه ويژهاي در ارتباطات ايرانيان داشته است؛ از آموزش و اطلاعرساني گرفته تا خريد و فروش و حتي فعاليتهاي مدني. با اين حال، از سال ۱۳۹۷ كه تلگرام بهطور رسمي فيلتر شد، كاربران ايراني به جاي جايگزينهاي داخلي، به سمت استفاده گسترده از فيلترشكن روي آوردند. نتيجه، بازاري پررونق براي VPN، هدررفت منابع مالي و ايجاد ريسكهاي امنيتي براي كاربران بوده است. اكنون دولت جديد كه با شعار تعامل و تغيير به ميدان آمده، بارها از رفع فيلتر سخن گفته، اما واقعيت زندگي مردم هيچ تغييري نكرده است. اين فاصله ميان وعدهها و عمل، خود به يك بحران جديد در عرصه اعتماد عمومي بدل شده است. دولت پزشكيان بارها از زبان مسوولانش اعلام كرده كه در حال پيگيري رفع فيلتر تلگرام و ديگر پلتفرمهاي محبوب است. الياس حضرتي، رييس شوراي اطلاعرساني دولت، به تازگي در اظهاراتي در بخشي از يك گفتوگو با آن نيوز با بيان اينكه « آقاي دكتر پزشكيان رويهاش بر اين است كه با تعامل و هماهنگي و با اتفاق مسائل را حل كند و اينگونه نباشد كه اگر امروز ايشان مسالهاي را حل كرد فردا ديگري بياييد و آن را برگرداند»، افزود: در مورد رفع فيلترينگ هم تصميمگيرنده شوراي عالي فضاي مجازي است و فضاي آنجا به شكلي است كه بخشي از تركيب آن با اين موضوع مخالف صد درصد هستند. با اين حال آنجا به شكلي برخورد شد كه دو پلتفرم واتس آپ و بخشي از گوگل رفع فيلتر شدند. در مورد يوتيوب هم براي مدارس و دانشگاهها و پژوهشگران اتفاق افتاد. وي ادامه داد: در مورد تلگرام هم قرار بود راهگشاييهايي صورت بگيرد كه با جنگ اخير تلاقي پيدا كرد و وزارت ارتباطات پيگير مسائل فني آن و مذاكراتي در اين زمينه صورت گرفته است. وي با اشاره به اختلاف فهم جريانهاي سياسي و برخي افراد در مورد رفع فيلترينگ اظهار كرد: برخي معتقدند كه مثلا واتس آپ خدمات به سازمانهاي جاسوسي ميدهد. اين در حالي است كه اگر هم پلتفرمي مانند واتس آپ يك ابزار جاسوسي باشد، استفاده آن با فيلترشكن كارايي اين ابزار را چند برابر ميكند. چرا كه واتس آپ امكانات و فرصتهايي دارد و عادتهايي ايجاد كرده است كه نميتوان آن را به سادگي از زندگي مردم حذف كرد و در صورت فيلتر بودن هم پول فيلترشكن ميدهند و هم گلايه به حق دارند.
فشار هزينهها بر دوش مردم
اما آنچه در عمل ديده ميشود، چيزي جز ادامه وضع موجود نيست؛ تلگرام همچنان مسدود است و هيچ تاريخ مشخصي براي تغيير وضعيت ارايه نشده است. اين تكرار وعدهها بدون اجراي عملي، نهتنها مساله را حل نكرده بلكه خستگي و نااميدي مردم را بيشتر كرده است. جامعه كاربري امروز بيش از هر چيز از «انتظار بينتيجه» آسيب ميبيند. وعدههايي كه بيپشتوانه عملي باشند، به مرور زمان سرمايه اجتماعي دولت را فرسوده و بياعتمادي را جايگزين اميد ميكنند. يكي از پيامدهاي مستقيم اين بلاتكليفي، فشار اقتصادي بر كاربران است. در نبود دسترسي آزاد، بازار فيلترشكن به يكي از پررونقترين بخشهاي غيررسمي اقتصاد ايران بدل شده است. ميليونها كاربر براي ادامه فعاليتهاي روزمره خود ناچارند هزينههاي ماهانه و گاه سالانه براي خريد VPN بپردازند. اين هزينهها براي بسياري از خانوادهها سنگين است، بهويژه وقتي بخش عمدهاي از كار و تحصيل به ابزارهاي آنلاين گره خورده باشد. علاوه بر هزينه مالي، فيلترشكنها خطرات امنيتي و حريم خصوصي جدي به همراه دارند. بسياري از اين ابزارها بدون هيچگونه نظارت رسمي فعاليت ميكنند و احتمال سرقت اطلاعات يا سوءاستفاده از دادههاي شخصي را افزايش ميدهند. در چنين شرايطي، به جاي آنكه امنيت مردم تضمين شود، خود سياست فيلترينگ به عاملي براي تهديد امنيت شهروندان بدل شده است.
اختلافات سياسي؛ عامل اصلي بنبست
آنچه روند تصميمگيري درباره رفع فيلتر را پيچيده كرده، بيش از آنكه موانع فني يا خارجي باشد، اختلافات سياسي داخلي است. شوراي عالي فضاي مجازي، به عنوان مرجع اصلي تصميمگيري، تركيبي از جريانهاي سياسي گوناگون دارد. بخشي از اعضا بهطور مطلق مخالف رفع فيلتر هستند و آن را تهديدي عليه امنيت ملي ميدانند. در مقابل، دولت جديد بر تعامل و هماهنگي تأكيد دارد و تلاش ميكند از طريق مذاكره و اجماع، زمينه بازگشايي شبكههاي اجتماعي را فراهم كند. اما تجربه نشان داده است كه اين كشمكشها اغلب به نتيجه عملي نميرسند. حتي در مواردي كه بخشي از پلتفرمها مانند واتساپ يا برخي خدمات گوگل رفع فيلتر شدند، اين اقدامات محدود و مقطعي بود و نتوانست اعتماد عمومي را جلب كند. همين الگو اكنون در مورد تلگرام تكرار ميشود، وعدهها مطرح ميشوند، اما اختلافات سياسي مانع از آن ميشوند كه به مرحله اجرا برسند.
تجربههاي نافرجام گذشته
مردم ايران بارها شاهد تجربههاي مشابه بودهاند. از زمان فيلترينگ تلگرام در سال ۱۳۹۷، تلاشهاي متعددي براي جايگزينسازي با پيامرسانهاي داخلي صورت گرفت. پروژههايي مانند «تلگرام طلايي» يا «هاتگرام» ابتدا با حمايت ضمني نهادهاي رسمي معرفي شدند، اما به سرعت اعتماد كاربران را از دست دادند. ديگر پيامرسانهاي داخلي هم هرگز نتوانستند امكانات، سرعت و قابليتهاي تلگرام را بازتوليد كنند. اين تجربههاي نافرجام نشان داد كه سياستهاي محدودسازي و جايگزيني اجباري، نهتنها موفق نيست، بلكه باعث بياعتمادي گستردهتر مردم نسبت به تصميمگيران ميشود. بنابراين وقتي امروز بار ديگر وعده رفع فيلتر داده ميشود، افكار عمومي با ديده ترديد به آن مينگرد و بسياري باور ندارند كه اين وعدهها عملي شوند.
تداوم بياعتمادي عمومي
بياعتمادي، شايد مهمترين پيامد تكرار وعدههاي بينتيجه باشد. مردم احساس ميكنند تصميمگيران نه به دنبال حل واقعي مشكلات، بلكه صرفاً به دنبال خريد زمان و مديريت افكار عمومي هستند. هر بار كه خبري از رفع فيلتر منتشر ميشود و پس از مدتي بينتيجه رها ميشود، شكاف ميان جامعه و حاكميت عميقتر ميگردد. اين بياعتمادي تنها به فضاي مجازي محدود نميشود؛ بلكه بر نگاه كلي جامعه نسبت به كارآمدي دولت و نهادهاي تصميمگير تأثير ميگذارد. در شرايطي كه شهروندان براي انجام كارهاي ساده روزمره خود به ابزارهاي فيلترشده نياز دارند، ادامه اين وضعيت چيزي جز افزايش نارضايتي و كاهش سرمايه اجتماعي به همراه ندارد.
پايان وعدهها يا آغاز تغيير واقعي؟
يكي از پرسشهاي اساسي در اين ميان آن است كه آيا وعده رفع فيلتر صرفاً ابزاري براي مانورهاي سياسي است يا واقعاً تصميمي جدي در پس آن وجود دارد؟ به نظر ميرسد دولت تلاش دارد با مطرح كردن اين وعدهها، خود را حامي آزاديهاي ارتباطي نشان دهد، در حالي كه بخشي از ساختار قدرت با اين رويكرد همراهي نميكند. اگر چنين باشد، نتيجه نهايي چيزي جز بيثمر ماندن وعدهها نخواهد بود. در واقع، مساله تلگرام به صحنهاي براي جدالهاي سياسي بدل شده، بيآنكه راهحلي عملي براي رفع مشكلات مردم ارايه شود. پس از ماهها وعده و گفتوگو، تلگرام همچنان مسدود است و مردم همچنان مجبورند براي دسترسي به آن هزينه و ريسكهاي جدي بپردازند. آنچه بيش از همه در اين ميان آسيب ديده، اعتماد عمومي است؛ اعتمادي كه بازسازي آن دشوار خواهد بود. اگر دولت واقعاً به دنبال تغيير است، بايد از چرخه تكراري وعده و تعويق خارج شود و تصميمي روشن و عملي اتخاذ كند. رفع فيلتر شبكههاي اجتماعي نه يك امتياز ويژه، بلكه حقي اساسي براي دسترسي آزاد به اطلاعات و ارتباطات است. ادامه وضعيت فعلي تنها موجب گسترش نارضايتي و تشديد فاصله ميان مردم و سياستگذاران خواهد شد. اكنون پرسش اصلي اين است: آيا دولت پزشكيان ميتواند وعدههايش را به عمل تبديل كند يا رفع فيلتر همچنان به ابزاري براي سخنرانيهاي بينتيجه بدل خواهد شد؟
