شماره امروز: ۵۴۷

| | |

آخرین تحولات افغانستان که در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بسیار بازتاب داشته است، مرتبط با مساله پیروزی طالبان در هرات از یک‌طرف و سفر عبدالله عبدالله به قطر برای مذاکره با طالبان در‌خصوص توافق و آتش‌بس است.

نوذر شفیعی

آخرین تحولات افغانستان که در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بسیار بازتاب داشته است، مرتبط با مساله پیروزی طالبان در هرات از یک‌طرف و سفر عبدالله عبدالله به قطر برای مذاکره با طالبان در‌خصوص توافق و آتش‌بس است. در این میان، افکار عمومی ایران به دنبال آگاهی از چشم‌انداز آینده این کشور و سرنوشت مردم افغانستان است. بسیاری از مردم پرسش‌هایی را درخصوص نقش ایران و دورنمای آینده این کشور مطرح می‌کنند که ضروری است به این ابهامات پاسخ داده شود. واقع آن است که به ‌طور کلی موضوع افغانستان موضوعی بسیار پیچیده است که تحلیل ابعاد و زوایای گوناگون آن، کار بسیار دشوار و پیچیده‌ای است، چراکه آثار و اقدامات متعددی در پهنه سیاسی و امنیتی این کشور در حال وقوع است که در یک چارچوب تحلیلی خاص، قابل تفسیر و توضیح نیست. بنابراین بسیار دشوار است که بخواهیم بگوییم، منطق رفتاری طالبان مبتنی بر چه مکانیسمی دنبال می‌شود. در مسیر تصمیم‌سازی‌های طالبان، متغیرهایی وجود دارد که این متغیرها در پیشروی و موفقیت طالبان نقش اساسی دارد. برخی از این متغیرها، متغیرهای استراتژیک است و برخی نیز تاکتیکی هستند. در بحث متغیرهای استراتژیک خروج ایالات متحده از افغانستان، اختلاف و شکاف در دولت مرکزی افغانستان، تمایلات تمامیت‌خواهانه طالبان و همچنین اصرار طالبان بر توسل به روش‌های خشونت‌آمیز برای اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های‌شان از جمله مواردی است که در زمره متغیرهای استراتژیک قرار می‌گیرند. در متغیرهای تاکتیکی به نظر می‌رسد سیاست گفتمانی طالبان (به این معنی که قبل از حمله با مسوولان و مقامات محلی و چهره‌های متنفذ رایزنی می‌کنند) به علاوه استفاده از ابزار پول برای جمع‌آوری نیرو، خرید نیروهای مخالف و درنهایت، تهدید به خشونت افسارگسیخته و ایجاد ارعاب در صورتی که نیروهای محلی تسلیم نشوند، بخشی از اشکال مختلف تاکتیکی است که طالبان به کار می‌برد تا در صحنه عمل عملکرد مطلوب‌تری را به دست آورد. برای تحلیل آینده اما باید به سناریوهایی که پیش از این درخصوص افغانستان مطرح می‌شد، توجه کنیم. این سناریوها در 4 پرده قابل پیگیری بودند؛ نخست) این تصور وجود داشت که دولت رسمی با 350 هزار نیرو از توانایی لازم برای کنترل طالبان برخوردار است. دوم) تصور می‌شد شکاف و فساد در نیروهای دولتی باعث تضعیف آنها شده و آنها را وادار به تسلیم می‌کند. سوم) برخی تصور می‌کردند، دولت مستقر مقاومت می‌کند و طالبان هم فشار وارد می‌کند و برآیند آن، منجر به شکل‌گیری یک دولت ترکیبی خواهد شد.  چهارم) سناریوی نهایی نیز، تداوم نبرد برای مدت نامعلوم بود. اما شرایط فعلی مبتنی بر کدام یک از این سناریوها ایجاد شده است؟ در حال حاضر از میان این سناریوها 2 گزینه متصور است. نخست، احتمال تسلط طالبان بر کل افغانستان و مساله بعدی نیز به نتیجه رسیدن مذاکرات و متاثر از آن شکل‌گیری یک توافقنامه. در این میان گذشت زمان حاکی از آن است که باتوجه به تحولات پیش رو احتمال تسلط طالبان بر سراسر افغانستان بیشتر است. اما مناسبات ارتباطی افغانستان مدل طالبان با ایران چگونه خواهد بود؟ به نظر می‌رسد که تا به امروز علائم نگران‌کننده‌ای از سوی طالبان برای تهدید منافع ایران مشاهده نشده است. هر چند ایران حساسیت‌های خاص خود را درخصوص این کشور دارد، اما به نظر می‌رسد طالبان تلاش می‌کند تا حساسیت‌های ایران را مدنظر قرار دهد و باعث رنجش ایران نشود.   مبتنی بر این گزاره‌ها نوع خاصی از سیاست صبر و انتظار از سوی ایران در حال اجرا است تا رفتار طالبان را رصد کند.

هر گزاره‌ای که منافع ملی ایرانیان را تحت تاثیر قرار دهد با واکنش‌های جدی ایران مواجه می‌شود، اما ایران تمایل دارد حکومتی فراگیر با مشارکت همه گروه‌های ملی و مذهبی در این کشور حضور داشته باشد. نباید فراموش کرد که ثبات در افغانستان باعث ثبات در مرزهای ایران خواهد شد و آشفتگی در این کشور، مرزهای شرقی ایران را متاثر می‌سازد. در حوزه مباحث اقتصادی نیز باید به این واقعیت اشاره کرد که مسائل اقتصادی و مشروعیت منطقه‌ای برای طالبان مدل سال1400 اهمیت دارد. به نظر می‌رسد تفاوت‌هایی که در طالبان امروز به نسبت مدل‌های قدیمی‌تر آن مشاهده می‌شود برآمده این ضرورت‌های اقتصادی و راهبردی است. یک اقتصاد ضعیف با انزوای بین‌المللی ضعیف برای طالبان هیچ فایده‌ای ندارد و تلاش می‌کند تا مساله اقتصادی با ایران را حل و فصل کند. در ارتباط با مسائل ژئوپلیتیک از جمله مساله حقابه‌های ایران در مناطق مرزی با افغانستان نیز هر دولتی که در افغانستان روی کار آمده در این زمینه مواضع خاص خود را داشته و تلاش کرده تا از این ابزار به نفع منافع خود بهره‌برداری کند. اما نهایتا این موضوع بین دو کشور باید براساس اسناد گذشته حل و فصل شود، چراکه ادامه این مشکلات باعث اتلاف منافع دو کشور ایران و افغانستان خواهد شد. تصور می‌کنم این موضوع نیز از جمله پرونده‌هایی است که در چشم‌انداز آینده این کشور حل و فصل خواهد شد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران