ارتباط ثروتآفرینی و اخلاق حرفهای در پزشکی
سازمان امورمالیاتی با گلایه نسبت به فرار مالیاتی پزشکان ایرانی و پردهبرداری از درآمد سرسامآور بخشی از آنان، راه را برای نقد به این قشر خاص باز کرد. نقدهای گاه و بیگاه و بعضا بیرحمانه به آنها به کل نظام سلامت ایران تسری پیدا کرد که نشان از ایرادات جدی و غیرقابل قبول در این حوزه داشت. این بحثها درحالی داشت اوج میگرفت که دولت یازدهم از طرح تحول نظام سلامت رونمایی کرد و باعث شد در فروکش کردن نگرانیها موثر باشد. اما در بررسیهای دورهیی هم که از طرح مذکور توسط مقامهای ارشد وزارت بهداشت ارایه میشود اظهارنظرهای زیادی نسبت به درگیر شدن بعضی از پزشکان به نوعی فساد حرفهای مشهود است و باز این زخم سر باز خواهد کرد. هرچند فقط پزشکان نیستند که در این بیسامانی موثرند و قطعا دیگر فعالان حوزه هم در برابر عملکرد خود مسوول هستند اما با توجه به جایگاه ویژه اجتماعی پزشکان، آنها بیشتر در کانون توجه خواهند بود. همانطور که همواره از جمع بستن تمامی پزشکان یا پرسنل درمانی و قرار دادن همه آنها در یک طبقه خاص پرهیز شده است اما میزان تخلفات به حدی بوده که حتی با اجرای طرح تحول هم هنوز نارضایتیهای بسیاری وجود دارد و کاسه صبر
بسیاری از ناظران لبریز شده است.
اینکه پزشکان درآمد بالایی داشته باشند به خودی خود مذموم نیست. در واقع نباید اجازه داد ثروتآفرینی مشروع محاکمه شود یا به سلابه کشیده شود. همه خوب میدانیم کشور ما بیش از هر چیز دیگر به تولید ارزشافزوده اقتصادی و ثروتآفرینی نیاز دارد و اگر فردی در هر جایگاهی با رعایت استانداردهای قانونی و احترام به اخلاق حرفهای خود، توانایی ثروتآفرینی بالایی دارد قابل تقدیر نیز خواهد بود. پس آنچه باعث اعتراض به درآمد برخی از پزشکان میشود خواسته یا ناخواسته به پیروی از تفکرهای چپ اقتصادی افراطی نیست بلکه به دلیل آن است که پزشکان مورد نظر مسوولیتهای قانونی و اجتماعی خود را در راه کسب این درآمدها به راحتی لگدمال میکنند. نخستین مسوولیت آنها اظهار شفاف و بیکم و کاست درآمدها و پرداخت مالیاتهای قانونی است. نه پزشکان و نه هیچ فرد دیگری هیچ نوع مصونیت یا حریم شخصی در برابر سیستم مالیاتستانی کشور ندارد و سرباز زدن از آن مشروعیت داراییهایش را از بین خواهد برد. مورد دوم به رعایت اصول اخلاق حرفهیی برمیگردد آنجا که پزشکان باید پایبند به سوگندنامه خود باشند و از بیماری افراد برای خود پلهای رستگاری مالی نسازند. اینکه فرد از یک حالت جسمی و روانی متعادل برخوردار نیست و ابزار خاصی برای ارزیابی عملکرد پزشک خود ندارد باعث نشود تا جای ممکن از او بهرهکشی پولی کرد. هر پزشک حق دارد که عایدی خود را از کسب وکارش به بیشینه ممکن برساند اما حق ندارد تا جای ممکن از هر بیمار عایدی کسب کند. عایدی از هر بیمار براساس میزان خدمات مورد نیازش تعریف میشود نه براساس اندازه جیبهایش. پس حتی بدون درگیر کردن دولت، تنها توسط انجمنهای حرفهیی تناسب درمان تجویز شده برای بیمار همچنین میزان دریافتی پزشک و کادر درمانی برای خدمات داده شده مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. توجه به این موارد و سازماندهی بازار پزشکی در ایران یکی از وظایف اصلی نظام سلامت است چراکه یکی از مهمترین جنبههای تامین اجتماعی را شامل می شود. مخصوصا در کشورهایی که در مسیر گذار به توسعه یافتگی قرار دارند و ممکن است اقشار آسیبپذیر بدون حمایتهای ویژه زیر چرخهای توسعه گرفتار شوند، اتخاذ تدابیر ویژه چه هزینهیی و چه نظارتی یک ضرورت است. نظام سلامت که بر محور پزشکان میچرخد، کارکرد ویژهیی برای دوری کشور از بحرانهای اجتماعی دارد لذا باید هشدارهای کارشناسان در این باره را جدی گرفت و برای جلوگیری از انتشار تبعات بیشتر به جامعه وارد عمل شد.
