شماره امروز: ۵۴۷

| | |

وقتی در خبرها عنوان می‌شود که رعایت پروتکل‌های بهداشتی به طرز چشمگیری پایین آمده و بی‌توجهی به محدودیت‌های کرونایی این روزها یکی از دلایل عمده موج چهارم کرونا مطرح می‌شود،

پیمان دوستی

وقتی در خبرها عنوان می‌شود که رعایت پروتکل‌های بهداشتی به طرز چشمگیری پایین آمده و بی‌توجهی به محدودیت‌های کرونایی این روزها یکی از دلایل عمده موج چهارم کرونا مطرح می‌شود، نباید از کنار آن بی‌تفاوت بگذریم. چنین رفتارهایی از سوی شهروندان و مردم می‌تواند دلایل بسیاری داشته باشد. اما برای بررسی این مساله را می‌توان در دو دسته متفاوت شامل دغدغه‌های مربوط به بیماری جسمی و دغدغه‌های روانشناختی طبقه‌بندی کرد. البته دغدغه‌های روانشناختی را نیز می‌توان از دودیدگاه متفاوت به آن نگاه کرد. دغدغه‌های روانشناختی مربوط به جمعیت عمومی یعنی «همه ما» و یکی هم دغدغه‌های روانشناختی مبتلایان و آثار روانی آنکه پس از بیماری و هنگام بهبودی تجربه خواهند کرد. اینکه آیا عزیزانمان به این بیماری مبتلا شده‌اند یا خیر، یا بیماری تا چه اندازه خفیف یا شدید بوده است و نگرانی‌هایی در این باره، از جمله دغدغه‌های مربوط به جمعیت عمومی است. از طرف دیگر در اینجا نگرانی‌های افراد مبتلا نیز مطرح می‌شود. 

مثل ترس از مرگ در انزوا یا ترس از اینکه مبادا به عزیزانشان آسیب وارد کنند و به آنها بیماری را منتقل کرده باشند. 

به همین دلیل پیوسته نشخوارگری ذهنی می‌کنند که برایشان آزاردهنده است.در مطالعاتی که در کشور ایتالیا انجام شده نشان داده شد خود قرنطینه و عوامل استرس زای مربوط به آن مثل تغییر شرایط کاری و... حدود ۱۷.۹ درصد با افسردگی همراه، حدود ۲۰ درصد با اضطراب و حدود ۲۲.۹ درصد با اختلال سازگاری همراه بوده است. یعنی اگر به این بیماری مبتلا نشویم و نگرانی اینکه به این بیماری مبتلا می‌شویم یا خیر را هم نداشته باشیم اما مشکلاتی ناشی از قرنطینه و پیامدهای آن می‌تواند بر شرایط روانی ما اثرات منفی بگذارد و نیز می‌تواند با مشکلات سازگاری، اضطراب، افسردگی و استرس در ارتباط باشد. پس هر تغییر محیطی‌ای می‌تواند استرس زا باشد.

 این درحالی است که کرونا مجبورمان کرد با سبک زندگی جدید خودمان را سازگار کنیم. مثل آموزش مجازی، دورکاری و... به این ترتیب حتی اگر محدودیت‌ها برداشته شود و زندگی به روال عادی خودش برگردد، همچنان احتمال دارد ما بعد از کرونا نیز با یکسری از عوامل استرس زا مواجه شویم. موضوع دیگر، عوامل مربوط به قرنطینه و بیماری است که روابط اجتماعی افراد را محدود کرده و خود این موضوع نیز می‌تواند سلامت روان افراد را تحت تاثیر قرار بدهد.

طی یک نظرسنجی اینترنتی ادراک پاسخ‌دهندگان به این نظر سنجی چنین بود که این منع تردد آزادی آنها را نقض کرده است و هنجار کارآمدی در راستای سلامتی آنها نیست. همین ادراک باعث می‌شود پس از مدتی کم و بیش افراد برخی از محدودیت‌ها را رعایت نکرده و این محدودیت را به عنوان موضوعی که برای سلامتی شان موثر است، طبقه‌بندی نکنند و برای ارضای نیاز به  آزادی شان، این محدودیت را رعایت نکنند.

 حال اینجا دو مساله مطرح است یک مساله این است که ما به سلامتی جسمانی توجه کنیم و مورد بعد اینکه بُعد روانی و نیازمان برای تفریح، داشتن روابط با دیگران را در نظر بگیریم که در بعضی از موارد می‌بینیم که انتخاب افراد گزینه دوم شده است. آنها برخی از محدودیت‌ها را می‌شکنند چون می‌خواهند به نیازهای روانی‌شان توجه کنند، حتی اگر سلامت جسمانی شان به خطر بیفتد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران