چه کسی شایسته نشستن بر صندلی ریاست اتاق بازرگانی است؟
در حالی انتخابات هیات رییس اتاق بازرگانی ایران برگزار میشود که اقتصاد ایران در موقعیت ویژهیی قرار دارد. اعمال تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی علیه کشورمان در طول چند سال گذشته که با برخی بیتدبیریها در اواخر دولت دهم رخ داد، باعث شد تا اقتصاد ایران در شرایط نابسامانی قرار گیرد؛ هر چند دولت تدبیر و امید با رویکردی که در طول زمامداریاش به کار بسته توانسته است تا حجم زیادی از آثار این مشکلات را بزداید، اما رهایی کامل اقتصاد ایران از زنجیرهایی که به دلایل مختلف به پایش بسته شده و رسیدن به آنچه در اسناد بالادستی نظام در حوزه اقتصاد پیشبینی شده و اجرای کامل برنامههای اقتصادی دولت یازدهم، محتاج مشارکت کامل بخش خصوصی با تمام ظرفیتهایی است که تاکنون بالفعل نشده است.
خوشبختانه بارها مسوولان ارشد دولت تاکید کردهاند که برای تمام وضعیتهای احتمالی مذاکرات هستهیی، سناریوهای لازم را پیشبینی کردهاند؛ اما بررسی اقتصادهای موفق جهان و آنچه کشورهای توسعهیافته بدان دست پیدا کردهاند، نشان از آن دارد که این موفقیتها بدون مشارکت کامل و حداکثری بخش خصوصی روی نداده است. هر چند عملکرد دولت یازدهم در مشارکت دادن بخش خصوصی حدود 2سالی که از عمرش میگذرد مبین این نکته است که فارغ از ایرادات ساختاری اقتصاد ایران که مانع از حضور موثر بخش خصوصی شده، در باقی موارد کابینه تدبیر و امید فارغ از شعارزدگیهای مرسوم دولتها، تلاش کرده امکان حضور موثر بخش خصوصی واقعی را فراهم کند.
در چنین شرایطی انتخابات هیات رییسه اتاق ایران که روز یکشنبه برگزار میشود، میتواند با اهمیتترین انتخاب در طول عمر حدود یک قرنی پارلمان بخش خصوصی قلمداد شود. خوشبختانه نتایج انتخابات اتاقهای بازرگانی استانی نشان داد قدم اول ساختن اتاق بازرگانی موثر و کارآمد برداشته شده است. اما آن قدم ناتمام خواهد ماند اگر در گام پایانی هیات رییسهیی مناسب و شایسته انتخاب نشود. در این میان انتخاب رییس اتاق ایران به عنوان نماد و نماینده اصلی بخش خصوصی اهمیتی دوچندان و بسیار ویژه دارد.
فعالان اقتصادی هر یک به فراخور تجربه و مدل اقتصادی مورد نظرشان ویژگیهای مختلفی را برای رییس اتاق بازرگانی
برشمردهاند. در این میان چند ویژگی و فاکتور اساسی وجود دارد که تمام فعالان اقتصادی بر آن توافق دارند. شاید در صدر این ویژگیها، تجربه و موفقیتآمیز در فعالیتهای اقتصادی باشد. قطعا اگر رییس اتاق بازرگانی جزو شاخصترین فعالان اقتصادی کشور پهناور ایران نباشد، وجاهت لازم را برای نشستن بر صندلی ریاست اتاق ایران ندارد. این ویژگی شرط لازم رییس اتاق بازرگانی است و در میان اعضای اتاق بازرگانی کسی وجود ندارد که نپذیرد رییس اتاق ایران به عنوان نماد و نماینده اصلی بخش خصوصی، باید از نظر فردی و شخصیتی، شایسته یدک کشیدن این عنوان باشد.
این ویژگیها در این دوره از اتاق بازرگانی دارای اهمیتی دوچندان شده است؛ چرا که همانگونه که در ماههای گذشته شاهد بودیم، دهها هیات تجاری از کشورهای مختلف برای حضور در آینده اقتصاد ایران و رزرو صندلیهای قطار پیشرفت و توسعه اقتصادی این مرز و بوم وارد کشورمان شدند. قابل تردید نیست که در ماهها و سالهای آتی بر حجم و کیفیت این هیاتها افزوده خواهد شد و در چنین شرایطی اینکه چه فردی و با چه ویژگیهای فردی و شخصیتی اتاق بازرگانی ایران را هدایت میکند، بسیار حایز اهمیت است.
نکته دیگری که بارها فعالان اقتصادی در خصوص ویژگیهای رییس اتاق ایران برشمردهاند، توانایی ارتباط موثر رییس آینده پارلمان بخش خصوصی با دولت است. کسی شک ندارد که رییس اتاق بازرگانی باید از دل فعالیتهای مستمر در این بخش بیرون آمده و مورد وثوق اکثریت بازرگانان، تولیدکنندگان و کشاورزان عضو اتاق بازرگانی باشد، اما تردیدی هم نیست باید توانایی ارتباط موثر و هدفمند با دولت را نیز داشته باشد. هر چند دولت یازدهم در عمل نشان داده که به بخش خصوصی واقعی و توانمند معتقد است، اما نشستن یک رییس متوسط بر ریاست اتاق بازرگانی میتواند فرصت مناسب دولت یازدهم را بیاثر کند. مشخص است که اگر رییس اتاق بازرگانی، توان پیگیری اهداف و برنامههای مورد نظر فعالان اقتصادی را در مناسبات معمول با دولت و دیگر نهادهای مرتبط غیرخصوصی نداشته باشد، امکان بالندگی و رشد اقتصاد کشور امری دور از ذهن به نظر میرسد.
با آنچه در بالا گفته شد، طبیعی است تعداد افرادی که دارای چنین ویژگیهایی هستند، بسیار کمیاب باشد. ضمن احترام شخصی اینجانب به تمام افرادی که خود را برای ریاست اتاق بازرگانی در دوره جدید کاندیدا کردهاند، به نظر میرسد در شرایط فعلی تنها «محسن جلالپور» است که دارای تمام الزامات فوق است. هر چند مجال اندک این سطور اجازه نمیدهد تا تمام محسنات فردی وی و تواناییهایی که او را شایسته نشستن بر صندلی ریاست اتاق بازرگانی کرده شرح داد، اما مروری بر تجربیات و فعالیتهای پیشین آقای جلالپور نشان میدهد تا چه اندازه انتخاب او میتواند به کمک اقتصاد ایران در وهله اول و اعتلای اتاق بازرگانی در مرحله بعد بیاید. تمام فعالان واقعی اقتصاد تاکید دارند که جلالپور تاجر و تولیدکنندهیی واقعی است که با مفهوم کسبوکار کاملا آشناست و معنای سود و زیان را کاملا از نزدیک درک و لمس کرده است. وی در کنار تمام موفقیتهایش، صادرکننده نمونه ملی شده و در عرصه سیاسی و اجتماعی مقبولیت بالایی در دولت و مجلس دارد و در کنار این نکات، در اتاقهای تهران وشهرستانها محبوبیت بالایی دارد که میتواند او را در اجرای کامل برنامههایش کاملا یاری
کند.
وجاهت و شخصیت فردی وی و تجربیات موفق او در فعالیتهای اقتصادی از یکسو و داشتن تاییدیه اکثر فعالان اقتصادی بر سلامت اخلاقی و حرفهیی جلالپور و ارتباط موثر با اعضای ارشد تیم اقتصادی دولت یازدهم از سوی دیگر، او را در مقامی قرار داده است که تصور انتخاب فردی دیگر در انتخابات روز یکشنبه سخت به نظر میرسد. کاملا بدیهی به نظر میرسد اتاق بازرگانی ایران با ریاست فردی چون محسن جلالپور میتواند به تمام پتانسیلهایی که اتاق بازرگانی از آن برخوردار است و در سالهای گذشته مغفول مانده، دست پیدا کند. شاید تاکنون مشکلات ساختاری اقتصاد ایران همچون دستاندازی بر سر تقویت بخش خصوصی واقعی و توانمند عمل کرده باشد، اما قطعا بخشی از دلایل نقش کمرنگ این بخش در تصمیمات مهم اقتصادی و مشارکت واقعی و پیشبرنده در مسیر توسعه کشور، ضعف اتاق بازرگانی بوده است که امید میرود با انتخاب رییسی صالح و شایسته در روز یکشنبه این موانع نیز بهطور کلی از این مسیر کنار زده شود. هر چند تجربه نشان داده تنها در سایه مدیریت تیمی و خرد جمعی هیات رییسه اتاق بازرگانی است که میتوان امیدوار بود شخص رییس اتاق حداکثر کارایی خود را بروز دهد. در این میان
بازوهای اصلی شخص رییس اتاق بازرگانی نواب او هستند که میتوانند در کنار رییس اتاق، مجموعهیی کارآمد را تشکیل دهند و پارلمان بخش خصوصی را به جایگاه واقعی خود برساند. مسعود خوانساری و پدرام سلطانی، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران، محمود اسلامیان، عضو هیات نمانیدگان اتاق ایران، حسین پیرموذن، رییس اتاق اردبیل، علی معلم، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران، کیوان کاشفی، رییس اتاق کرمانشاه، محسن بهرامی ارض اقدس، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران، محمدرضا انصاری، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران و دیگر فعالان اقتصادی جدا از قرابت فکری که با شخص جلالپور دارند، میتوانند همانند بالهای موثر اجرایی و برنامهریز، پرواز اتاق ایران را به سوی اهداف هدفگیری شده میسر سازند. در این میان نکته مثبت و قابل توجه این است که جلالپور از حمایتهای اعضای توانمند و موثر اتاق بازرگانی بهرهمند است. از جمله مهندس خوانساری که با برتری قاطعی به تازگی بر مسند ریاست اتاق تهران تکیه زده و با وجود شایستگی ترجیح داد برای مصالح پارلمان بخش خصوصی از جلالپور حمایت کند، مقبولیت بالایی در دولت و مجموعه نظام دارد و مورد وثوق ارکان اقتصاد کشور است. در کنار وی
پدرام سلطانی نیز در مقام جوانی خوشفکر که به تئورسین بودن مشهور است، علاوه بر دارا بودن دانش پزشکی، به4 زبان بینالمللی نیز مسلط است، از ریاست جلالپور حمایت میکنند. این پشتوانه فکری و اجرایی که در قالب حمایتهای گسترده از کاندیداتوری وی خود را نشان داده است، این نوید را به فعالان اقتصادی کشور میدهد که در صورت تشکیل چنین هیات رییسهیی، اتاق بازرگانی، اهداف زمین مانده بخش خصوصی را محقق سازد.