شماره امروز: ۵۴۷

اقتصاد چه نقشی در سقوط دولت افغانستان داشت؟

| | |

افغانستان یک دهه بعد از حمله امریکا و سقوط طالبان، یک رشد اقتصادی سریع را تجربه کرد. اما پیرو افت استانداردهای زندگی و فساد اقتصادی ناآرامی‌های جدیدی در این کشور به وجود آمد.

افغانستان یک دهه بعد از حمله امریکا و سقوط طالبان، یک رشد اقتصادی سریع را تجربه کرد. اما پیرو افت استانداردهای زندگی و فساد اقتصادی ناآرامی‌های جدیدی در این کشور به وجود آمد. به گزارش «اعتماد آنلاین»، افغانستان یک دهه بعد از حمله امریکا و سقوط طالبان، یک رشد اقتصادی سریع را تجربه کرد. اما پیرو افت استانداردهای زندگی و فساد اقتصادی ناآرامی‌های جدیدی در این کشور به وجود آمد. تغییرات ساختاری در افغانستان شکست خورده است. تلاش غرب در افغانستان یک رویکرد تغییر از بالا به پایین بود که موفقیتی در پی نداشت. هرچند عوامل فرهنگی، عرف و هنجارهای محلی ساختار افغانستان را شکل می‌دهند با وجود این، عوامل اقتصادی نقشی کلیدی‌تر در این کشور ایفا کرده است. افغانستان در حال حاضر با درآمد سرانه کمتر از یک‌صدم درآمد سرانه در امریکا کشوری به‌شدت فقیر به شمار می‌رود، اما این مشکل اصلی افغانستان نیست. این کشور با وجود کمک‌های مالی بین‌المللی به یک سطح مناسب از زندگی رسیده بود، اما با شروع دوباره جنگ در این کشور و به قدرت رسیدن طالبان، پیش‌بینی می‌شود حمایت‌های مالی جهانی از افغانستان قطع شود. اتفاقی که می‌تواند اقتصاد این کشور را دچار بحران کند و سطح زندگی مردم افغانستان را تنزل دهد. افغانستان بعد از سقوط طالبان رشد اقتصادی سریعی پیدا کرد، اما برای درک رشد اقتصادی در این کشور به غیر از شاخص‌های اقتصادی سنتی، باید به واردات و مصرف انرژی نیز توجه کرد. اقتصاد افغانستان عمیقاً نامتعادل است. این کشور به سختی نیازهای غذایی خود را تامین می‌کند و تقریباً هیچ تولید داخلی‌ای ندارد. بنابراین تمام مصرف داخلی آنها وابسته به واردات است. واردات نشان‌دهنده هزینه است. واردات کالا هیچ ارزش افزوده‌ای ندارد و این کار هیچ کمکی به اقتصاد یک کشور نمی‌کند. اگر واردکننده محصول وارداتی نیز قیمت کالای وارداتی را به صورت مصنوعی افزایش دهد، باعث بروز تورم می‌شود. و این هم نشان‌دهنده فساد است. مصرف انرژی نیز تصویری مشابه از اقتصاد افغانستان را به ما نشان می‌دهد. دسترسی به برق در افغانستان در ۲۰ سال گذشته از ۲۰ درصد به ۹۵ درصد رسیده است. اما این صنعت در افغانستان دچار رکود شده است. این کشور در سال‌های گذشته نتوانسته نیروگاه‌های تولید برق خودش را توسعه دهد. امروز بیشتر انرژی برق مردم افغانستان وارداتی است. از همین رو کشورهای همسایه و عمدتاً ازبکستان یک اهرم فشار قدرتمند بر دولت افغانستان در اختیار دارند.  افزایش درآمد افغانستان می‌تواند شرایط را تا حدودی بهبود بخشد، اما با قدرت گرفتن دوباره طالبان در این کشور امریکا هم کمک‌های مالی خودش را قطع کرده است. تمام کارشناسان معتقدند فساد نقش عمده‌ای در سقوط دولت افغانستان داشته است. بسیاری از تحلیلگران می‌گویند اگر امریکا فساد را در این کشور از بین می‌برد، طالبان نمی‌توانست کنترل کشور را در دست گیرد. اما از بین بردن فساد در افغانستان تقریباً یک رویاست. جلوگیری از فساد در کشوری که تولید داخلی ندارد و تقریباً تمام منابع مصرفی آن وارداتی است عملاً غیرممکن است. 

 تنها یک راه برای جلوگیری یا به حداقل رساندن فساد مالی در افغانستان وجود دارد و آن هم این است که به سازمان‌های غیردولتی اجازه داده شود کمک‌های خارجی بیشتری وارد کشور کنند. اما اولویت این نهادهای غیردولتی با اولویت قدرت‌ها غالباً در تضاد است که خود مشکلات دیگری را موجب می‌شود. ایجاد یک اقتصاد پایدار به اندازه ساختن نهادهای دولتی مشکل است. کمک‌های خارجی می‌تواند برخی زیرساخت‌ها را تامین و سطح زندگی مردم را حفظ کند. اما وقتی کمک‌های بین‌المللی به منبع درآمدی غالب یک کشور تبدیل می‌شود رانت‌خواری و فساد را نیز تقویت می‌کند. در این شرایط مردم سود کمی می‌برند و همین سبب می‌شود آنها به سمت یک رژیم جدید یا قدیمی تمایل پیدا کنند.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران