پیامدهای اجتماعی- اقتصادی مسکن مهر
نرگس خلفی
امروزه تامین مسکن ارزانقیمت برای اقشار ضعیف و دهکهای پایین جامعه، دغدغه تمامی دولتها در سطح جهان بوده است، به گونهیی که در کشور ایران هم در قانون اساسی گنجانده شده که دولت موظف است تمام سعی خود را برای خانهدار کردن مردم انجام دهد. به همین سبب طرح مسکن مهر مطرح شد.
طرح مسکن مهر، طرحی است که در سال 1386 با اهداف ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای مسکن با حذف قیمت زمین، تامین مسکن اقشار کم درآمد و بیبضاعت، کنترل و جلوگیری از افزایش بیرویه قیمت زمین و مسکن، رونقبخشی به تولید مسکن و افزایش حجم تولید مسکن، کاهش هزینههای مسکن (اجارهبها، رهن و خرید) از سبد هزینه خانوار، تامین نیازهای انباشتی و آتی مسکن و برقراری عدالت در دسترسی به مسکن مناسب و به تبع آن کاهش فقر و تامین مسکن جوانان و در راستای اجرای مفاد بندهای 15 و 41 سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه و بند (ج) ماده 30 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تامین مسکن و حق بهرهبرداری از زمین و اجاره بلندمدت 99ساله در قالب طرح مسکن مهر نخستینبار در جزو (2) از بند (د) تبصره (6) قانون بودجه در سال 1386 با اهداف ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای مسکن با حذف قیمت زمین، تامین مسکن اقشـار کمدرآمد و بیبضاعت، کنترل و جلوگیری از افزایش بیرویه قیمت زمین و مسکن، رونق بخشی به تولید مسکن و افزایش آن، کاهش هزینهها (اجارهبها، رهن و خرید) از سبد هزینه خانوار، تامین نیازهای انباشتی و آتی مسکن و
برقراری عدالت در دسترسی به مسکن مناسب و به تبع آن کاهش فقر و تامین مسکن جوانان مطرح شد.
«پیترلوید» از جمله محققانی است که از دیدگاه پدیدارشناسی به بررسی زاغههای حاشیه شهر در کشورهای توسعه نیافته پرداخته است. او اعتقاد دارد که برای بررسی زندگی مردم در این زاغهها بهتر است از دریچه چشم مهاجران به جهان نگاه کرد به همین دلیل او این نوع مسکن را زاغههای امید خوانده و بر مبنای آن مطالعاتی انجام داده است و عقیده دارد افرادی که به حاشیهنشینی متوسل میشوند، فعالند و روحیهیی مثبت دارند و تسلیم زندگی نامطلوب خود نمیشوند. اقدام جمعی آنها در سازماندهی خود برای ساختن یک سکونتگاه موقتی، حاکی از این نوع روحیه است.
«رابرت. کی. مرتون» (نظریهپرداز جامعهشناس) معتقد است پدیدههای اجتماعی علاوه بر کارکرد آشکار که به وضوح و توسط همگان قابل مشاهده است، دارای کارکردهای پنهانی نیز هستند که تنها پس از گذشت زمان بروز میکنند. این کارکردهای پنهان با نیت نیستند و به صورت ناخواسته ظاهر میشوند.
طرح مسکن مهر را باید یک پدیده اجتماعی، مطرح کرد و بدون تردید اجرای این طرح دارای کارکردهای آشکار و پنهان خواهد بود؛ کارکردهایی آشکاری چون خانهدار شدن اقشار کم درآمد، جابهجایی جمعیت از نقاط پرتراکم شهری به نقاط کم تراکم و غیره. از سوی دیگر هر یک از این 2دسته کارکرد آشکار و پنهان خود دارای جنبههای مثبت و منفی هستند لذا حرکت و دستیابی به توسعه نیازمند شناخت کارکردهای پنهان هر پدیده اجتماعی است.
با این تفاسیر، مطالعهیی با نگرش جامعهشناسی میتواند در صورت کسب اطلاعات دقیق و تحلیل و بازتحلیل اطلاعات موجود از طریق روشهای مناسب، تا حد زیادی دامنه کارکردهای پنهان را بشناسد و از طریق این شناخت، جنبههای منفی آنها را کوچک و کوچکتر کند و کژکارکردهای پنهانی را نیز تا حد امکان از پیش پای مردم و مسوولان و جامعه بردارد.
طی سالهای اخیر طرح مسکن مهر به عنوان یکی از استراتژیهای اصلی دولت و با هدف تامین مسکن ارزانقیمت برای اقشار کم در آمد جامعه و کنترل قیمت مسکن به اجرا درآمده است. اما بر اساس شاخصهای تورم قیمت مسکن طی سالهای اجرای این طرح به نظر میرسد، این طرح نتوانسته باشد به اهداف پیشبینی شده دست یابد.
در برنامهریزی شهری 2نوع حرکت جمعیت مورد بررسی قرار میگیرد، یکی حرکت مستقیم جمعیت که دراین نوع حرکت افراد جامعه سکونتگاه خود را براساس ارتقای سطح توسعه چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فرهنگی به صورت درونشهری یا بین شهری یا ملی تغییر و ارتقا میدهند و دیگری حرکت معکوس جمعیت، یعنی مهاجرتی که بدون ارتقای سطح توسعه در افراد برای دستیابی به بازار کار صورت میگیرد که حاشیهنشینی در کلانشهرهای کشور حاصل این نوع مهاجرت و حرکت جمعیت است. بهطوری که در بعضی از کلانشهرها حتی تا 40درصد جمعیت شهر را تشکیل میدهد. لذا از معضلات و مشکلات مستحدثه در بحث از تعاونی مسکن مهر میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- یکی از مباحث مهم در جامعهشناسی مبحث «محله» است لذا در یک جامعه همزمان با روند اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اجزا و زیر سیستمهای آن، به ترتیب محلات شکل میگیرند و بر اساس این نظریه هر محله نشانگر یک سطح و تراز از توسعه، فرهنگ و اقتصاد است و تغییر محله هر زیر سیستم و خانواده در یک جامعه متناسب با توسعه همهجانبه آن خانواده صورت میگیرد ولیکن در طرح مسکن مهر حتی این موضوع نیز مدنظر قرار نگرفته که نتیجه آن استقرار سطوح و اقشار مختلف جامعه در یک محله است.
۲- چالش و مشکل اصلی جامعه در حال حاضر نرخ بالای بیکاری است و همه نظریات اجتماعی، بیکاری و فقر را ریشه بیشتر ناهنجاریهای موجود در جامعه از جمله تکدیگری، فساد، دزدی، کلاهبرداری، جنایت، فقر فرهنگی، کاهش سطح بهداشت و… به حساب میآورند و قطعا هر شخص و خانواده بدون شغل، داشتن یک شغل پایدار را به داشتن یک واحد آپارتمان مسکونی دولتی «بدون سند عرضه» ترجیح میدهد. چرا که در صورت داشتن شغل، آن شخص و خانواده بر اساس میزان درآمدی که خواهد داشت خود را با ساختار حاکم بر شهر و جامعه سازگار خواهد کرد و همزمان با ارتقای شغل و افزایش درآمد و سطح توسعه و براساس نظریه محله، شرایط خود را ارتقا میدهد.
۳- بر اساس نظریه دستهای نامرئی اقتصاد آدام اسمیت، قیمت محصول و خدمات تابع میزان عرضه و تقاضاست. قیمت مسکن نیز در ایران از این اصل پیروی میکند و بر اساس همین اصل هر زمان که عرضه کاهش یافته و تقاضا افزایش یابد، قیمت مسکن افزایش و ساختوساز مسکن نیز رونق مییابد و زمانی که عرضه بیشتر از تقاضا میشود ناگهان افزایش قیمت متوقف و ساخت مسکن کاهش مییابد.
طرح مسکن مهر نه تنها نتوانست بازار تقاضا را تامین کند بلکه همزمان به دلیل توقف بخش اعظمی از تسهیلات ساختوساز بخشهای خصوصی و جذب اکیپهای اجرایی و ایجاد تورم ناشی از هزینه و تقاضا مصالح ساختمانی، باعث افزایش قیمت مسکن و زمین توسط بخش خصوصی شد که نتیجه آن افزایش سه تا چهاربرابری قیمت زمین و مسکن در کشور بود. بهعبارت دیگر این طرح نه تنها نتوانست قیمت مسکن را کنترل کند بلکه باعث افزایش قیمت مسکن نیز شد. شاید در صورت اجرای مرحلهیی و فاز به فاز و با برنامهریزی صحیح این طرح نتایج کاملا متفاوتی میتوانست، حاصل شود.
۴- اجرای طرح مسکن مهر باعث ایجاد تعداد زیادی شغل کاذب و موقت در زمینه ساختمانی شد و با توقف و رکود این طرح حجم زیادی نیروی طالب شغل و بیکار که اتفاقا بهدلیل نیاز به تخصصهای ساختمانی، از نظر تخصصی ارتقا یافته و سطح توقع آنها نیز افزایش یافته بود را روانه بازار کار کرد که این موضوع خود باعث ایجاد یک شوک در بازار اشتغال از لحاظ اقتصادی شد.
در این بخش با توجه به موارد فوق پیشنهادهایی ارایه میشود:
1) اختصاص تسهیلات بانکی در قانون بودجه کل کشور برای تعاونیهای مسکن متعارف
2) متناسب کردن تعداد اعضا با پروژههای در دست اجرا
3) فازبندی ساخت واحدها متناسب با توان پرداختی اعضا
4) توانمندسازی تعاونیها از طریق گسترش تحقیقات و ارایه آموزشهای عمومی (آشنایی با مقررات) و حرفهیی و تخصصی به مدیران، اعضا و...
5) تقویت اتحادیههای تعاونی و واگذاری وظایف تصدیگری وزارتخانههای ذیربط به اتحادیههای توانمند
6) شناسایی تعاونیهای مسکن موفق و معرفی آنها از طریق رسانههای جمعی
7) تقویت نظارت فنی بر ساختوساز با رویکرد استفاده از مشاوران ذیصلاح بخش غیردولتی
از جمله مشکلات فعلی پروژههای مسکن مهر عدم وجود شبکههای حملونقل شهری به ویژه در شهرهای جدید است لذا در این خصوص نیز باید اقداماتی در جهت گسترش شبکههای مذکور صورت گیرد.