مهار مهاجرت روستایی با اعطای تسهیلات نوسازی مسکن
گروه راه و شهرسازی
مسکن روستایی وضعیت مناسبی ندارد؛ خانههایی که در بسیاری از روستاها احداث میشوند، یا از مصالح مرغوب بیبهرهاند یا از محاسبات مهندسی یا از دانش نوین خانهسازی. این واقعیت جدای از آنکه روستاییان را از موهبت زندگی در خانههای کارآمد محروم کرده، ایمنی آنها را نیز به خطر انداخته است. درواقع مسکن نامطلوب روستایی، هم رفاه و کیفیت زندگی روستاییان را کاهش میدهد و هم موجب شده انگیزه زندگی در روستاها به صورت غیرمستقیم کاهش یابد. اما چه راهکاری برای بهسازی مسکن روستایی وجود دارد؟ در سالهای اخیر، دولتها تلاش کردهاند با اعطای تسهیلات ساخت و بهسازی مسکن به روستاییان، کیفیت اقامتگاههای روستایی را افزایش دهند. اقدامی که هرچند تاحدی موثر بوده و توانسته پای دانش نوین ساختمانسازی را به بسیاری از روستاهای ایران باز کند، اما همچنان نتوانسته به هدف تعیین شده دست یابد.
در واقع در حال حاضر این سوال مطرح است که آیا طرح اعطای تسهیلات مسکن موفق بوده است؟ یا اگر قرار باشد سوال بهتری مطرح شود، باید اینگونه پرسید که این طرح تا چه حد توانسته وضعیت پیشین را تغییر دهد و چقدر نسبت به طرحهای جایگزینی که میتوانستند اجرا شوند کارا بوده است؟ گزارش پیشرو، خلاصهیی است از سه مقاله چاپ شده در شمارههای 53 و 54 فصلنامه علمی اقتصاد مسکن که توسط وزارت راه و شهرسازی منتشر میشود. نوشتارهایی که به بررسی تاثیرات اعتبار بهسازی مسکن پرداخته و تفاوت این اعتبار را در مناطق شهری و روستایی سنجیدهاند.
«آبراهام مازلو»، نظریهپرداز علم مدیریت نیازهای فیزیولوژیک مانند آب، غذا، خواب و سلامت را در کف هرم سلسله نیازهای انسان قرار داده است. یعنی در نظر او تامین مسکن که پیشنیاز ارضای بسیاری از نیازهای فیزیولوژیک در جامعه مدرن است، بر یافتن شغل و ایجاد تولید اولویت دارد. نظری که چندان دور از ذهن نیست؛ انسان برای آنکه بتواند در شغل و تولید خود کارایی داشته باشد، به سرپناه نیاز دارد. تولید روستایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. فرد روستایی برای آنکه بتواند نقشی موثر در اقتصاد روستا ایفا کند، به خانه نیاز دارد؛ خانهیی که بتواند در آن به امنیت، آسایش، رفاه و مطلوبیت دست یابد. بنابراین میتوان تولید ناکارآمد روستایی و جا ماندن روستاها از قافله توسعه را در وضعیت مسکن روستاییان ریشهیابی کرد. از طرف دیگر، وضعیت مسکن روستایی در بسیاری از روستاهای ایران مطلوب نیست که این خود دلیلی است بر کاهش سرعت روند توسعه روستایی.
رجوع به این واقعیت، پرسشی را در ذهن متبادر میکند؛ چگونه میتوان وضعیت مسکن روستایی را بهبود بخشید؟ یکی از راهکارهایی که در سالهای اخیر پیش گرفته شده، اعطای تسهیلات نوسازی و بهسازی مسکن به روستاییان است. اما آیا این راهکار توانسته است کارساز افتد؟
کاچی به از هیچی
بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، یکی از نهادهایی است که به روستاها تسهیلات نوسازی پرداخت میکند، بنابراین برای دریافت تاثیر اعتبارات اهدایی به وضعیت مسکن باید به بررسی روستاهایی که از این نهاد تسهیلات دریافت میکنند پرداخت. وحید عزیزی، کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی با مطالعه نواحی روستایی دره امامزاده کوه همدان تاثیر این تسهیلات را بر وضعیت مسکن دو گروه از روستاییان، آنها که تسهیلات را دریافتکرده و آنها که دریافت نکردهاند، بررسی کرده است.
به گفته عزیزی، ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ دو ﮔﺮوه ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳـﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻧﻮﺳﺎزی اهدا شده، ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺒﻮد اﺑﻌﺎد ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾـﺪار ﻣﺴـﮑﻦ روﺳـﺘﺎﯾﯽ در ﻣﻨﻄﻘـﻪ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ؛ ﺑﻪﻃﻮریﮐﻪ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ از ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪار و ﺗﺎﺣـﺪی ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﺗﻐﯿﯿﺮ ﯾﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ. مطالعات این پژوهشگر حوزه اقتصاد کشاورزی نشان میدهد که اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻣﺴﮑﻦ روﺳﺘﺎﯾﯽ دارای آثار ﻣﺨﺘﻠﻔـﯽ در ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﭘﺎﯾـﺪار روﺳﺘﺎﯾﯽ بوده و ﻣﻌﯿﺸﺖ روﺳﺘﺎییان را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار داده اﺳﺖ. وی مینویسد: «ازﺟﻤﻠﻪ اﺑﻌـﺎد ﻣﺜﺒﺖ ﺗﺴﻬﯿﻼت ﻧﻮﺳﺎزی ﻣﺴﮑﻦ در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ اﺳـﺘﺤﮑﺎم و ﻣﻘﺎوﻣـﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﻮادث ﻃﺒﯿﻌﯽ، ﺑﻬﺒﻮد ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ و اﯾﺠﺎد درآﻣﺪ و اﺷﺘﻐﺎل ﺑﺮای روﺳـتاییان ﺑﻪ ﺧﺼﻮص اﻗﺸﺎر ﺑﯽزﻣﯿﻦ و ﮐﺎرﮔﺮان روﺳﺘﺎ اﺷﺎره ﮐﺮد. در ﻃﻮل ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﮐﻪ اﺳـﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺗﺴﻬﯿﻼت رواج ﯾﺎﻓﺘﻪ، ﺑﺮای ﺑﺴﯿﺎری از روﺳﺘﺎییان اﻣﮑﺎن اﺷﺘﻐﺎل در روﺳﺘﺎ و در ﮐﻨـﺎر ﺧﺎﻧﻮاده ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪه و از ﻣﻬﺎﺟﺮتﻫﺎی ﻓﺼﻠﯽ اﯾﻦ اﻓﺮاد ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺑﺰرگ و اﺷﺘﻐﺎل ﺑﻪ ﮐﺎر در آﻧﺠﺎ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی ﺷﺪه اﺳﺖ.»
کاهش مهاجرت به شهرها، یکی از اهداف برنامههای توسعه روستایی است؛ چراکه از خالی شدن روستاها، ایجاد حفرههای امنیتی و به خطر افتادن امنیت غذایی جلوگیری میکند. اعطای تسهیلات نوسازی از این پدیده جلوگیری کرده است؛ بنابراین از دریچه توسعه روستایی اقدامی مطلوب به حساب میآید. اما آیا تنها عامل موثر، اعطای تسهیلات بوده است؟
تاثیر پنهان نهادها
چه عواملی باعث میشود که روستاییان از تسهیلات نوسازی مسکن استقبال کنند؟ وحید عزیزی در پژوهشی دیگر که در شماره 54 فصلنامه اقتصاد مسکن چاپ شده به بررسی این موضوع پرداخته است. او با رجوع مجدد به منطقه امامزاده کوه همدان و مطالعه آن، 5عامل را در تقاضای وام توسط روستاییان شناسایی میکند. در نظر عزیزی شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، آگاهی، خدماتی، محیطی و کیفیت مسکن موجود عواملی هستند که بر این پدیده اثرگذارند. او شاخص اجتماعی را متشکل از احساس تعلق، مشارکت اجتماعی، مشارکت در ساخت و ساز و نیروی انسانی ماهر، شاخص اقتصادی را درآمد کافی، کاهش هزینه زندگی، افزایش اشتغال و پتانسیل اعتباری و غیر اعتباری، شاخص محیطی را فضای مسکونی، کیفیت ساخت، زیباسازی و کیفیت محیط روستا، شاخص خدماتی را میزان وام، مدت بازپرداخت، سود و تسهیل روند اداری و شاخص آگاهی را آشنایی با خدمات ارائه شده معرفی میکند و معتقد است که تمام این شاخصها بر درخواست تسهیلات تاثیر مثبت دارند. در مقابل کیفیت مسکن موجود در روستاها اثری منفی بر میزان تقاضای تسهیلات نوسازی میگذارد. درواقع در نظر عزیزی هرچه روستاییان از مسکن خود راضیتر باشند، کمتر به سمت استفاده
از تسهیلات نوسازی میروند. البته او به این موضوع اشارهیی نمیکند که رضایتمندی روستاییان از خانههای خود تنها در کیفیت مسکن خلاصه نمیشود و به پایبندی آنها به نهادهای سنتی نیز بستگی دارد.
درمجموع با توجه به دو پژوهش وحید عزیزی، کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی میتوان گفت که اعطای تسهیلات نوسازی مسکن به مناطق روستایی، دست کم در نواحی روستایی دره امامزاده کوه درجهت توسعه روستایی گام برداشته است. اما آیا این حرکت، همگام با روند توسعه روستایی همگام نیز بوده است؟
مسکن روستایی کمبازده است
موفقیت یک طرح یا سیاست، تنها با اثرگذاری آن بر جامعه مورد نظر به اثبات نمیرسد. عامل دیگری که در ارزیابی موفقیت اهمیت دارد، ضریب تاثیر آن سیاست است. تاثیر طرح مورد نظر بر جامعه هدف چقدر بوده است؟ آیا این تاثیر در حدی بوده که بتواند عواقب پدیدههایی را که سیاست برای مقابله با آنها اتخاذ شده بوده را خنثی کند؟ سرعت کدام یک بیشتر است؛ رشد نرخ مهاجرت روستایی یا افزایش استفاده وامهای نوسازی برای بازسازی و ترمیم خانههای روستایی؟
پژوهشی که علی مهرگان، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد در دانشگاه تهران حول محور طول دوره زمانی بازده سرمایهگذاری مسکن در مناطق شهری و روستایی انجام داده است، بازدهی متوسط سرمایهگذاری مسکن در مناطق شهری15درصد و در مناطق روستایی 10.5 درصد است و این به آن معنی است که سرمایهگذاری در مسکن روستایی نسبت به مسکن شهری توجیه اقتصادی ندارد. بنابراین احداث مسکن روستایی تنها برعهده خود روستاییان، همچنین دولت است. اما مجددا به دلیل بازدهی پایینتر مسکن در مناطق روستایی که از ارزش پایین زمین در این نواحی ناشی میشود، توان روستاییان برای بازپرداخت اقساط، با توان ساکنان مناطق شهری برابر نیست. مهرگان در سطور پایانی پژوهش خود پیشنهاد میکند که سود وامهای اعطایی به مناطق روستایی متناسب با بازدهی سرمایهگذاری در این مناطق باشد. این یعنی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و بانک مسکن که متولیان این امرند و هردو از نهادهای حاکمیتی به حساب میآیند، ناچار خواهند بود بخشی از بودجه خود را به نوسازی مناطق روستایی اختصاص دهند.
اعطای تسهیلات نوسازی مسکن به روستاییان، در کنار نبود ساز و کاری منظم و برنامهریزی شده برای ایجاد واحدهای مسکونی روستایی و بیتوجهی به نهادهای موجود در روستاها، هرچند توانسته است بر وضعیت مسکن روستایی اثر مثبت بگذارد، اما نتوانسته اهدافی که برای این سیاست تعیین شده بود را محقق کند. مفهوم توسعه روستایی از عوامل متعددی تشکیل شده و بدون توجه همسان و همگام به همه این عوامل، امکان تحقق ندارد. مسکن روستایی نیز یکی از این عوامل است و باید در کنار سایر عوامل مانند تولید روستایی دیده شود. تسهیلات نوسازی مسکن، هرچند میتواند تا حدی موثر افتد، اما در نهایت کمک چندانی به روند توسعه روستایی نخواهد کرد؛ اگر با افزایش تولید، بهبود نهادهای مدنی، افزایش کیفیت ارتباطات و بهسازی راهها همراه نباشد.