شماره امروز: ۵۴۷

سرمایه‌داری پیشرفته در عصر نارضایتی

| کدخبر: 154670 | |

همچنین هماهنگ کردن یک اقتصاد بزرگ و پیچیده بسیار سخت است. قبل از آنکه سیاست‌های فعال دولت اقتصاد کلان را مدیریت کند،

نوشته:  جوزف  استیگلیتز|

ترجمه:  منصور   بیطرف|

  فصل هفتم

  چرا دولت؟

همچنین هماهنگ کردن یک اقتصاد بزرگ و پیچیده بسیار سخت است. قبل از آنکه سیاست‌های فعال دولت اقتصاد کلان را مدیریت کند، دوره‌های طولانی متناوبی از بیکاری گسترده وجود داشت. سیاست‌های کینزی این دوره‌های تناوب را کوتاه‌تر و بسط آن را طولانی‌تر کرد. امروزه، هر کشور بزرگی یک بانک مرکزی دارد که به صورت دولتی اداره می‌شود و اکثر دولت‌ها این نکته را که وظیفه دولت ثبات اقتصاد است را بسیار جدی گرفته‌اند .

حتی اگر بازارها کارآمد و باثبات باشند، پیامدهای آن از لحاظ اجتماعی همراه با مردمان بسیاری که بر لبه گرسنگی هستند و اکثر ثروت کشور به دست عده قلیلی می‌رسد، می‌تواند غیرقابل قبول باشد (و غالبا هم است) نقش بنیادین دولت تضمین فرصت‌ها و عدالت اجتماعی برای همه است. کمبودها در بازارهای سرمایه بدین معنی است که آن دسته از افرادی که متاسفانه در خانواده‌های فقیر به‌دنیا می‌آیند هرگز قادر نخواهند بود که یا با منابع اولیای‌شان یا به تنهایی، پتانسیل زندگی کردن را داشته باشند. دخالت دولت در تمامی این فعالیت‌ها اساسی است. این موضوع نباید مورد مناقشه قرار بگیرد. هرچند اینکه دولت چگونه این فعالیت‌ها را سازماندهی می‌کند پیچیده‌تر شده است. دولت در برخی موارد ثابت کرده که کارآمدتر از بخش خصوصی است – مثل اعطای سالانه از طریق تامین اجتماعی یا فراهم کردن بیمه درمانی از طریق «مدیکر».

در برخی موارد، همکاری عمومی – خصوصی، مثلا فراهم کردن زیرساختارها، یکی از خطوط کارآمدی بخش حمل و نقل را ثابت کرده است. بخش خصوصی سرمایه را برای ساخت جاده در زمین‌های بخش عمومی فراهم می‌کند و بگوییم که مثلا مدیریت این جاده را برای 30 سال در اختیار می‌گیرد و در نهایت آن رابه بخش عمومی تحویل می‌دهد. هر چند که این همکاری‌ها غالبا شامل این می‌شود که دولت بار ریسک‌ها را بر دوش می‌گیرد و بخش خصوصی با سودهایی که به دست آورده راه خود را در پیش می‌گیرد و می‌رود. زمانی که شرکتی کمتر از قیمت، پیشنهاد می‌دهد از قرارداد کنار گذاشته می‌شود و زمانی که شرکتی بیش از هزینه پیشنهاد می‌دهد، سودش را نگه می‌دارد. این یک شرط‌بندی یک طرفه است . اصل بنیادین پشت این مثال‌ها این است که ما به دولت خودمان برای نگه داشتن یک ذهن باز درباره بهترین راه ساماندهی تولید و حمل خدمات، نیاز داریم. ایدئولوژی در اینجا یا جای دیگر کمکی نمی‌کند. این اعتقاد نزدیک به مذهب که شرکت‌های خصوصی همیشه و در همه جا بهتر از دولت هستند، غلط و خطرناک است.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران