شماره امروز: ۵۴۷

| | |

باید قبول کرد، مشکل افزایش نرخ ارز و نوسانات ارزی موضوعی مربوط به امروز یا امسال و این دوره نیست

هادی حق‌شناس

باید قبول کرد، مشکل افزایش نرخ ارز و نوسانات ارزی موضوعی مربوط به امروز یا امسال و این دوره نیست و این روند طی 3دهه اخیر در اقتصاد ایران سابقه داشته است. اما باید این پرسش را طرح کرد که در چه مقاطعی این نوسانات ارزی افزایش داشته و در چه برهه‌هایی این تکانه‌ها کاهش داشته است. بر اساس تجربیات یک دهه اخیر، طی سال‌های 91 و 92 زمانی که تحریم‌های ظالمانه اقتصادی شدت گرفت، اقتصاد ایران با نوسانات ارزی پی‌درپی مواجه شد. در سال 94 تا پایان سال 96 ثبات مطلوبی در نرخ ارز وجود داشت، اما باز هم بعد از اردیبهشت ماه 97 به دلیل خروج امریکا، بازار ارزی کشور با نوسان مواجه شد. آشکار است مولفه‌های سیاسی که تشکیل‌دهنده انتظارات تورمی است در یک دهه گذشته، تاثیر فراوانی بر متغیرهای ارزی گذاشته است. هرچند نمی‌توان فراموش کرد که عامل اصلی تحریک، نرخ تورم بوده است، اما این نرخ تورم برآمده از گزاره‌های بیرونی در اقتصادی است. ممکن نیست اقتصادی، نرخ تورم بالا داشته باشد و در عین حال ثبات در نرخ ارز داشته باشد. تنها در صورتی که کشوری دچار تحریم‌ها نباشد، ارتباط معقول تجاری و اقتصادی با جهان پیرامونی داشته باشد و امکان توزیع ارز فراوان در بازار داشته باشد، می‌تواند در شرایط تورمی نرخ ارز را همراه با ثبات شکل دهد. بنابراین کشوری که تحریم است، رشد نقدینگی و تورم دارد و انتظارات تورمی در آن بالاست با تکانه‌های ارزی نیز مواجه می‌شود. هفته گذشته که دور نخست مذاکرات برجامی در دولت جدید استارت خورد، اخبار برآمده از وین با انتظارات بازار همخوانی نداشت. نتیجه این عدم همخوانی در نرخ ارز به عینه نمایان شد و قیمت ارز وارد دالان صعودی شد. وقتی انتظارات بازار محقق نشد این موضوع در شاخص‌های پولی خود را نشان داد. اگر در پایان هفته جاری و در جریان دور بعدی مذاکرات باز هم انتظارات اقتصادی محقق نشود، بازار باز هم واکنش نشان خواهد داد و نرخ ارز به سمت بالا صعود می‌کند. بنابراین همانطور که نمی‌توان رشد نقدینگی بالای 40درصدی، توسعه پایه پولی فزاینده، نرخ تورم میانگین بالای 44درصدی را نادیده گرفت و فقط گزاره‌های سیاسی را عامل مشکلات بازار ارزیابی کرد، به همان شکل نیز نمی‌توان عدم وجود تجارت عادی با سایر کشورها را نادیده گرفت و نقش تحریم‌ها را انکار کرد. در 7ماه گذشته حجم صادرات غیرنفتی ایران 28میلیارد دلار بوده است، در حالی که در سال 90 حجم صادرات نفتی و غیرنفتی کشور ماهانه، بیش ایران از 10میلیارد دلار (سالانه بیش از 120میلیارد دلار) بوده است. باید قبول کرد که ظرفیت اقتصاد ایران سالانه 60میلیارد دلار صادرات کشور نیست، چرا که در سال 90 حجم صادرات نفتی و غیر نفتی کشور 200 میلیارد دلار بوده است. یعنی اقتصاد ایران به دلیل تحریم‌ها حجم انبوهی از درآمدهای خود را از دست داده است. این اعداد و ارقام گویای این واقعیت روشن است که حجم اقتصاد ایران حداقل 200میلیارد دلار است، اما زمانی که این عدد به 60میلیارد دلار فعلی رسیده است، طبیعی است که باید شاهد نوسان در نرخ ارز باشیم. ضمن اینکه همان‌طور که پیش از این نیز اشاره شد، وقتی حجم نقدینگی کشور به بیش از 4هزار و 200هزار میلیارد تومان رسیده است، هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند توقع داشته باشد که نرخ ارز در سال 1400 مانند نرخ ارز مانند یک دهه گذشته یا حتی 2الی 3سال گذشته باشد. بنابراین بخشی از نوسانات ارزی برآمده از متغیرهای واقعی اقتصاد، شاخص‌های پولی و بخشی نیز ناشی از متغیرهای سیاسی است. البته در این میان باید گفت بخشی از مشکلات ساختاری، منجر شده تا ثبات ارزی نیز از بین برود. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این مشکلات ساختاری فقدان مناسبات اقتصادی، تجاری و ارتباطی مطلوب با کشورهای همسایه و سایر کشورهای تاثیرگذار در صحنه جهانی است. بنابراین به هیچ‌وجه نمی‌توان نقش تحریم‌ها در بروز مشکلات اقتصادی و نوسانات موجود در بازارها را انکار کرد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران