شماره امروز: ۵۴۷

در دهمین نشست کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی تهران مطرح شد

| | |

نمایندگان بخش خصوصی در نشست کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران به مشکلات اصلی صنایع پایین‌دستی از جمله تامین

نمایندگان بخش خصوصی در نشست کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران به مشکلات اصلی صنایع پایین‌دستی از جمله تامین مواد اولیه از صنایع بالادستی پرداختند و با توجه به وجود انحصار عرضه در برخی صنایع، فروش از طریق بورس کالا را دارای اشکال دانستند و خواستاری رفع آن شدند.  به گزراش اتاق بازرگانی تهران، اعضای کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران در جریان دهمین نشست خود بررسی چالش‌ها و موانع پیش روی تولیدکنندگان صنایع پایین‌دستی فولاد و نیز موضوع اخذ مابه‌التفاوت از خریداران فولادی را در دستورکار قرار دادند. بر اساس آنچه دبیر سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی بیان کرد، مهم‌ترین چالش صنایع پایین‌دستی این بخش، عدم دسترسی به مواد اولیه کافی است.  دهمین نشست کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران با مرور مهم‌ترین اخبار و رویدادهای اقتصادی آغاز شد. ابتدا حسین حقگو، کارشناس این کمیسیون به نقل از معاون طرح و برنامه وزارت صمت اعلام کرد که بر اساس آمار، ۶۰ درصد مالیات کشور توسط حوزه صنعت پرداخت می‌شود که این عدد بسیار سنگین است. همچنین بخش خدمات که سهم ۵۱ درصدی از تولید ناخالص داخلی کشور را دارد، فقط 22.1 درصد از مجموع مالیات کشور را می‌پردازد در حالی که که خدمات در کشورهای صنعتی بیشترین مالیات (گاه بیش از ۷۰ درصد از کل مالیات‌ها) را می‌پردازد. حقگو ادامه داد: آمار اعلام شده از آخرین وضعیت تولید ۵۵ کالای منتخب صنعتی، معدن و پتروشیمی نشان‌دهنده آن است که در نیمه نخست سال جاری از میان کالاهای منتخب ارزیابی شده، ۳۲ کالا رشد تولید و ۲۳ کالا افت تولید را نسبت به مدت مشابه سال قبل ثبت کرده‌اند. سیگار، داروی انسانی، سموم دفع آفات نباتی، تراکتور و نخ پلی‌استر از جمله بیشترین رشد و گروه‌های کامیون کشنده، کمباین، اتوبوس، مینی‌بوس و ون، الیاف اکریلیک و انواع سواری بیشترین افت تولید را داشته‌اند. او به نقل قولی از مدیرعامل سازمان هدفمندی یارانه‌ها اشاره کرد و گفت: در هر ماه ۷۸ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر یارانه نقدی دریافت می‌کنند و از ابتدای اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها تاکنون حدود 8 میلیارد نفر یارانه نقدی به ارزش حدود 360 هزار میلیارد تومان (مبلغ نزدیک به بودجه عمومی دولت) دریافت کرده‌اند.

       عراق و افغانستان بازار اصلی لوله و پروفیل

در ادامه این جلسه، نوبت به بررسی مشکلات صنایع پایین‌دستی فولاد رسید. امیرحسین کاوه، دبیر سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی، با ارایه گزارشی از وضعیت این صنایع گفت: عراق و افغانستان بازارهای اصلی با سهم ۸۷ درصد از کل صادرات مقاطع پروفیلی ایران هستند. به‌طوری که عراق با 107 میلیون دلار و افغانستان با 70 میلیون دلار واردات از ایران در صدر مقاصد صادراتی ایران ایستاده‌اند و به‌طور کلی، ارزش صادرات مقاطع پروفیلی ایران به ۲۰۵ میلیون دلار در سال ۱۳۹۷رسید. به گفته او، عراق، ترکمنستان و افغانستان با سهم ۷۱ درصد، عمده صادرات لوله‌های فولادی را به خود اختصاص داده‌اند. کاوه همچنین از سقوط واردات ورق فولاد گرم در نیمه دوم سال 1397 خبر داد و گفت: در فصل زمستان سال ۱۳۹۷، واردات ورق فولاد گرم به یک‌بیستم مدت مشابه در سال قبل از آن افت کرد. به‌طور کلی واردات ورق فولاد گرم ایران در سال ۱۳۹۷ به ۱۸۹ هزار تن تنزل یافت که نسبت به سال ۱۳۹۶ که ۹۰۳ هزار تن بود، ۷۵ درصد کاهش پیدا کرد. کاوه سپس با اشاره به پراکندگی جغرافیایی واحد‌های تولیدی این بخش گفت: اعضای این سندیکا ۱۴۰ کارخانه کوچک و متوسط بخش خصوصی با ظرفیت تولیدی 18.5 میلیون تن و در واقع مصرف‌کننده ورق‌های گرم فولادی تولید شده در مجتمع فولاد مبارکه هستند اما همواره در تامین مواد اولیه جهت تولید خود با مشکلات گوناگون مواجه ‌می‌شوند. او در ادامه با تاکید بر لزوم تامین ورق فولادی کارخانجات لوله و پروفیل فولادی گفت: متاسفانه طی ماه‌های گذشته شرکت‌های تولیدی عضو این سندیکا از کمبود شدید مواد اولیه که ورق‌های فولادی است گلایه دارند و چرا باید مواد اولیه در داخل کشور سهمیه‌بندی و جیره‌بندی باشد؟

کاوه گفت: فروش مستقیم ورق فولادی توسط دفاتر فروش فولاد مبارکه سبب دسترسی آسان‌تر کارخانجات به مواد اولیه ‌می‌شود. قوانین فعلی بورس کالا برای تامین مواد اولیه کارخانجات عضو این سندیکا سختگیرانه است و در صورتی که یک کارخانه به هر علتی موفق به خرید از بورس کالا نشود تا 2 هفته بعد و عرضه مجدد ورق در بورس کالا توانایی تامین آن را نخواهد داشت و در برنامه‌ریزی‌های بلندمدت تولیدی خود و ایفای تعهدات به مشتریان دچار مشکل ‌می‌شود. او همچنین با اشاره به کاهش واردات ورق فولادی و عدم امکان تامین مواد اولیه از طریق واردات گفت: کاهش واردات مواد اولیه نباید باعث افتخار باشد. چرا که کالاهایی نظیر ورق فولادی کالای لوکس نیست و در زمره کالاهای اساسی قرار ‌می‌گیرد و کاهش واردات آن از ظرفیت تولید ‌می‌کاهد و موجب کاهش اشتغال ‌می‌شود. چه آنکه اکنون، با وجود 18 میلیون تن ظرفیت تولید لوله و پروفیل، 65 درصد این ظرفیت به دلیل عدم دسترسی به مواد اولیه، بلا استفاده مانده است. او همچنین با انتقاد از عرضه کالاهای اساسی در بورس کالا گفت: وقتی عرضه‌کننده این کالاها انحصاری هستند، چگونه کشف قیمت در چنین بازاری عادلانه صورت خواهد گرفت. از این رو، ماهیت بورس کالا در چنین مواردی مورد سوال قرار می‌گیرد. امیرحسین کاوه گفت: در صورت تاکید به فروش از طریق بورس لازم است، فروش ورق‌های فولادی در قالب مچینگ (فروش مستقیم) در بورس کالا به کارخانجات لوله و پروفیل فولادی ایران مجدداً برقرار شود و محدود و محصور در بورس کالا نباشد و در بورس کالا نیز فقط تولیدکنندگان پایین‌دستی قادر به خرید باشند. همچنین به علت مسائل ارزی و مشکلات تحریمی، واردات ورق فولادی به عنوان مواد اولیه صدها کارخانه از سالی چند میلیون تن هم‌اکنون به صفر رسیده است و کارخانجات تولیدکننده ورق باید در تامین کسری صنایع پایین‌دستی مشارکت کنند.

       خام‌فروشی به چه معناست؟

محمد عابدی‌نژاد که به نمایندگی از معاونت طرح و برنامه صنعت، معدن و تجارت در این نشست حاضر شده بود، با طرح این پرسش که «خام فروشی به چه معناست؟» به فرآیند تولید میلگرد اشاره کرد و توضیح داد: به این ترتیب است که کلوخه معدن استخراج ‌می‌شود، این کلوخه، دانه‌بندی ‌می‌شود، در مرحله بعد به کنستانتره سنگ‌آهن و سپس به گندله تبدیل ‌می‌شود. در همه این مراحل، محصول قابل فروش است. در مرحله پنجم، محصول به اسفنجی تبدیل شده و در مرحله ششم به شمش تغییر ‌می‌کند. در مرحله هفتم، میلگرد حاصل ‌می‌شود و این میلگرد ‌می‌تواند به محصولات جزیی‌تر نظیر میخ و پیچ تبدیل شود. در این بخش، حداقل حدود 15 میلیون تن تولید وجود دارد. اما آیا امکان تولید 15 میلیون تن پیچ و میخ وجود دارد؟ اگر امکان تولید وجود داشت، آیا بازاری برای آن وجود خواهد داشت؟ او افزود: بنابراین، ارزش افزوده دو ویژگی مهم دارد، نخست اینکه امکان تبدیل آن در داخل و سپس امکان فروش آن در بازارهای جهانی با قیمت بالاتر وجود داشته باشد. حال اگر تبدیل صورت گرفت و قیمت محصول نهایی کاهش یافت، بازهم دارای ارزش افزوده خواهد بود؟ متاسفانه در میلگرد این مساله رخ ‌می‌دهد و کسی به آن توجه نمی‌کند. این اتفاق در مورد شمش نیز رخ ‌می‌دهد؛ چنانکه اکنون قیمت شمش 360 دلار است و وقتی به میلگرد تبدیل ‌می‌شود با 10 درصد قیمت کمتر صادر ‌می‌شود. پرسش من این است که چرا صنعت نسبت به این مساله حساس نیست؟ در ادامه، محمدرضا زهره‌وندی درباره میزان تولید، اشتغال این صنعت پرسید و گفت: باید در مورد خام‌فروشی به تعریف مشترکی دست یابیم تا آن را دنبال کنیم.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران