شماره امروز: ۵۴۷

| | |

قدرت گرفتن هیتلر در اروپا و تصرف کشورهایی مانند لهستان و فرانسه و تهدید جدی انگلیس، این توهم را برای رضاخان ایجاد کرد که با در پیش گرفتن سیاست نزدیکی به آلمان،

قدرت گرفتن هیتلر در اروپا و تصرف کشورهایی مانند لهستان و فرانسه و تهدید جدی انگلیس، این توهم را برای رضاخان ایجاد کرد که با در پیش گرفتن سیاست نزدیکی به آلمان، شرایط را برای بلندپروازی هایش فراهم کند؛ اما محاسبات رضاخان اشتباه از آب درآمد. انگلیسی‌ها چنین رفتاری را، آن هم از کسی که در دستیابی وی به قدرت نقش اصلی را ایفا کرده بودند، بر نمی‌تابیدند. با این حال رضاخان گمان می‌کرد می‌تواند طرح خود را عملی کند، اما او از یک مساله غافل بود: مردمی که او بر آنها حکومت می‌کرد علاقه‌ای به بقای او نداشتند تا در این بلندپروازی همراهی‌اش کنند. سرانجام خطای استراتژیک رضاشاه، کار را برای او تمام کرد، متفقین او را ناچار به کناره‌گیری از قدرت کردند و او را به جزیره موریس تبعید کردند. تنها شانس او، تصمیم متفقین مبنی بر ادامه حکومت پهلوی توسط پسرش محمدرضا بود. رضا پهلوی سه سال پس از سرنگون شدن حکومتش، در تبعیدگاه خود، شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی در سن 66 سالگی درگذشت. 

رضا خان از مدت‌ها قبل از تبعید، دچار بیماری بود اما از پذیرفتن پزشک و قبول بیماری‌اش خودداری می‌کرد. علی ایزدی، آجودان رضاخان می‌نویسد: «تاملات روحی و عدم اعتنا به طبیب و دوا باعث اشتداد بیماری بود. کم کم اغلب روزها احساس دل دردهای شدیدی می‌کردند و چشم ایشان روز به روز ضعیف‌تر می‌شد. از آغاز بیماری ایشان صبح را فقط در اتاق قدم می‌زدند. در یکی از روزها که من در خدمت ایشان بودم دیدم که حتی در اتاق قادر به راه رفتن نیستند و به سختی طول اتاق را می‌پیمایند. متاسفانه این بیماری که هرگز نمی‌خواستند وجود آن را هم باور نمایند و آن را مورد اعتماد قرار دهند روز به روز زیادتر می‌شد و رفته رفته از قوای جسمی ایشان می‌کاست. هر وقت بیماری قلبی رو به‌شدت می‌نهاد، بیش از همه جهاز هاضمه ایشان را ناراحت می‌کرد از این رو این‌بار هم از دل درد اظهار تالم می‌کردند، ولی چون از بیماری خود آگاه نبودند و نمی‌خواستند قبول هم کنند که کسالتی دارند این دل دردهای پی در پی را ناشی از بدی غذا می‌دانستند و از غذا و طبخ آن ایراد بسیار می‌گرفتند و روزی نبود که چندین بار به آشپزخانه سرکشی نکنند و از آشپز ایراد نگیرند.» رضا خان هر بهانه‌ای را می‌آورد تا از اصل ترس و اضطراب بگریزد. اما مرگ سرانجام در نیمه‌های شب به سراغش آمد. علی ایزدی در خاطراتش می‌نویسد که وی در حال برخاستن از جای خود دچار حمله قلبی شد: «دچار حمله قلبی شدیدی می‌شوند و به زحمت خود را تا نزدیک تختخواب می‌رسانند و در آن جا به سختی زمین می‌خورند به‌طوری که یک دست و صورتشان مجروح می‌شود و از هوش می‌روند.» سرانجام رضا خان ساعت شش صبح روز چهارشنبه، چهارم مرداد 1323 از دنیا رفت.  

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران