شماره امروز: ۵۴۷

| کدخبر: 130334 | |

ابعاد و تاثیرگذاری جنگ روانی امریکا علیه ایران موضوعی است که دیدگاه‌های گوناگونی درباره آن وجود دارد.

ابعاد و تاثیرگذاری جنگ روانی امریکا علیه ایران موضوعی است که دیدگاه‌های گوناگونی درباره آن وجود دارد. گروهی می‌گویند برای مقابله باید به سمت تکثر و تنوع فعالیت‌های رسانه‌ای رفت.

جنگ روانی تاریخچه‌ای به طول عمر بشر دارد، یعنی از همان زمانی که انسان به تقلید از طبیعت و حیوانات از اصوات و حرکات استفاده کرد تا بدون جنگ و درگیری تهدیدات را از خود دور سازد.

به موازات توسعه دایره دانش و اطلاعات بشری و به دلیل هزینه‌هایی که جنگ فیزیکی برای دو طرف دارد، استفاده از جنگ روانی افزایش یافته است. در ساده‌ترین شکل جنگ روانی، تظاهر و نمایشِ قدرت سبب می‌شود اهداف با کمترین هزینه و آسیب به دست‌آید.

«علی بیگدلی» کارشناس مسائل بین‌الملل در این باره به پژوهشگر ایرنا گفت: اصطلاح جنگ روانی برای اولین‌بار در جنگ جهانی اول و مخصوصأ در فاصله بین دو جنگ رواج پیدا کرد. مثلا آلمانی‌ها در امریکا در نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌کردند، از طریق عکس‌های دیواری و حتی تئاترهای خیابانی تلاش می‌کردند که خود را حق و انگلیس و فرانسه را ناحق جلوه بدهند. انگلیسی‌ها نیز هم در اروپا و هم در امریکا دست به اقداماتی زدند. کتاب‌ها و روزنامه‌هایی منتشر کردند و برنامه‌های رادیویی راه انداختند. در نتیجه این اصطلاح با این پیشینه‌های تاریخی مربوط به زمانی است که دو طرف سعی دارند با ایجاد فضاهای تبلیغاتی و روانی و استفاده از سیستم‌های سایبری و اطلاع‌رسانی و خبری و حتی هنری فضای داخلی کشور مقابل و طرف دیگر را ملتهب ساخته و مردم آن کشور را در حالتی از انتظار و تحمل نشان دهند.

    جنگ روانی امریکا؛ پوششی برای انزوا

«ابوالفضل حسن بیگی» عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگویی با ایرنا، درباره جنگ روانی علیه ایران اظهار داشت: شرایطی که امروز جمهوری اسلامی در سطح بین‌المللی دارد، بسیار ایده آل است. در موضوع برجام تعاملی که جمهوری اسلامی با پنج به علاوه یک داشت باعث شد تا افکاری که امروز نسبت به جمهوری اسلامی وجود دارد به عنوان کشوری باشد که به عهد و پیمان خود پایبند است. گزارشات نهادهای بین‌المللی بیانگر این است که جمهوری اسلامی طبق تعهداتش در رابطه با برجام عمل می‌کند.

به گفته وی، امریکا امروز در سطح منطقه منزوی شده است. این کشور در امارت، عربستان و بحرین حضور فعال دارد و در باقی کشورها هم پایگاه دارد ولی پایگاه‌هایش به زندانی برای افسران و سربازان امریکایی بدل شده است و در سطح بین‌المللی هم به عنوان یک کشور دروغگو و کشوری که به عهد خود عمل نمی‌کند و زیر قول خود می‌زند، معرفی شده است. ترامپ تلاش دارد با سخنان مضحک و کلمات سخیف، شکست‌های پی در پی و انزوای امریکا در سطح بین‌الملل را پوشش بدهد اما در امریکا هم وضعیت آشفته است و بسیاری از مردم خواهان استیضاح ترامپ هستند. قشر محدودی وضعیتشان بهبود یافته اما اکثریت جامعه وضعیت وخیمی دارند.

وی افزود: در سطح منطقه هم پول به آن اندازه نیست که امریکا با راه‌اندازی کارخانه‌های نظامی و جنگ افزارسازی، وضعیت خود را التیام ببخشد. لذا امریکا همیشه سیاست هویج و چماق را دنبال کرده است و می‌گوید ما در آبان کاری می‌کنیم که جمهوری اسلامی را به زانو دربیاوریم. در این راستا کسانی که دل در گروی غرب و امریکا دارند، همواره فریب شعارهای ترامپ را می‌خورند و این خود یک لطمه برای جمهوری اسلامی است. اما کسانی هم هستند که اعتقاد دارند جمهوری اسلامی از بدو تولد، سال به سال قوی‌تر شده و امروز به قدرتی بدل شده است که امریکا توانایی برخورد با این کشور را ندارد. البته باید گفت، مردم ایران با سایر کشورها فرق دارند و هر زمانی که امریکا بخواهد به این کشور هجومی را انجام دهد، قطعا جمهوری اسلامی می‌تواند امریکا را به زانو دربیاورد.

    آثار جنگ روانی برای ایران

برخی ناظران می‌گویند جنگ روانی امریکا تاثیرات خود را تا حدی نشان داده و چالش‌هایی را برای کشور به وجود آورده است. در این رابطه بیگدلی می‌گوید: در علم سیاست این یک اصل است که دولت اجازه ندهد تا گسلی بین خودش و مردم به وجود بیاید، در صورتی که ما امروز شاهد شکافی بین دولت ومردم هستیم. مردم به دلیل همین نوسانات اقتصادی و بروز فساد در دستگاه‌های سیاسی- اداری بخش مهمی از اعتماد خود را از دست داده‌اند در نتیجه اینکه هر از چند گاهی دولت اعلام می‌کند که انبار احتکارگران را کشف و ضبط کرده است، مشکلی را حل نمی‌کند چرا که ریشه این مشکل در جای دیگری است.

به گفته وی دولت نتوانسته خودش را ازجنس مردم بکند و با مردم تغییر نکرده است. مردم خیلی از جهت فکری، بین‌المللی و جهانی رشد کرده‌اند و دولت باید تلاش کند تا شکاف به وجود آمده را پر کند.

در تشریح و تحلیل وضعیت موجود عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی نظری دیگر دارد و می‌گوید: ما الان هیچ کمبودی نداریم. ترامپ چنین استنباط می‌کرد که اگر تحریم کند، جمهوری اسلامی با دو چالش بزرگ مواجهه می‌شود؛ یکی مواد غذایی، که خوشبختانه امسال سالی بود که در تولید گندم به خودکفایی رسیدیم و دوم بنزین که در بنزین هم به خود کفایی رسیدیم و کسری نداشتیم.

وی افزود: ترامپ فکر می‌کرد با همان چند توپ و تشری که زد می‌تواند جمهوری اسلامی را مختل کند و همه‌چیز را به هم بریزد و امروز که پی به شکست خود برده است، روی ضرب الاجل اواسط آبان مانور می‌دهد. این بدترین و سخت‌ترین انواع جنگ روانی است با این حال، ترامپ نمی‌تواند کاری کند و اینکه دایم مردم را بترسانیم و افرادی بخواهند از این وضعیت سوءاستفاده کنند، به نفع جمهوری اسلامی نیست.

    در برابر جنگ روانی چه باید کرد

توافق بر سر اینکه جنگ روانی تا چه حد توانسته بر ایران اثرگذار باشد، وجود ندارد. با این حال برخی ناظران راه‌حل‌هایی را در این زمینه پیشنهاد می‌دهند.

بیگدلی در این زمینه گفت: ما توانایی ابزاری و تخصص برابر به منظور مقابله با جنگ روانی طرف مقابل را نداریم. با وجود شبکه‌های تلویزیونی زیادی که داریم ولی حتی خبرگزاری‌های ما به دلیل فقدان جذابیت‌های سیستماتیک و سایبری، خیلی بیننده ندارند به همین دلیل به اندازه کافی موثر و اثرگذار نیستند. از طرفی به لحاظ تجهیزات ماهواره‌ای فضای مورد نیاز را در اختیار نداریم تا همه جای دنیا از آفریقا تا استرالیا را پوشش بدهیم در نتیجه امکان پوشش خبری و سایبری و اطلاع‌رسانی را نداریم.

وی افزود: بر این اساس و برای شروع تغییر و اثرگذاری پیشنهادم این است که فضا را متنوع کنیم. امروز فضای ما یکنواخت است. همه شبکه‌های ما یک چیز را و از طریق آدم‌های یکسان بیان می‌کنند. این خیلی اشتباه است و یکی از دلایل بی‌میلی به این رسانه‌ها همین چهره‌های یکسان ویکنواخت و وابسته به دولتند. با این شیوه جذابیت را برای مخاطبان کاهش می‌دهند و به نوعی انحصارطلبی در آزادی بیان است که این نگاه یکسان با جملات و موضعات یکنواخت، بی‌میلی و بی‌رغبتی ایجاد می‌کند.

 

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران