چين، ايران و عربستان؛ هندسه نوين امنيت در خاورميانه

۱۴۰۴/۰۵/۲۰ - ۰۱:۳۰:۰۲
کد خبر: ۳۵۲۹۴۶

با نزديك شدن تدريجي ايران و امريكا به نوعي تفاهم پنهان و كاهش تنش بي‌سابقه ميان تهران و رياض، نقش بازيگران سوم در شكل‌گيري نظم جديد منطقه‌اي بيش از پيش پررنگ شده است.

بهمن اكبري

با نزديك شدن تدريجي ايران و امريكا به نوعي تفاهم پنهان و كاهش تنش بي‌سابقه ميان تهران و رياض، نقش بازيگران سوم در شكل‌گيري نظم جديد منطقه‌اي بيش از پيش پررنگ شده است. يكي از مهم‌ترين اين بازيگران، جمهوري خلق چين است؛ كشوري كه ديگر تنها يك «شريك تجاري دوردست» نيست، بلكه به يك معمار موازنه‌گر منطقه‌اي تبديل شده است. موازنه‌گري متفاوت: در مارس ۲۰۲۳، چين با ميانجيگري ميان ايران و عربستان، صفحه‌اي تازه در ديپلماسي خاورميانه گشود. در حالي كه جهان غرب درگير بحران اوكراين و تبعات جنگ غزه بود، پكن نه ‌تنها نقش ناظر را ايفا نكرد، بلكه فعالانه به بازسازي روابط كشورهاي عربي با ايران پرداخت. نزديكي امروز تهران و رياض، به‌ويژه در فضاي پساجنگ ايران و اسراييل، بدون اين ميانجيگري هوشمندانه امكان‌پذير نبود. برخلاف ايالات‌متحده، چين سياست همزماني همكاري با همه طرف‌ها را دنبال مي‌كند. با اسراييل روابط تجاري دارد، با عربستان قراردادهاي انرژي امضا مي‌كند و با ايران مناسبات راهبردي چندلايه برقرار كرده است. اين ظرفيت چين در تعامل همزمان با رقبا، به آن اجازه داده كه نقشي ثبات‌ساز اما بدون سلطه‌جويي ايفا كند؛ مدلي كه براي ايران و عربستان، بسيار جذاب‌تر از الگوي مداخلات مستقيم غربي است. پساجنگ ايران و اسراييل، بازآرايي معادلات: در جريان جنگ ۱۲ روزه ميان ايران و اسراييل، منطقه شاهد دگرگوني بي‌سابقه‌اي در معادلات امنيتي شد. برخلاف انتظار، عربستان‌سعودي موضع ضدايراني اتخاذ نكرد و با بيانيه‌هايي متوازن، از ادامه گفت‌وگو و كاهش تنش حمايت كرد. اين چرخش رفتاري را مي‌توان نشانه‌اي از بازتعريف اولويت‌هاي امنيتي سعودي‌ها دانست. اگر تا پيش از اين، هرگونه درگيري ميان ايران و اسراييل، عربستان را به سوي محور تل‌آويو سوق مي‌داد، اين‌بار، فضا متفاوت بود. رياض ديگر خود را در اردوگاه «ضد ايران» تعريف نكرد. همين جدايي نسبي از معادله‌سازي اسراييل، به عاملي مهم در بازدارندگي منطقه‌اي تبديل شد و از گسترش جنگ به ساير كشورها جلوگيري كرد.  

 پرسش اساسي اين است كه آيا چين مي‌تواند در آينده نيز مانع از بروز جنگ‌هاي منطقه‌اي شود؟ پاسخ، مشروط اما اميدواركننده است. چين، برخلاف قدرت‌هاي نظامي غربي، يك بازيگر اقتصادي «زيرساخت‌محور» است.  طرح «كمربند و جاده» منافع عميقي را براي پكن در خاورميانه ايجاد كرده است. اين طرح تنها در صورتي موفق خواهد بود كه ثبات در ايران، عراق، سوريه و آسياي غربي حفظ شود. به‌ همين دليل، چين به‌ طور جدي در حال طراحي نظمي جديد مبتني بر اقتصاد و همكاري منطقه‌اي است؛ نظمي كه در آن، ايدئولوژي‌هاي ستيزگر جاي خود را به منطق تجارت و توسعه مي‌دهند. براي تحقق اين چشم‌انداز، چين از چهار ابزار كليدي بهره مي‌گيرد: 
۱- سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌هاي مشترك: از بندر چابهار تا كريدور آسياي مركزي، چين در حال پيوند دادن منافع كشورهاي منطقه به يكديگر است.
۲- اعمال فشار نرم اقتصادي: از طريق ابزارهاي مالي، انرژي و تجارت، مي‌تواند بازيگران ماجراجو را به تعديل وادار كند.
۳- ميانجيگري بي‌طرفانه: به ‌دليل نبود سابقه استعماري در منطقه، پكن از اعتماد نسبي ميان بازيگران برخوردار است.
۴- حمايت از نهادهاي چندجانبه‌گراي منطقه‌اي: مانند سازمان همكاري شانگهاي كه هم ايران و هم عربستان به آن پيوسته‌اند. و در پايان جمع‌بندي با عنوان «نظم نوين بدون غرب؟» ارايه مي‌شود. برخي تحليلگران بر اين باورند كه جمهوري اسلامي ايران در حال عبور از مقاومت ايدئولوژيك به عقلانيت استراتژيك است. نزديكي با عربستان، مذاكره غيررسمي و غيرمستقيم با امريكا و پذيرش سطحي از نظارت هسته‌اي را بايد در چارچوب تلاش براي بازتعريف جايگاه منطقه‌اي ايران تحليل كرد. در اين مسير، چين به بازيگري كليدي بدل شده است كه نه ‌تنها در معادلات اقتصادي، بلكه در صورت‌بندي توازن امنيتي منطقه نيز نقش دارد. نزديكي تهران و رياض، بازدارندگي در برابر اسراييل و توافق احتمالي با امريكا، بدون نقش‌آفريني هوشمندانه چين ممكن نبود. آينده خاورميانه، بيش از آنكه صحنه‌اي براي زورآزمايي نظامي قدرت‌ها باشد، مي‌تواند ميدان آزمون ديپلماسي چندجانبه آسيايي باشد. اگر اين مسير ادامه يابد، شايد براي نخستين‌بار، منطقه از سايه جنگ عبور كرده و به ثباتي پايدار برسد؛ ثباتي كه نه در واشنگتن يا مسكو، بلكه در پكن امضا خواهد شد.