شماره امروز: ۵۴۷

| | |

پاسخ به این پرسش که «باورهای ذهنی روادارانه، و الگوهای رفتاری آزادمنشانه و مهارت‌های عملی مداراگرانه‌ لازم برای اینکه ما شهروندانی دموکرات باشیم از کجا می‌آید؟»

محسن رنانی| استاد اقتصاد|

 پاسخ به این پرسش که «باورهای ذهنی روادارانه، و الگوهای رفتاری آزادمنشانه و مهارت‌های عملی مداراگرانه‌ لازم برای اینکه ما شهروندانی دموکرات باشیم از کجا می‌آید؟» به نظام تربیتی ما برمی‌گردد. نخست خانه و سپس مدرسه. ما انسان‌های دموکراتی هستیم و ما جامعه‌ای دموکرات خواهیم داشت، اگر الگوهای رفتاری دموکراتیک در خانه و مدرسه ما جاری باشد. هیچ حکومتی نمی‌تواند دموکراسی را به مردمش هدیه کند، مردمان هر جامعه‌‌ای باید خودشان دموکراسی را تمرین کنند و مهم‌ترین تولید‌کنندگان روح دموکراسی در جامعه، نخست مادران و سپس معلمان هستند. به این بهانه تصمیم گرفتم در این مطلب علاقه‌مندان به داشتن جامعه‌ای دموکرات را با دیدگاه‌های یکی از فیلسوفان بزرگ حوزه تربیت و توسعه آشنا کنم.

پائولو فریره فیلسوف و معلم بزرگ برزیلی بود که درست 50 سال پیش با انتشار کتاب «آموزش ستمدیدگان» در مورد نظام آموزشی امروزی هشدار داد و گفت این نظام، دیکتاتورهای کوچک تولید می‌کند که وقتی بزرگ شدند، هر جا باشند، دیکتاتوری می‌کنند. نیم قرن پیش از او البته جان دیویی در کتاب «دموکراسی و آموزش‌و‌پرورش» گفته بود که دموکراسی در مدرسه شکل می‌گیرد و کودکی که در مدرسه و در فرآیند آموزش، گفت‌وگو و رواداری و مدارا و تعامل آزادمنشانه را نیاموزد هرگز در بزرگسالی نمی‌تواند نقش یک شهروند دموکرات را بازی کند. همزمان با فریره نیز ایوان ایلیچ با انتشار کتاب «مدرسه زدایی از جامعه» نشان داده بود که مدرسه تولید‌کننده توهم دانش است نه خود دانش، و لازم است آموزش را از حالت رسمی و سازمانی خارج کنیم؛ چرا که مدرسه اجازه کسب مهارت‌های لازم برای زندگی را نمی‌دهد و استعدادهای انتقادی و خلاق کودکان را سرکوب می‌کند.

اما فریره، با وجود آنکه از دیویی بسیار آموخته بود و نظریات ایوان ایلیچ را ارج می‌نهاد، و با آنکه یک نظریه‌پرداز و فیلسوف حوزه آموزش بود، دو تفاوت بزرگ با آن دو بزرگ داشت: یکی اینکه نظریاتش در خلوت کتابخانه و زیر دود سیگار شکل نگرفت، بلکه او کلاس را تجربه و معلمی کرد و آنچه گفت حاصل گردوخاک خوردن در کف کلاس بود. دیگر اینکه به نوشتن و گفتن بسنده نکرد بلکه وارد عرصه سیاست شد و کوشید به موقعیت یک سیاست‌گذار در حوزه آموزش دست یابد و ایده‌هایش را در نظام آموزشی برزیل عملیاتی کند. او به درستی آموزش را یک عمل سیاسی می‌دانست چرا که معتقد بود در آموزش است که کودک مهارت و انگیزه طرح پرسش‌هایی همچون چه‌چیزی؟ چرا؟ چگونه؟ برای که؟ و مانند آن را می‌آموزد. اما نظام آموزشی کنونی به جای تربیت کودکانی که مهارت طرح چنان پرسش‌های بزرگی‌ را داشته باشند، کودکان ما را به دیکتاتورهای کوچک تبدیل می‌کند.

یکی از علل جذاب بودن ایده‌های فریره این بوده است که او برای آموزش، نظریه‌پردازی نمی‌کرد بلکه با آموزش، زندگی می‌کرد. با همین روحیه بود که او با یک خانم آموزگار ازدواج کرد و سه دخترش نیز آموزگار شدند.

«پویش فکری توسعه»، چندی پیش در یکی از «میزگردهای توسعه»، به بررسی آراء فریره و اهمیت ترویج آنها برای اصلاح نظام آموزش کنونی ایران پرداخت.

منبع: دیپلماسی ایرانی

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران