شماره امروز: ۵۴۷

| | |

سیاست‌های اجتماعی هر جامعه‌ای روش‌های مختلفی را در برخورد با آسیب‌های اجتماعی پیشنهاد می‌کند.

مصطفی اقلیما

سیاست‌های اجتماعی هر جامعه‌ای روش‌های مختلفی را در برخورد با آسیب‌های اجتماعی پیشنهاد می‌کند. شیوه برخورد با این مسائل هم چنان که پیشتر گفته شد، ارتباط مستقیمی با این سیاست‌ها دارد. این سیاست‌ها را هم نهادهایی که در تمامی جوامع وجود دارد تعیین می‌کند. در مورد راهکارهای اصلاح وبهبود آسیب‌های اجتماعی هم نظرگاه‌های مختلفی وجود دارد. عده‌ای روش انکار و پرده پوشی را تجویز می‌کنند وعده‌ای دیگر به روش هایقهری اعتقاد دارند. جوامعی هم وجود دارند که به این مسائل نگرشی علمی و منطقی دارند وسعی می‌کنند با قبول وجود این آسیب‌ها، علت آنها را با استفاده از روش‌های علمی بشناسند و برای حذف یا به حداقل رساندن آنها از روش‌های منطقی سود ببرند. این جوامع، آنهایی هستند که در آنها انباشت علمی صورت گرفته و در اثر ارتباط با فرهنگ‌های مختلف به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که به حق آزادی و برابری انسان‌ها و حق برخورداری تمامی انسان‌ها از حقوق مادی ومعنوی اعتقاد داشته باشند. آن چه در مورد آسیب‌های اجتماعی در ایران می‌توان گفت این است که به وضعیت خاص سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، آسیب‌های اجتماعی علاوه بر اینکه مساله‌ای اجتماعی شمرده می‌شوند، بار ارزشی نیز دارند. یعنی یک آسیب که در یک جامعه با سیاست لیبرال، فقط یک جرم محسوب می‌شود، در ایران علاوه بر جرم بودن، گناه به شمار می‌رود. این نگرش خاص به مساله اجتماعی باعث می‌شود که مجرم یا منحرف بیشتر از آنکه جامعه و روابط حاکم بر آن را عامل انحراف خود بداند، خودش را گناه کار می‌بیند و این می‌تواند یکی دیگر از آسیب‌های فردی و اجتماعی باشد. در جوامع مدرن امروز تمایل بر این است که این سیاست‌ها هرچه بیشتر توسط نهاد آموزش و پرورش و نهاد خانواده به جامعه تزریق شده و نهاد سیاست حداقل دخالت را در این امور دارد. اما در جوامعی که در آنها نهاد سیاست قدرتمندتر است، این سیاست‌ها توسط این نهاد وضع و به جامعه دیکته می‌شود. تجربه نشان داده است که جوامع نوع اول در مهار بحران‌های اجتماعی موفق‌تر عمل کرده‌اند.

چون مردم راهکارهای مقابله با آسیب‌های اجتماعی را وضع واز آنها حمایت می‌کنند. حمایت از آسیب‌دیدگان اجتماعی نیزبه سیاست‌های اجتماعی مربوط است. دراین مورد نیز وقتی حمایت از آسیب دیدگان به‌طور کامل در اختیار نهاد سیاست قرار می‌گیرد، این نهاد از دیدگاه منافع خود به آنها نگاه می‌کند، اما وقتی مردم یک جامعه به حمایت از این آسیب دیدگان می‌پردازند، بسیار عمیق‌تر و کامل‌تر عمل می‌کنند. چون مردم در متن این آسیب‌ها قرار دارند، آنها را خوب می‌شناسند وبرای حمایت ازافرادی که دچار بحران هستند انگیزه‌های قدرتمندی دارند. یکی از راهکارهای حمایت از آسیب‌دیدگان اجتماعی، سازمان‌ها وتشکل‌های غیر دولتی است. این سازمان‌ها که در تمامی جوامع ریشه دارند در عصر کنونی کارکردهای مختلف و موثری پیدا کرده‌اند و نقش مهمی در حیات جوامع ایفا می‌کنند. سازمان‌های غیردولتی با تاثیرگذاری در وضع و اجرای سیاست‌های اجتماعی، در نقش‌های مختلفی مثل مشاور دولت، منتقد دولت وگاه حتی به عنوان بازوی اجرایی سیاست‌های اجتماعی دولت‌ها فعالیت دارند. این سازمان‌ها با ویژگی‌های منحصر به فردی که دارند، امروزه به نماد حکومت مردم تبدیل شده‌اند و به نظر می‌رسد در هر جامعه‌ای که این سازمان‌ها فعال‌تر و گسترده‌تر عمل وارد عمل می‌شوند، آرمان حکومت مردم بر مردم  دست یافتنی‌تر می‌کنند. بر این اساس زمینه‌هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه، ویژگی‌های اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب‌شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. چرا که بررسی آسیب‌های اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه‌ای یک جامعه میسر نخواهد بود. هر جامعه‌ای متناسب با شرایط خود، فرهنگ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می‌تواند مسیر حرکت جامعه را به سوی ترقی و تعامل هموار سازد، به‌طوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداوم آن عمل با ارایه راه‌حل‌هایی به سلامت جامعه کمک نماید. به عنوان مثال مساله اعتیاد را در نظر بگیریم. این مساله هم به عنوان یک مشکل فردی و هم یک معضل اجتماعی مطرح است. روشن است در سطح اجتماعی منجر به از بین رفتن نیروها و انرژی بارآور جامعه می‌شود. شناسایی علل اساسی و کنترل آنها می‌تواند بسیاری از نیروهای از دست رفته جامعه را تجدیدکرده و جامعه را در مسیر سالم هدایت کند.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران