شماره امروز: ۵۴۷

| | |

تحلیل‌هایی که بعد از ارایه بودجه 1401 در فضای تخصصی و رسانه‌ای کشور مطرح می‌شوند،

عباسعلی ابونوری

تحلیل‌هایی که بعد از ارایه بودجه 1401 در فضای تخصصی و رسانه‌ای کشور مطرح می‌شوند، اغلب مبتنی بر رویکردهای کوتاه‌مدت است و کمتر شاهد گفتمان‌هایی هستیم که موضوع بودجه را از منظر کلان و مبتنی بر افق‌های بلندمدت تحلیل و ارزیابی کرده باشند. در واقع در اغلب ارزیابی‌های تحلیلی، برخی اعداد و ارقام در کنار هم قرار داده می‌شود و در یک مقایسه تطبیقی نسبت به اعداد سال‌های قبل در خصوص این سند مالی داوری و قضاوت می‌شود. اما پرسش کلیدی آن است که این بودجه‌ها مبتنی بر کدام سند بالادستی ارایه می‌شوند؟ آیا نسبتی میان بودجه‌های کشور و الگوهای رشد پایدار در ایران وجود دارد؟ این اسناد مالی بر اساس کدام رویکردهای عمرانی و توسعه‌ای تدوین و تدارک دیده می‌شوند؟ و سایر پرسش‌های کلیدی که در این زمینه می‌توان طرح کرد. باید توجه داشت، بودجه به‌طور کلی یک برش سالانه از مجموعه راهبردهای اقتصادی یک کشور است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، تمرکز بر بودجه به اندازه ایران نیست. در بسیاری از جوامع بودجه تنها یک برش از راهبرد کلانی است که پیش از این مورد قبول مجموعه گروه‌ها و جریانات اثرگذار جامعه قرار گرفته است و بر روی آن توافق شده است. مبتنی بر این توافق جمعی است که آیند و روند دولت‌ها و احزاب تاثیری بر راهبردهای اقتصادی ایجاد نمی‌کند و نقشه راه بلندمدت جامعه تعیین و ترسیم شده است. طبیعی است که بودجه اهمیت دارد، اما گزاره‌ای که اهمیتی به مراتب افزونتر از خود بودجه دارد، مسیری است که از منظر کلان برای عمران، آبادانی و رفاه در یک جامعه ترسیم شده است. متاسفانه باید قبول کرد که اقتصاد ایران فاقد الگوی کلان توسعه، عمران و رفاه است. به دلیل این فقدان است که بیشتر تمرکزها بر روی اعداد و ارقامی است که شاید کسی هم از ابعاد گوناگون آن سر در نیاورد. مثلا مشخص نیست که از دل اجرای بودجه 1400 (ویا سال‌های قبل از آن) چه میزان به رفاه عمومی افزوده است. آیا دولت رفاه در ایران اساسا وجود خارجی دارد. اقتصاد کشور به سمت کدام الگوی کلان حرکت می‌کند؟ آیا توسعه صادرات مد نظر است؟ رشد اقتصادی مورد توجه قرار دارد؟ بهبود شاخص‌های رفاهی هدف است؟ و... بودجه‌های ایران ملغمه‌ای همه این اهداف است و نهایتا نیز به هیچ‌کدام از این اهداف کلیدی دست پیدا نمی‌کند. چرا که اساسا اقتصاد ایران، فاقد یک الگوی کلان توسعه است. تا زمانی که این الگوی کلان توسعه در کشور با مشارکت و همراهی تحلیلگران، اساتید اقتصادی و تصمیم‌سازان  شکل نگیرد، بودجه‌های سالانه چیزی بیشتر از سند دخل و خرج دولت نخواهد بود. سند دخل و خرجی که حتی مبتنی بر واقعیات اقتصادی نیز تنظیم نشده است و هر سال با حفره‌ها و کسری‌های عمیق‌تری مواجه است. بررسی‌های تحلیلی اسناد مالی کشورهای توسعه‌یافته و حتی در حال توسعه نشان می‌دهد که میزان کسری بودجه در این جوامع در بدبینانه‌ترین حالت، بین 4تا 6درصد است. اما بودجه‌های سنواتی در کشور ما تنظیم می‌شود که با کسری‌های بزرگ 30الی 35درصدی و حتی در برخی برهه‌ها با کسری حدود 50درصدی مواجه بوده‌اند. این حفره‌های عمیق در بودجه، نه تنها کمکی به بهبود شاخص‌های اقتصادی و رفاهی کشور نمی‌کنند، بلکه در بسیاری از مواقع خود به عاملی برای بروز مشکلاتی چون رشد نقدینگی، توسعه پایه پولی، بی‌انضباطی‌های مالی و تورم افسارگسیخته بدل می‌شوند. نهادهای نظارتی که برای بررسی بودجه تشکیل شده‌اند، نیز تا به امروز نتوانسته‌اند کمکی به بهبود شاخص‌های بودجه‌نویسی در کشورمان کنند. به دلیل نداشتن الگوی کلان و مورد توافق است که هر دولتی که روی کار می‌آید، گُل برمی‌افشاند و طرحی نو درمی‌اندازد. 

هر بار مسیر تازه‌ای در اقتصاد کشور امتحان می‌شود. یک دولت از سیاست تنش‌زدایی، حمایت از بخش خصوصی و سیاست بازار آزاد سخن می‌گوید، اما بلافاصله دولت بعدی رویکردهای متضاد با این مفاهیم ارایه می‌کند و از خودکفایی، بزرگ شدن دولت، افزایش یارانه‌های پرداختی و... صحبت می‌کند. هیچ‌کدام از این مدل‌ها نیز در نهایت نمی‌توانند ایده مورد نظر خود را به درستی اجرایی کنند. مبتنی بر این توضیحات است که معتقدم مهم‌تر از بررسی جزییات بودجه، رسانه‌های تخصصی و تحلیلگران باید تلاش کنند، گفتمانی را در خصوص ضرورت ایجاد یک الگوی توسعه در جامعه ترویج کنند. بدون الگوی توسعه، بودجه‌های سنواتی کشور قادر به ایجاد اهداف از پیش تعیین شده در اتمسفر اقتصادی نیستند. ایران مانند تمام کشورهای دیگر، نیازمند الگوی توسعه‌ای مختص به خود است که مبتنی بر ویژگی‌های هویتی، بومی، اقلیمی و تاریخی‌اش تدوین شده باشد. این الگو در مرحله بعد باید مورد توافق همه جریانات اثرگذار قرار بگیرد تا آیند و روند دولت‌ها خللی در اجرای آن ایجاد نکند. بعد از تدوین و تصویب این الگوی توسعه‌ای است که من و شما می‌توانیم بنشینیم و درباره این موضوع با هم گپ بزنیم که آیا بودجه‌های سالانه کشور مبتنی بر اسناد کلان اقتصادی تنظیم شده است یا نه؟تا قبل از آن همه اظهارنظرهایی که در این خصوص می‌شود، چیزی بیشتر از یک گپ و گفت ساده و سطحی نخواهد بود.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران