شماره امروز: ۵۴۷

| | |

تعزیه، موسیقی‌های کوچه و بازار و موسیقی زورخانه‌ای دارای پیشینه‌ای قدیمی و کهن هستند

تعزیه، موسیقی‌های کوچه و بازار و موسیقی زورخانه‌ای دارای پیشینه‌ای قدیمی و کهن هستند که کم و بیش به صورت گذرا در فیلم‌های قدیمی یا حتی شاید در محله‌هایی که سابقه طولانی‌تری دارند آنها را شنیده‌ایم یا درباره‌شان برای‌مان گفته‌اند. اکنون در ششمین دوره از فستیوال موسیقی «آینه‌دار» به موسیقی‌های مردمی و آیینی ری و تهران پرداخته شده است، که بیستم آذر نمونه‌هایی از این موسیقی‌ها به نمایش گذاشته شد. ششمین دوره فستیوال موسیقی آیینی و نواحی «آینه‌دار» که بر موسیقی نواحی ترکمن­‌صحرا، شمال خراسان و جنوب البرز تمرکز دارد، شب ۲۰ آذر در تالار رودکی افتتاح و در دو سانس برگزار شد. این دوره از فستیوال تا ۲۲ آذرماه ۱۳۹۸ برگزار می‌شود. آیین پایانی این فستیوال که یک‌شنبه ۲۴ آذر با برگزاری بزرگداشتی برای استادان موسیقی این نواحی نیز اختصاص دارد، انجام خواهد شد. سانس اول نخستین شب از برگزاری این فستیوال شامل دو بخش «غزل‌خوانی تهرون» و «نی ساربان و چاربه‌دار کوبش» بود. فستیوال موسیقی آینه‌دار در پله اول کار خود را با تعزیه آغاز می‌کند. چراغ‌ها خاموش شده و فردی در گوشه‌ای از سالن ترومپت خود را به صدا در می‌آورد. نوایی که از ساز او خارج می‌شود تداعی‌گر حال و هوای اجراهای تعزیه و شیپورهایی است که در آنها نواخته می‌شود. پس از لحظاتی اعضای اجرای پیش‌خوانی روی صحنه می‌آیند. اصغر خطیب در نقش شمر به عنوان اشقیا خوان و محمد مهرابی به عنوان اولیا خوان در نقش حضرت ابوالفضل(ع) قرار دارند. دو گروه رو به روی هم قرار می‌گیرند. در بخش غزل خوانی و تصنیف، محمد منتشری آواز، وحید طالبی تار و حسین شرفی به عنوان نوازنده تنبک حضور پیدا کرده و گوشه‌هایی از موسیقی تهران قدیم را اجرا کردند. می‌توان گفت موسیقی که با همراهی تنبک و تار نواخته شد، به گوش ما ایرانی‌ها آشنا است. برای دقایقی تنبک آوایی ثابت را دنبال می‌کرد و تار گاهی آرام و گاهی جان می‌گرفت. رفته رفته ریتم آرام و تنها تار نواخته شد. خواننده خواند « قدش نیزه، دو ابرویش کمان، رویش سپر باشد لامروت، سر زلفش کمند و مژه‌هایش نیشتر باشد.»  خواننده همانند با سبک و اشعاری که یادآوار تهران قدیم بود، آوازی را که گویی برای معشوقش بود، با شعرهای کوچه بازاری می‌خواند و با لحنی شاد الفاظ را ادا می‌کرد. او در ادامه شعر گردو فروش از غلامرضا روحانی را خواند. شنیده می‌شد که می‌گفت؛ گردوی من نوبرونس/ از بس که گندس قد هندونس.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران