شماره امروز: ۵۴۷

چرا تغییر اقلیم مهم‌ترین مساله است

| کدخبر: 129614 | |

نویسندگان| سجاد احمدیان - جاشوا بوزبی| تهدیدی وجود دارد که بیشتر از تهدیدات دیگر، حال و روز قرن بیست و یکم را تعریف می‌کند: تغییر اقلیم. به هم خوردن اقلیم زمین،

نویسندگان| سجاد احمدیان - جاشوا بوزبی| تهدیدی وجود دارد که بیشتر از تهدیدات دیگر، حال و روز قرن بیست و یکم را تعریف می‌کند: تغییر اقلیم. به هم خوردن اقلیم زمین، در نهایت، مستلزم توجه جدی‌تر و منابع فزون‌تر است و بیشتر از عوامل مشهود دیگر بر اقتصاد جهانی و روابط بین الملل تاثیر می‌گذارد. تغییر اقلیم، دیگر تهدیدی دور نیست و خطری شده که تاثیراتش نیازمند اقدام فوری است.

گویی که جهان وارد چرخه بی‌پایانی از بحران شده است. نظم بین‌المللی لیبرال از داخل و خارج مورد هجوم قرار گرفته است. دموکراسی رو به افول است. اقتصاد سرمایه‌داری تازه رسته از بند بحران، در افزایش چشمگیر درآمد غالب مردم غرب شکست خورده است. چین اقتدارگرا در حال خیزش است و سلطه ایالات متحده را تهدید می‌کند، و رستاخیز تنش‌های بین‌المللی، خطر یک جنگ ویرانگر را هر دم بیشتر می‌کند.

اما تهدیدی وجود دارد که بیشتر از تهدیدات دیگر، حال و روز قرن بیست و یکم را تعریف می‌کند: تغییر اقلیم. به هم خوردن اقلیم زمین، در نهایت، مستلزم توجه جدی‌تر و منابع فزون‌تر است و بیشتر از عوامل مشهود دیگر بر اقتصاد جهانی و روابط بین الملل تاثیر می‌گذارد. تغییر اقلیم، دیگر تهدیدی دور نیست و خطری شده که تاثیراتش نیازمند اقدام فوری است.

میزان کربن دی اکسید جو، گاز گلخانه‌ای اصلی، اینک به بالاترین سطح خود در 800 هزار  سال گذشته رسیده و از 410 واحد در میلیون عبور کرده است. میانگین دمای زمین 1.2 درجه سلیسیوس بیشتر از دوره قبل از انقلاب صنعتی است. برآورد علمی موردِ اجماع این است که حداکثر افزایش دمایی که در آن تغییرات اقلیمی خطرناک رخ نمی‌دهد دو درجه سلیسیوس است. بشر هنوز حدود 20 سال وقت دارد تا کار از کار نگذشته، فکری به حال خود کند، اما غالب تخمین‌های مستدل نشان می‌دهند که جهان از این آستانه دو درجه‌ای می‌گذرد.

اگرچه دو درجه گرم‌شدنی که گفته می‌شود موجب وقوع تغییرات خطرناک می‌شود، هنوز معیاری قطعی نیست و تاثیرات دقیق تغییرات دما محل اختلاف نظر است، اما تفاوتی عظیم است بین دو درجه و دو و نیم، سه یا چهار درجه گرم شدن. شکست در مهار انتشارگازهای گلخانه‌ای به نتایج غافلگیرکننده ناخوشایند منجر می‌شود. همچنان که دما افزایش می‌یابد، توزیع پدیده‌های اقلیمی به هم می‌خورد. سیل‌هایی که بطور معمول هر 100 سال یک‌بار اتفاق می‌افتند، هر 50 سال یا هر 20 سال یک‌بار رخ می‌دهند. مخاطراتِ متعاقب این سیل‌ها شدیدتر خواهد شد و اتفاقاتی مثل بارش 50 اینچ باران طی 24 ساعت در اوایل سال جاری در هاوایی معمول می‌شود.

چیزی که تغییر اقلیم را ترسناک‌تر می‌کند، تاثیرات آن بر ژئوپلیتیک است. الگوهای آب و هوایی جدید موجب ناآرامی‌های اجتماعی و اقتصادی خواهد شد. افزایش سطح دریاها، زیر آب رفتن کشتزارها، و توفان‌ها و سیل‌های کوبنده‌تر برخی کشورها را غیرقابل سکونت خواهد کرد. این تغییرات، نظام بین‌الملل را به شیوه‌های جدید و پیش‌بینی‌ناپذیر خواهد آزمود.

مواجهه با تهدیدات جهانی- تاریخی مستلزم همکاری‌های جهانی-تاریخی است. بشر با موفقیت با این مسائل روبرو نمی‌شود، مگر آنکه رهبران جهان حسی از هدف مشترک در نظم جهانی بدمند و تغییرات عمیق توزیع قدرت را قبول کنند. چین و ایالات متحده مجبورند صمیمانه همکاری کننند و بازیگران دیگر از جمله سازمان‌های فروملی، شرکت‌های خصوصی و سازمان‌های غیردولتی همگی باید سهم‌شان را ادا کنند.

   اهمیت درجه

تاثیرات تغییر اقلیم خود را آشکار ساخته‌اند. از 17 مورد گرم‌ترین سال‌های ثبت شده، 16 مورد آن از 2001 اتفاق افتاده است. زمستان گذشته، دما در بخش‌هایی از قطب شمال 25 درجه سلیسیوس بالاتر از حد نرمال بود. تغییر اقلیم به معنای چیزی بسیار بیشتر از یک سیاره در حال گرم شدن است. جهان در حال ورود به دورهای است که دانشمند علم اقلیم، کاترین هایهو، با عنوان «عجیب و غریب شدن جهان» از آن یاد کرده است. الگوهای آب و هوایی عجیب همه جا در حال ظاهر شدن هستند. دانشمندان برخی از آنها را به تغییر اقلیم نسبت داده‌اند؛ اینکه آیا باقی آنها هم به تغییرات اقلیم مربوط می‌شوند یا نه، هنوز معلوم نیست.

فصول در حال تغییر هستند. موقعی که انتظار بارندگی میرود، خشکسالی‌ها از راه می‌رسند. نباریدن باران خطر آتش گرفتن جنگل‌ها، مثل آتش‌سوزی سال قبل در کالیفرنیا، را افزایش می‌دهد. وقتی هم باران می‌بارد، مثل چیزی که در هوستون در طول توفان هاروی شاهدش بودیم، غالبا یک‌باره و ناگهانی می‌آید. همچنان که سطح دریاها بالا می‌آید و امواج توفان نیرومندتر می‌شود، چیزی که زمانی جزر و مدی معمولی بود، تاسیسات ساحلی را غرق می‌کند، کما اینکه در سال‌های اخیر در میامی چنین شد، و نصب سیستم‌های پمپاژ آب را که صدها میلیون دلار هزینه دارند، ضروری می‌سازد.

تا میانه این قرن، سطح اقیانوس‌ها اینقدر بالا می‌آید که در خیلی از کشورهای جزیره‌ای آب شور کشتزارها را ویران و آب شرب را آلوده می‌کند و به این ترتیب مدت‌ها قبل از اینکه این کشورها زیر آب بروند، آنها را غیرقابل سکونت می‌سازد. تاثیر تغییر اقلیم بر توفان‌های موسمی مبهم‌تر است اما شواهد حاکی از این است که اگرچه ممکن است تعداد چنین توفان‌هایی کم شود اما شدت و آسیب‌های آنها بیشتر خواهد شد.

این تحولات، سیاست جهانی را از بنیاد تغییر خواهد داد. چند کشور عمده، از جمله چین و ایالات متحده، جمعیت عظیم و تاسیسات ارزشمندی دارند که در معرض لطمات تغییرات اقلیمی هستند. حکومت این کشورها خود را ناچار از انتقال منابع نظامی برای انجام عملیات نجات و بازسازی شهرها می‌بینند و این کار تعداد زیادی از سربازان و افزارآلات لازم برای نبرد با دشمنان خارجی را از دسترس خارج می‌سازد.

در سال 2017، زمانی که سه توفان متوالی به فاصله کمی ایالات متحده را درنوردید ستاد حوادث غیرمترقبه، برای نجات جان انسان‌ها به حمایت نیروهای مسلح نیاز پیدا کرد. هزاران تن از اعضای گارد ملی برای نجات مردم، تامین تسهیلات امدادی، و برقراری مجدد خدمات اولیه و حکومت قانون بسیج شدند. توفان سوم، توفان ماریا، جان حدود 1000 نفر را گرفت و برق کل جزیره پورتو ریکو را قطع کرد. ماه‌ها طول کشید تا حکومت ایالات متحده برق 3.5 میلیون نفری که آن جا زندگی می‌کردند را دوباره وصل کند. حتی همین الان نیز برخی از مردم برق ندارند. پس از توفان بیش از 100000 نفر از مردم پورتو ریکو جزیره را به مقصد مناطق داخلی ایالات متحده ترک گفتند. سه توفان یادشده و دیگر اتفاقات غیرمترقبه مرتبط با آب و هوا، در سال 2017 سرجمع 300 میلیارد دلار هزینه روی دست ایالات متحده گذاشتند.

چین هم مشکلات خودش را دارد. چندین شهر بزرگ ساحل جنوبی این کشور، از جمله گوانجو و شانگهای، در معرض سیل هستند. در شمال که قلب صنعتی کشور است، بیش از 500 میلیون نفر با کمبود آب دست به گریبانند. طی 25 سال گذشته حدود 280 هزار رودخانه خشکیده‌اند. حل این مشکلات آسان نخواهد بود. یک طرح زیربنایی بلندپروازانه برای انتقال آب از جنوب به شمال تاکنون حداقل 48 میلیارد دلار برای حکومت چین آب خورده است. پروژه هنوز کامل نیست اما چین ادعا می‌کند که امنیت آبی پکن را بهبود بخشیده و 50 میلیون نفر از آن بهره‌مند شدهاند. برای مواجهه با سیل، در جاهایی مثل شانگهای، چین به ساخت «شهرهای اسفنجی» مبادرت کرده تا برون‌رفت طبیعی آب از شهر را تسهیل کند. از سال 2012 چین 12 میلیارد دلار در این طرح‌ها سرمایه‌گذاری کرده و پیش‌بینی می‌شود که هزینه نهایی این پروژه‌ها به صدها میلیارد دلار برسد.

هم چین و هم ایالات متحده به اندازه کافی ثروتمند هستند که بتوانند از پس این هزینه‌ها برآیند. اما تاثیرات تغییر اقلیم در کشورهای فقیرتر، مشکلات جهانی ایجاد خواهد کرد. هر سال، بارندگی‌های موسمی موجب طغیان رودخانه ایندوز در پاکستان می‌شود. اما در سال 2010 سیل ابعاد بسیار وسیعی یافت، 20 میلیون را آواره کرد و نزدیک به 2000 نفر را کشت.

 ایالات متحده 390 میلیون دلار کمک‌هزینه امدادای و ارتش امریکا 20 میلیون پوند تسهیلات روانه پاکستان کردند. در سال 2013 هم بعد از اینکه توفان تیفون هایان فیلیپین را درنوردید بیش از 13000 سرباز امریکایی برای امدادرسانی به خدمت گرفته شدند.

توفانهای منفرد با وجود خسارت‌های عظیمی که به بار می‌آورند اجتماعات را به جلای وطن وا نمی‌دارند. اما تغییر اقلیم مشکلات مزمنتری ایجاد می‌کند که مقاومت در برابر آنها دشوار است. امواج سهمگین و خروشان حاصل از افزایش سطح دریاها، در کنار شور شدن آب، تهدیداتی وجودی متوجه برخی از کشورهای جزیرهای می‌کند. در سال 2017 بعد از اینکه توفان، ایرما باربودا را در هم کوبید، کل جمعیت این جزیره- حدود 18000 نفر- به ناچار آن جا را ترک کردند. کیریباتی، مجموعه جزایری در اقیانوس اطلس که بیشتر آنها تنها چند متر از سطح دریا بلندترند، در مقابل تهدید بالا آمدن سطح آب، به خرید زمین در همسایه‌شان، فیجی، روی آوردند.

در حالی که برخی از کشورها از دست آب آسایش ندارند، کشورهای دیگری از نبود آن رنج می‌برند. در سال‌های اخیر، خشکسالی هم در شاخ آفریقا و هم در کشورهای جنوب قاره آفریقا، میلیون‌ها نفر را در معرض خطر بیآبی و قحطی قرار داده است. در سال 2011، سومالی، کشوری که از قبل جنگ لت و پارش کرده بود، یک خشکسالی و متعاقب آن یک قحطی را تجربه کرد که به مرگ 260000 نفر از مردمش منجر شد. اوایل امسال، کیپ تاون، پایتخت آفریقای جنوبی که تقریبا 4 میلیون جمعیت دارد، تنها با نوعی صرفه‌جویی قهرمانانه توانست از بی‌آبی برهد. تغییر اقلیم بعضی از مناطق را به بارندگی ناکافی و نامنظم دچار ساخته و کمبود خوراک و آب را به همراه آورده است.

از سال 1945 اگرچه برخی کشورها تجزیه شده یا یا به جمع کشورهای درمانده (failed state) اضافه شدهاند، تعداد قلیلی از کشورها از بین رفته‌اند. اما در قرن حاضر، تغییر اقلیم می‌تواند نابودی کشورها را به پدیدهای معمول تبدیل کند. اگرچه بیشتر کشورهایی که تغییر اقلیم تهدیدشان می‌کند، کشورهایی جزیرهای با جمعیت کم هستند، بحران در این کشورها متوقف نمی‌شود. حتی در کشورهای دیگر، کاهش باروری کشاورزی و دیگر خطرات اقلیمی مردم را مجبور می‌کند از روستا به شهر یا به کشورهای دیگر مهاجرت کنند. این مهاجرت‌ها مسائل جدید و بی‌سابقه‌ای ایجاد می‌کند. آیا آنهایی که به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند دایما در آن جا خواهند ماند و شهروند آن کشورها می‌شوند؟ آیا دولت‌هایی که در خاک کشورهای دیگر واجد سرزمین می‌شوند، بر آن سرزمین‌ها حاکمیت خواهند داشت؟ نیوزلند گام‌های اولیه‌ای در جهت ایجاد یک نوع ویزا برای تعداد کمی از پناهندگان دولت‌های جزیرهای اقیانوس آرام برداشته است، اما در حال حاضر برای کسانی که مجبور به ترک خانه و کاشانه هستند قواعد بین‌‌المللی معینی وجود ندارد. تنها در سال‌های بعد است که ضرورت این پرسش‌ها روشن می‌شود.

تغییر اقلیم در کنار ایجاد بحران‌های جدید، بحران‌های موجود را هم تشدید می‌کند. حدود 800 هزار  نفر از روهنگیایی‌های میانمار به خاطر پاکسازی قومی به بنگلادش گریخته‌اند. بسیاری از کمپ‌هایی که این پناهندگان ساکن‌شان هستند در مناطقی قرار دارند که موقع باران‌های موسمی مستعد سیل‌زدگی‌اند. از این بدتر، بیشتر زمین‌های اطراف کمپ‌ها، از پوشش جنگلی تهی شده‌اند، چیزی که کلبه‌ها و چادرها را در مقابل هجوم سیلاب‌ها بی‌پناه ساخته است. هرچند در موضوع جلوگیری از مرگ و میرهای برخاسته از فوریت‌های آب و هوایی به نسبت سایر عوامل کشتار دسته‌جمعی بهتر عمل کرده‌ایم اما تغییر اقلیم، نظام‌های مواجهه با بحران- و فاجعه- ما را سخت خواهد آزمود، نظام‌هایی که تضادهای بی‌پایان در سومالی، سودان جنوبی، سوریه و یمن از قبل توان‌شان را تحلیل برده است.

   جنگ‌های اقلیمی

تغییر اقلیم، تنش‌های بین‌المللی را هم حادتر می‌کند. تحلیلگران بارها درمورد جنگ‌های قریب‌الوقوع آبی هشدار دادهاند، هرچند تا کنون کشورها توانسته‌اند اکثر اختلافات را به شیوه صلح‌آمیز حل و فصل کنند. برای مثال، هند و پاکستان هر دو بخشی از آب‌شان را از رود ایندوز، که از قلمرو مورد اختلاف می‌گذرد، تامین می‌کنند. اما با وجود اینکه دو کشور چندین بار با هم وارد جنگ شدهاند، به یمن معاهده 1960 درمورد آب‌های ایندوز، بر سر سهم آب با هم نجنگیده‌اند. با این حال، تقاضای بیشتر و کمیابی فزاینده، تنشهایی بر سر آب ایندوز ایجاد کرده است. پاکستان همواره با طرح هند برای ساخت سد در نزدیکی‌های سرچشمه ایندوز مخالفت کرده است و در سال 2016، در بحبوحه تنش‌های سیاسی، نخستوزیر هند، نارندرا مودی، شرکت هند در جلسات مشترک برای مدیریت استفاده از آب رودخانه را بطور موقت تعلیق کرد. همکاری مسالمت‌آمیز در آینده دشوارتر خواهد بود.

پیوند دوستی کشورهای دیگری که رودخانه‌های مشترک دارند از این هم شکننده‌تر است. چند کشور آسیای جنوب شرقی از طریق کمیسیون رودخانه مکونگ در مورد آب رودخانه مکونگ همکاری می‌کنند اما چین، بزگترین این شش کشور، که رودخانه از آن جا سرچشمه می‌گیرد، عضو کمیسیون نیست. چین و دیکر کشورهای بالادستی رودخانه روی مکونگ سد ساخته‌اند و از این طریق حیات اجتماعات وابسته به کشاورزی و ماهیگیری در ویتنام و سایر کشورهای پاییندستی رودخانه را به خطر انداخته‌اند. با افزایش تعداد خشکسالی‌ها در منطقه، رقابت بر سر آب رودخانه بدتر شده است.

کشورهای اطراف رود نیل هم درگیر رقابت‌های مشابهی هستند. اتیوپی برای آبیاری و تولید برق، سد عظیمی روی نیل ساخته و بدین نحو جریان آب به مصر و سودان را کاهش داده است. مصر تا کنون از امتیازات ویژه در استفاده از آب نیل بهره‌مند بوده است اما این حقوق نابرابرِ به ارث رسیده از دوره استعمار دیگر پایان یافته است، چیزی که مذاکره بر سر سهمیه آب را ناگزیر ساخته است. خشونت اجتنابناپذیر نیست اما تنش بر سر آب، در مناطقی که منابع دیگر کمیاباند و حفاظ‌های نهادی ضعیفاند یا اصلا وجود ندارند، منابع جدیدی از تنش در داخل و بین کشورها ایجاد می‌کند.

شیوه واکنش کشورها به تاثیرات تغییر اقلیم گاهی مهم‌تر از خود تاثیرات تغییر اقلیم است. برای مثال در سال 2010، بعد از اینکه یک خشکسالی حدود یک پنجم مزارع گندم روسیه را خراب کرد، دولت روسیه صادرات گندم را ممنوع کرد. این اقدام در کنار کاهش تولید گندم در آرژانتین و استرالیا، که آن هم تحت تاثیر خشکسالی اتفاق افتاد، موجب افزایش جهانی قیمت گندم شد. این افزایش قیمت، به بی‌ثباتی برخی از کشورهای از قبل آسیب‌پذیر و شکننده کمک کرد. برای مثال در مصر، تورم 19 درصدی قیمت مواد غذایی در اوایل سال 2011، آتش اعتراضاتی را مشتعل کرد که به برکناری رییس‌جمهور حسنی مبارک منتهی شد.

نحوه مواجهه دولت‌ها با دیگر منابع اقلیمی هم تنش‌ها را تقویت کرده است. آب شدن یخ دریاها در قطب شمال خطوط جدیدی برای کشتیرانی و میدان‌های جدیدی برای اکتشاف نفت و گاز فراهم کرده و به اختلافاتی میان کانادا، روسیه، ایالات متحده و دیگر کشورهای قطبی بر سر حق کنترل بر این منابع جدید، دامن زده است.

وانگهی، حرکت در جهت کاهش انتشار کربن، اگرچه اقدامی مبارک است، می‌تواند موجب هماوردی و تقابل هم شود. همچنان که تقاضا برای انرژی پاک افزایش می‌یابد، اختلافات کشورها بر سر تعرفه‌ها و یارانه‌ها هم افزایش می‌یابد، چرا که هر کشور می‌کوشد جایگاهش را در اقتصاد سبز جدید ارتقا ببخشد. اقدام چین در یارانه دادن به صنعت برق خورشیدی با واکنش منفی تولیدکنندگان انرژی خورشیدی در سایر کشورها مواجه شد. ایالات متحده در سال 2017 به اعمال تعرفه روی آورد و هند هم در حال بررسی اقدامی مشابه است.

به موازات شدیدتر شدن واهمه‌های اقلیمی، اختلافات بین کشورها شدیدتر و صریح‌تر می‌شوند. چون تولید باتری‌هایی که در ماشین‌های برقی به کار می‌روند به مواد معدنی نادری مثل کوبالت، لیتیوم و نیکل نیاز دارد و این مواد عمدتا در مناطق آشوب‌زده‌ای مثل جمهوری دموکراتیک کنگو یافت می‌شود، ظهور ماشین‌های دارای باتری برقی می‌تواند موجب تقلاهای خطرناک جدیدی برای منابع شود. اگرچه اصحاب صنعت می‌کوشند راهی برای کاهش وابستگی به این مواد معدنی بیابند، اما به موازات پیشرفت گذار به انرژی پاک، چنین فشارهایی هم بیشتر می‌شود. برای مثال، شرکت‌ها و کشورهایی که عمدتا به سوخت‌های فسیلی متکی هستند در مقابل فشار برای عبور از این منابع مقاومت می‌کنند.

سیاست‌های بالقوه مشاجرهبرانگیز بی‌شماری وجود دارد که دولت‌ها می‌توانند در پاسخ به شرایط اقلیمی رو به تغییر بدان‌ها متوسل شوند.

ممنوع ساختن صدور منابع کمیاب، تحصیل و تصرف زمین در سرزمین‌های دیگر، روی آوردن به استفاده از سوخت‌های زیستی (biofuels)، وضع قانون در حفاظت از جنگل‌ها و هزاران سیاست دیگر برندگان و بازندگانی ایجاد می‌کند و منشا تنش‌های داخلی و بین‌المللی می‌شود.

همچنان که ترس از تغییرات اقلیمی افزایش می‌یابد، حکومت‌ها بیشتر به انجام اقدامات یکجانبه‌ای مثل مهندسی زمین، که بسیار بی‌ثبات‌کننده است، وسوسه می‌شوند.

   پرسش خطیر وحیاتی

این سناریوهای ترسناک اجتناب‌ناپذیر نیستند، اما آیا کشورها برای کنترل انتشار کربن و دفع بدترین آثار تغییر اقلیم همکاری می‌کنند؟

سال گذشته، وقتی که رییس‌جمهور امریکا قصدش برای خارج ساختن ایالات متحده از توافق آب و هوایی پاریس را اعلام کرد، بسیاری از کشورهای دیگر شامل چین، فرانسه، آلمان، هند و انگلیس با افزایش حمایت‌شان از توافق به اقدام ترامپ پاسخ گفتند. رییس‌جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، در دسامبر 2017 یک همایش بین‌المللی را برگزار کرد و حتی بودجه‌ای برای کشاندن دانشمندان آب و هوا، به خصوص دانشمندان امریکایی، به فرانسه در نظر گرفت.

مادامی که مردم در اطراف و اکناف جهان برای انجام اقدامات آب وهوایی مناسب به سیاستمداران فشار بیاورند، تغییر اقلیم، برای سیاستمداران اکثر کشورهای جهان موضوعی حساس باقی خواهد ماند. حتی ایالات متحده هم فعلا بطور رسمی در توافق است؛ خروجش تنها بعد از انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری در 2020 عملی می‌شود. چنانچه ترامپ در انتخابات بعدی پیروز نشود، رییس‌جمهور بعدی ممکن است بار دیگر به توافق برگردد.

وانگهی، با وجود اینکه دولت فدرال ایالات متحده از رهبری سیاست‌های اقلیمی بین‌المللی کنار کشیده و از سیاست‌های اقلیمی داخلی دوران اوباما عقب‌نشینی کرده، فرمانداران، شهرداران و مقامات اجرایی عمده این کشور به اقدامات اقلیمی متعهد مانده‌اند. سال گذشته، شهردار سابق نیویورک، مایکل بلومبرگ، ما همچنان در توافق پاریس هستیم را تشکیل داد، ائتلافی متشکل از 2700 تن از رهبران سراسر کشور که به اقداماتی درباره تغییر اقلیم ملتزم هستند که اگر متحقق شود، به 60 درصد از اهداف کاهش انتشار کربنی که ایالات متحده تحت توافق پاریس بدان‌ها متعهد شده بود، جامه عمل می‌پوشد.

جری برون، فرماندار کالیفرنیا، که ایالتش چهارمین اقتصاد بزرگ دنیاست، یکی از اعضای این ائتلاف است. برون برای آنکه قبل از مذاکرات اقلیمی زمستان بعدی در لهستان گشایشی در امورات آب وهوایی ایجاد شود، برنامه دارد که در ماه سپتامبر سال جاری میزبان نشست اقدام اقلیمی جهانی در سانفرانسیسکو باشد. این نشست منظرهای تماشایی خواهد بود: یک فرماندار، دیپلماسی خود را مستقل از دولت فدرال در سطح جهانی پیش می‌برد. مشارکت کالیفرنیا در برنامه‌های کاهش انتشار به همین جا ختم نمی‌شود. شرکت‌های فناوری عمدهای مثل گوگل، که در کالیفرنیا مستفرند، نیز بخشی از ائتلافند. آنها برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای انجام کل کارهایشان با انرژی‌های تجدیدپذیر دارند. با توجه به اندازه عظیم و زنجیره‌های تقاضای جهانی‌شان، اقدام این شرکت‌ها بُرد و تاثیر وسیعی دارد.

در سال‌های اخیر، در کنار همکاری بین‌المللی بین کشورها، شاهد تلاش‌های بین‌المللی کم‌جلوه‌تر، اما نه کم اهمیت‌تری برای مبارزه با تغییر اقلیم بوده‌ایم. چون تغییر اقلیم متضمن مجموعه‌ای از مشکلات در حوزه‌های مختلف اعم از حمل و نقل، انرژی، ساخت‌و‌ساز، کشاورزی، و بخش‌های دیگر است لازم است همزمان از جوانب مختلف به مشکلات مختلف تغییر اقلیم هجوم آود. تلاش‌های پراکنده در قالب شورای امنیت سازمان ملل، گروه جی 20، پروتکل مونترال، اعلامیه جنگل‌های نیویورک شاید از نظم و قاعده‌مندی یک توافق جهانی بی‌بهره باشد اما در عوض نه تنها با خطر شکست یک‌باره مواجه نیستند بلکه به گروه‌های مختلف اجازه می‌دهد به مشکلاتی بپردازند که بهتر از عهده‌شان برمی‌آیند، و به همین خاطر می‌توانند به نتایج سازنده‌تری برسند.

انسان‌ها نشان داده‌اند که بسیار انطباق‌پذیرند، اما تاثیرات تغییر اقلیم روی شهرها، تولید غذا، و تامین آب سیاره ما را با چالشی بزرگ روبرو ساخته است. در مواجهه جهانی با این چالش، نقش چین و ایالات متحده کانونی خواهد بود. این دو کشور مسوول انتشار بیش از 40 درصد کل کربن دی اکسید زمین هستند. چین به تنهایی مسوول 28 درصد است.

در جریان مذاکرات پاریس، رییس‌جمهور ایالات متحده، باراک اوباما، عزم زیادی برای رسیدن به فهمی مشترک با چین نشان داد. معکوس شدن توجه به تغییر اقلیم در دولت ترامپ، فشار را بر چین افزایش داد تا هم به انتشارش در خانه بیشتر توجه کند و هم به تاثیرات محیطی اقداماتی که به واسطه طرح کمربند و جاده و بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا در خارج انجام می‌دهد، بیشتر نظارت کند. آیا چین کماکان به تعهداتش پایبند می‌ماند؟ این یک پرسش گشوده باقی می‌ماند.

منبع : شمس

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران