شماره امروز: ۵۴۷

| | |

1) سعدی در باب هفتم حکایت 14گلستان حکایت جذابی دارد که برای شرایط امروز اقتصاد ایران درس‌های گفتنی فراوانی دارد.

آلبرت بغزیان

1) سعدی در باب هفتم حکایت 14گلستان حکایت جذابی دارد که برای شرایط امروز اقتصاد ایران درس‌های گفتنی فراوانی دارد. در این حکایت آمده است: «مردی را چشم درد خاست، پیش بیطار (طبیب چارپایان) رفت که چشم مرا دوا کن! بیطار از آنچه در چشم چارپای می‌کند، در دیده او کشید و مرد کور شد. دعوی پیش قاضی بردند؛ قاضی گفت: برو، هیچ تاوان نیست. اگر این (مرد) جاهل نبودی، پیش بیطار نرفتی...» این حکایت بیانگر اهمیت استفاده از علم، تخصص و دانایی برای امور مختلف است. مبتنی بر این دیدگاه، برای حل مشکلات بازار مالی و ارزی، یک اقتصاددان باتجربه، عالم و دارای تخصص به کار می‌گیرند نه یک مدیر بورسی و برای حل مشکلات بازار سرمایه، یک متخصص و استاد حوزه بازارهای پولی و سرمایه‌ای را انتخاب می‌کنند نه یک تاجر. اگر متخصص بورس را بر سر بانک مرکزی بگمارند و یک متخصص اقتصاد را در بورس و...، نتیجه می‌شود، بروز نوسانات منفی هم در بازار ارزی و مالی و هم در بازار سهام؛وضعیتی است که امروز اقتصاد ایران جدا از همه مشکلات نهادی و ساختاری به آن گرفتار شده است.

2) اخیرا خبری منتشر شد در این خصوص که متولیان بانک مرکزی با هدف عدم رشد تقاضا در بازار ارزی بسته‌هایی را تدارک دیده‌اند. در یکی از راهبردها هم اعلام شد که چنانچه فردی اقدام به خرید ارز در بازار کند، احتمال دارد که یارانه او قطع شود! سازمان هدفمندی یارانه‌ها در پاسخ به خبرنگاری در خصوص احتمال قطع یارانه بر اثر خرید دلار سهمیه‌ای، اعلام کرده «با توجه به اینکه خرید دلار بخشی از عملکرد اقتصادی خانوار است اطلاعات این افراد جهت ثبت در پایگاه اطلاعات اقتصادی خانوار به سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها و جهت ثبت در پایگاه رفاه ایرانیان به وزارت کار ارسال می‌شود.» این رویکردهای سلبی هر از گاهی از سوی متولیان امر در پیش گرفته می‌شود، اما عملا نتیجه‌ای در بر ندارد. یک زمانی با بروز نوسات ارزی جمشیدبسم‌الهر‌ها را می‌گرفتند و بعد از مدتی آزادشان می‌کردند، بدون اینکه کسی بداند، چرا این فرد بازداشت شد و چرا آزاد شد!

2) در شرایطی که نرخ تورم روند صعودی به خود گرفته، ارزش پول ملی مدام کاهش می‌یابد و نرخ ارز به بالای 36هزار تومان رسیده است به جای حل مشکلات بازار ارز و مهار تورم، دولت قصد دارد از طریق ترس مردم از قطع یارانه نقدی، تقاضا در بازار ارز را کنترل کند. در واقع متولیان امر به مردم می‌گویند، ارزش پول شما را کاهش می‌دهیم و شما حق ندارید برای حفاظت از دارایی‌های‌تان اقدامی کنید. اساسا مگر یارانه نقدی به مردم در ماه چند دلار می‌شود که مردم به خاطر آن از حفظ ارزش دارایی‌های ریالی خود چشم‌پوشی کنند. دولت هر ماه کمتر از 8دلار یارانه به مردم می‌ دهد. آیا رواست به خاطر این پرداختی، مردم از حفظ دارایی ارزی خود صرف‌نظر کنند؟

3) یکی از مهم‌ترین وعده‌های دولت، قبل و پس از تشکیل کابینه وعده مهار تورم بود. رییس‌جمهور و وزرای اقتصادی دولت بارها تاکید کردند که تورم را به سرعت و در کوتاه‌ترین زمان به نیم کاهش خواهند داد. اما نه‌تنها یک چنین وعده‌ای محقق نشد، بلکه نرخ تورم و نوسانات ارزی رشد چشمگیری پیدا کرد. بخشی از این مشکل به عدم تخصص تیم اقتصادی دولت بازمی‌گردد. افرادی در حوزه‌های اقتصادی به کار گماشته شده‌اند که شناخت مطلوبی از حوزه مورد نظر خود ندارند. نمونه یک چنین مدیرانی در بانک مرکزی قابل مشاهده است. متولی بانک مرکزی در بازار سرمایه تجربه فعالیت داشته است. این فرد در راس هرم بانک مرکزی گماشته شده است، اما نه تنها بازار ارز دچار نوسان شده، بلکه بازار سرمایه نیز با نزول مستمر مواجه است. یعنی همانطور که در داستان سعدی برای مشکل درمان چشم فردی از طبیب غیر متخصص استفاده شده بود در بانک مرکزی ایران هم مدیرانی بدون تجربه و علم کافی به کار گماشته شده‌اند. نتیجه این عدم توازن منجر به افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور و نوسانات ارزی، پولی و مالی شده است.

4) با گذشت بیش از 16ماه از عمر دولت، اگر از من بپرسید که آیا درکی از راهبردهای اقتصادی دولت یا حداقل برنامه دولت در حوزه ارزی و پولی و مالی پیدا کرده‌ام؟ می‌گویم، خیر... این در حالی است که آقایان از وجود 7هزار صفحه برنامه اقتصادی صحبت می‌کردند، اما عملا دریغ از یک صفحه راهبرد و رویکرد و برنامه مکتوب. 

اساسا مشخص نیست، دولت به نرخ ارز شناور معتقد است یا در تلاش برای یکسان‌سازی نرخ ارز است آیا تک‌نرخی کردن ارز را می‌پسندد یا به بازار آزاد میل دارد؟ آیا اقتصاد دولتی را مورد توجه قرار داده یا اقتصاد بازار آزاد را ؟ هیچکدام از این رویکردها روشن نیستند. طبیعی است این آشفتگی در برنامه‌ریزی خود را در صحنه اقتصادی نمایان می‌کند. به همین دلیل است که من می‌گویم حتی اگر تحریم‌های اقتصادی برداشته شود، دلارهای نفتی به اقتصاد سرازیر شود و دروازه‌های تجارت بین‌المللی باز شوند، با این نوع برنامه‌ریزی و مدیریت نباید منتظر رخداد ویژه‌ای در بهبود شاخص‌های اقتصادی باشیم. ما در بیس مسائل مشکل داریم و از پای بست...

 

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران