پرسش‌های بدون پاسخ/ چرا این همه گزاره‌های مبهم ارزی در اقتصاد ایران وجود دارد؟

همزمان با افزایش نوسانات ارزی در بازارهای کشور، هنوز بانک مرکزی نتوانسته واکنش مناسبی به این اوضاع آشفته ارزی نشان بدهد.

پرسش‌های بدون پاسخ/ چرا این همه گزاره‌های مبهم ارزی در اقتصاد ایران وجود دارد؟
۱۴۰۱/۱۱/۰۳ ۰۶:۴۰:۰۰
| | |

آلبرت بغزیان| همزمان با افزایش نوسانات ارزی در بازارهای کشور، هنوز بانک مرکزی نتوانسته واکنش مناسبی به این اوضاع آشفته ارزی نشان بدهد. نه تنها واکنش مناسبی از سوی بانک مرکزی مشاهده نمی‌شود، بلکه در کمال تعجب مردم و فعالان اقتصادی مشاهده می‌کنند که بانک مرکزی همراه با نوسانات ارزی، هر روز نرخ ارز توزیعی خود را افزایش می‌دهد.

بر اساس یک قانون نانوشته، یکی از راه‌های تعیین نرخ ارز در ایران رونمایی از نرخ بانک مرکزی است. وقتی بانک مرکزی نرخ ارز را بالا می‌برد، ناخودآگاه نرخ دلار در بازار آزاد با 4 الی 5 هزار تومان افزایش در بازار آزاد تعیین می‌شود. این رویکرد نشان می‌دهد که یکی از اضلاع اصلی افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران خود بانک مرکزی است.

البته قصد من اتهام‌زنی به مدیری که تازه بر مصدر کار نشسته نیست؛ حرف من این است چرا آقای فرزین و سایر مسوولان بانک مرکزی شفاف به مردم و رسانه‌ها توضیح نمی‌دهند چه فرآیندی در بازار ارزی ایران در حال وقوع است و نقش بانک مرکزی در این آشفته بازار چیست؟ ظاهرا قرار است رییس کل بانک مرکزی روز یکشنبه شب راهی صدا و سیما شود و درباه ابهامات موجود در بازار ارزی توضیح بدهد! امیدوارم مجری و فردی که روبه‌روی ایشان می‌نشیند در جایگاه بی‌طرفانه و وکیل مدافع مردم، پرسش‌های درستی از ایشان طرح بکند. پرسش‌هایی که می‌توان آنها را در کلاسه موضوعات زیر دسته‌بندی کرد: 

1) آقای فرزین در وهله نخست باید پاسخ بدهند چرا این همه گزاره‌های مبهم ارزی در اقتصاد ایران وجود دارد؟ گزاره‌هایی چون ارز هراتی، ارز اربیلی، ارز عراقی، ارز پاکستانی، دلار فردایی، دلار سبزه‌ میدان و... چرا این همه در اقتصاد ایران جولان می‌دهند؟ آیا اینها ورودی‌های ارز به کشور هستند؟ اگر پاسخ بله است، مکانیسمی که بر اساس آن  ارز وارد کشور می‌شود، چیست؟ چه افراد و جریاناتی در این میان دست‌اندرکارند و چقدر ارز از این طریق جابه‌جا می‌شود؟ این یکی از ابهامات مهمی است که باید به آن پاسخ داده شود. این افراد آیا سازمان یافته‌اند و بانک مرکزی حریف آنها نمی‌شود یا موضوع دیگری در کار است؟

2) اگر بانک مرکزی مخالف افزایش نرخ ارز است، چرا این نهاد خود اقدام به افزایش نرخ ارز می‌کند؟ در واقع این پرسش در افکار عمومی وجود دارد که آیا بانک مرکزی بازار را هدایت می‌کند یا  این بازار است که بانک مرکزی تحت تاثیر نوسانات بازار ارزی آن قرار دارد؟ بر اساس یک عهد مرسوم، وقتی بانک مرکزی اقدام به افزایش نرخ می‌کند، بازار هم اتوماتیک نرخ خود را بالا می‌برد. 

3) باید دید طی روزهای اخیر چه اتفاقی افتاده که نرخ ارز متاثر از آن بالا رفته است. نخست غرب اعلام کرده که فعلا اراده‌ای برای پیگیری برجام ندارد و بعد هم اخباری درباره ورود نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی شنیده می‌شود. البته این خبر بیشتر حاشیه‌سازی است و اروپا هنوز اراده جدی برای این منظور ندارد. شخصا هم معتقدم نهایتا یک چنین کار خطرناکی از سوی اروپاییان اجرایی نخواهد شد.

این دو متغیر، نقش اصلی را در نوسانات ارزی دارد. دولت و رییس کل بانک مرکزی باید پاسخ بدهند که چه راهبردی برای مقابله با این شرایط تدارک دیده‌اند؟ در اخباری که از سوی دولتمردان منتشر می‌شود، آمده که اوضاع بر وفق مراد است و ایران بیشتر از هر زمان دیگری در حال فروش نفت است. اگر واقعا این شرایط وجود دارد، چرا دولت نگران ورودی دلار به کشور است؟

4) آقای فرزین می‌گوید رفتارهای هیجانی مردم عامل موثر افزایش نرخ ارز است؛ مگر خرید مردم چقدر است که این همه نوسان ایجاد می‌کند؟ بر اساس آمارها 90 درصد دلار مورد نیاز کشور دلار نیمایی است و 10 درصد تقاضای ارزی آزاد است. به نظر می‌رسد دولت در این میان در حال فرافکنی مشکلات است و نقش خود را فراموش کرده و همه مشکلات را به دوش مردم سوار می‌کند. معتقدم دولت به راحتی می‌تواند عرضه و تقاضای ارزی را کنترل کند اما به دلیل نیازی که به منابع مالی دارد وارد این بازی خطرناک ارزی شده است.

5) اساسا راهبرد ارزی دولت چیست؟ این پرسش مهمی است که رییس کل بانک مرکزی خوب است به آن پاسخ دهد. من به عنوان یک اقتصاددان هنوز متوجه نشده‌ام دولت در زمینه ارزی چه برنامه‌ای دارد؟ ارز شناور مدیریت شده را می‌پسندد یا یه دنبال یکسان‌سازی نرخ ارز است؟ تمرکز ارزی را پیگیری می‌کند یا رویکرد دیگری را مدنظر دارد.

اساسا مکتب اقتصادی در دولت مشاهده نمی‌شود و دوستان بیشتر به دنبال راهکارهای مقطعی هستند. تا زمانی که برجام به ثمر ننشیند، FATF حل و فصل نشود، سوءمدیریت‌های داخلی رفع نشوند، ایران وارد بازار نفت نشود و... نمی‌توان توقع بهبود اوضاع را داشت. همه این گزاره‌ها، ابهاماتی هستند که رییس کل بانک مرکزی باید در صدا و سیما یا هر رسانه‌ دیگری به آنها پاسخ بدهد. البته بعید است که مجری‌های صدا و سیما بتوانند ردپای این پرسش‌ها را دنبال کنند و به پاسخ مناسبی برسند.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران