شماره امروز: ۵۴۷

| کدخبر: 133233 | |

سی نفرند. هیچ استرسی هم ندارند، به جایش پر از شور و انرژی‌اند؛ پر از هیجان برای رفتن روی صحنه تالار وحدت و برای اجرای نمایشی که ۹ سال است آن را تمرین می‌کنند. می‌گویند؛ «می‌خواهیم بترکونیم».

سی نفرند. هیچ استرسی هم ندارند، به جایش پر از شور و انرژی‌اند؛ پر از هیجان برای رفتن روی صحنه تالار وحدت و برای اجرای نمایشی که ۹ سال است آن را تمرین می‌کنند. می‌گویند؛ «می‌خواهیم بترکونیم».

حرف از اجرای تئاتر است، اما نه یک تئاتر معمولی با یک گروه حرفه‌ای یا حتی آماتور بلکه سخن از ۳۰ زن و مرد ناتوان یا سالمندِ نشسته روی ویلچر است که می‌خواهند داستان «رستم و سهراب» را با شکل و شمایلی متفاوت‌تر روایت کنند. بازیگران این نمایش که بعضی از آنها بیش از دو دهه است در آسایشگاه کهریزک زندگی می‌کنند و بعضی هم فقط چهار پنج سال است که زندگی در آنجا را انتخاب کرده‌اند، از ۹ سال قبل تحت سرپرستی میرکمال میرنصیری که از بزرگ و کوچک گروه همه او را «استاد» خطاب می‌کنند، مشغول خواندن متن و تمرین نمایشی براساس داستان رستم و سهراب شده‌اند و در این ۹ سال بعضی از بازیگران گروه به رحمت خدا رفته‌اند و حالا آنهایی که نتیحه زحمتشان به ثمر رسیده می‌خواهند سه شب نمایش خود را در تالار وحدت به اجرا برسانند.

«رستم و سهراب» اگرچه روایتی تئاترگونه با لباس و موسیقی و طراحی نور و صحنه است، اما بیش از همه نمادی از تلاش، امید و رسیدن به هدف است که شاید اول، افرادی را نشانه گرفته که در همان کهریزک زندگی می‌کنند و بعد آنهایی که تماشاگر این نمایش می‌شوند. این امید به زندگی بارزترین چیزی است که آن را در نگاه تک تک اعضای این گروه می‌توان دید و در گفته‌هایشان هم شنید. به گزارش ایسنا، خانم خوش برو روی میانسالی که در «رستم و سهراب» نقش تهمینه را بازی می‌کند و خیلی هم شمرده صحبت می‌کند، می‌گوید: ۲۹ سال است که در آسایشگاه کهریزک زندگی می‌کنم. کسی را ندارم و خودم دوست داشتم اینجا بیایم و زندگی کنم. از مردم هم دعوت می‌کنم بیایند کار ما را ببینند چون آمدنشان باعث خوشحالی ماست.

او که نقش‌ خود را مسلط ایفا می‌کند تجربه‌ای در تئاتر نداشته، «خیلی اتفاقی در تئاتر بازی کردم. اولین‌بار سال‌های ۶۰ با همین گروه بود و الان می‌بینم که چقدر این تئاتر در روحیه همه تاثیر داشته مخصوصا آنهایی که به اجبار اینجا هستند.»

او بعد از اینکه اشاره می‌کند، تمرین‌های مداوم در این ۹ سال سبب تسلطش در متن و بیان آنها شده از یکی ازهم‌بازی‌هایش هم یاد می‌کند.

« خدا بیامرزد دوستانی را که از بین ما رفتند و آقای اتحاد که قرار بود نقش سهراب را بازی کند، حتما روحش بین ما هست.»

اما بازیگر جدید نقش سهراب، اسماعیل چراغی است که نسبت به بقیه جوان‌تر است و چهار سال است به انتخاب خودش ساکن آسایشگاه کهریزک شده است.

این مددجو درباره بازیگری‌اش در نقش سهراب می‌گوید: من فقط یک سال و نیم است که با گروه تمرین می‌کنم در واقع به جای آقای اتحاد که فوت کردند. یک روز استاد (کارگردان) پرسید نقش سهراب را چه کسی می‌تواند بازی کند؟ دقیق نمی‌دانستم باید چه کاری کرد ولی گفتم من! تجربه بازیگری هم تا به حال نداشتم و اصلا تئاتر ندیده‌ام. داستان رستم و سهراب را هم فقط تا حدودی از قبل می‌شناختم. اما هرچه که بود برای خودم خیلی خوب بود چون در روحیه‌ام خیلی تاثیر داشت و اصلا این تئاتر در زندگی همه ما که ناامید بودیم روزنه‌ای باز کرده است.

او اضافه می‌کند: مطمئن هستم اگر خانواده‌های این سالمندان هم بیایند ۱۰۰ درصد برایشان تاثیرگذار است چون همین که ببینند وابستگان و فرزندانشان اینجا هستند حال خوبی پیدا می‌کنند. پس از تهمینه و سهراب سراغ بازیگر نقش رستم می‌رویم که محاسنی سفید و بلند دارد و به گفته خودش سال‌هاست که تئاتر کار می‌کند.

سلیمان خزایی که از دو بازیگر اصلی دیگر سن و سال بیشتری دارد، با رویی خوش و کلامی طنازانه از حضورش در کهریزک، استرس نداشتن برای بازی در تئاتر و خانواده‌اش می‌گوید. ‌«برای تالار وحدت که اصلا استرس ندارم، چون ۱۸ سال است تئاتر کار می‌کنم و تازه قاری قرآن هم هستم. تئاتر را هم همین‌جا بازی کردم ولی راستش قبلا بیشتر برای خانمم فیلم بازی می‌کردم.»

«الان ۲۰سال و ۶ ماه است که اینجا هستم. خودم آمدم یعنی وقتی آمدم بچه‌هایم کوچک بودند و نمی‌توانستم در خانه با امکاناتی که نبود زندگی کنم ولی اینجا عمر دوباره‌ای گرفتم هرچند اوایل خیلی سختی کشیدم.»

در آسایشگاه چند نوع مددجو داریم؛ یکی آنهایی که اصلا کسی را ندارند. یک گروه هم خیلی کس وکار دارند ولی بی‌کس هستند و بعضی هم مثل من خانواده دارند و خودشان به اینجا آمده‌اند چون من با وضعیت جسمی‌ام نمی‌توانستم در خانه زندگی کنم. با این حال راضی‌ام چون همسرم فرزندانم را خیلی خوب تربیت کرده و با همه هم در ارتباط هستم.» خزایی که پس از گفتن نام و فامیلش تاکید می‌کند لقبش «رستم» است، می‌گوید: «من در اینجا زندگی خودم را می‌کنم ولی خیلی‌ها هستند که به اجبار بچه‌هایشان اینجا هستند و کاری که در این چند سال با تئاتر کردیم روحیه خیلی‌ها را تغییر داده است.»

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران