شماره امروز: ۵۴۷

| | |

بعد از اظهارنظرهای رییس کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم در خصوص نهایی شدن طرح ثبت نام از جاماندگان سهام عدالت، یک‌بار دیگر این بحث که آیا یک چنین رویکردهایی می‌تواند اقتصاد ایران را به اهداف بنیادینش برساند

میثم  مهرپور

بعد از اظهارنظرهای رییس کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم در خصوص نهایی شدن طرح ثبت نام از جاماندگان سهام عدالت، یک‌بار دیگر این بحث که آیا یک چنین رویکردهایی می‌تواند اقتصاد ایران را به اهداف بنیادینش برساند در محافل اقتصادی و رسانه‌ها مطرح شده است. واقع آن است در شرایط فعلی اقتصادی کشور که مردم دهک‌های پایینی جامعه به خصوص دهک‌ها 1تا 3 جامعه را با فشار زایدالوصفی مواجه ساخته است، به گونه‌ای که بر اساس برخی اخبار این اقشار حتی در تهیه نیازهای ابتدایی معیشتی خود نیز با مشکل روبه رو هستند. به نظرم در این شرایط دولت 2اقدام را می‌تواند در دستور کار قرار دهد. از یک طرف باید تلاش کند درآمدهای کلی اقشار محروم را افزایش دهد و در مرحله بعدی به دنبال آن باشد تا توزیع بهینه و مناسبی از ثروت صورت دهد. ایده‌ای مثل توزیع سهام شرکت‌های دولتی در قالب سهام عدالت، بخشی از این ضرورت‌ها را پوشش دهد. تا خانواده‌های ضعیف، یک درآمد حداقلی ولی ثابت را به صورت ماهانه داشته باشند.

البته از منظر اصولی کار درست، سرمایه‌گذاری در حوزه‌های تولید و بهبود شاخص‌های کسب و کار است تا دهک‌های مختلف هر کدام بتوانند بر اساس تلاشی که دارند، سهم خود را از بازار کسب و کار کشور برداشت کنند. اما زمانی که کشور دچار بحران‌هایی چون تحریم‌های دامنه‌دار و مشکلات کرونا است، قطعا می‌بایست رویکردهای حمایتی از اقشار آسیب پذیر در دستور کار قرار بگیرد. این فرایندی است که تقریبا تمام کشورهای توسعه‌یافته نیز آن را رد دستور کار قرار می‌دهند. مثلا کشوری مانند آلمان بسته‌های حمایتی متنوعی را هم از اقشار مختلف و هم از بنگاه‌های اقتصادی انجام می‌دهد. اما مشکلی که در بطن نظامات یارانه‌ای ایران مشاهده می‌شود، توزیع این یارانه‌های حمایتی و سهام میان طیف وسیعی از شهروندان جامعه است. یعنی دولت‌ها در ایران به بیش از 80میلیون ایرانی یارانه نقدی پرداخت می‌کنند. طبیعی است که یک چنین رویکردی باعث اتلاف منابع و استهلاک اقتصادی خواهد شد. ایده‌ای مثل هدفمندی‌سازی یارانه‌ها چنانچه درست انجام می‌شد می‌توانست در یک فرایند تدریجی خانواده‌های محروم را در مسیر توانمندسازی قرار دهد. توزیع سهام عدالت ایده دیگری بود که برای توزیع ثروت‌های عمومی جامعه به کار گرفته شد. به هر حال برای ریشه‌کن کردن فقر مطلق، افراد فقیر یا باید درآمد ثابتی داشته باشند یا اینکه از یک ثروت حداقلی برخوردار شوند تا از آن درآمد ایجاد کنند. وقتی دولت دوازدهم آزادسازی سهام عدالت را در دستور کار قرار داد، قیمت سهام 1میلیونی سهام عدالت در دوران اوج رونق بورس به بیش از 40میلیون تومان نیز رسید. این اعداد و ارقام برای یک‌خانواده 4نفره، عدد قابل توجهی می‌شود. بنابراین از این طریق تلاش شده تا اقشار نیازمند در ثروت‌های عمومی جامعه سهمی داشته باشند. باید مهارت‌های استفاده از این منابع در اختیار خانواده‌ها قرار داده شود تا بتوانند آرام آرام در مسیر ارتقا قرار بگیرند. حتی طرح توزیع یارانه‌های انرژی به خانواده‌ها که در سال پایانی عمر مجلس دهم در کمیسیون اقتصادی مطرح شد و برخی نمایندگان مجلس یازدهم نیز آن را دنبال می‌کنند، طرح خوبی است. باید بدانیم حتی در صورتی که کشور با رشد اقتصادی مستمر و جهش تولید هم روبه‌رو شود، باز هم اقشار و گروه‌های وجود خواهند داشت که باید مورد حمایت‌های معیشتی قرار بگیرند. موضوعی که در این میان باید مورد توجه قرار بگیرد، مرز باریکی است که میان یک جامعه مولد و جامعه‌ای که منتظر اعانه و یارانه است، وجود دارد. اگر همه منابع و همه ثروت‌های مردم را تبدیل به سهم کنیم و آن را به‌‌طور کلی در اختیار طیف وسیعی از افراد قرار دهیم قطعا یک ایراد است. این رویکردها این خطر را دارد که سرمایه‌گذاری‌های عمومی جامعه که می‌بایست صرف توسعه شود لاجرم در قالب یارانه در اختیار افراد جامعه قرار بگیرد. هرچند آمار دقیقی از دهک‌های پایینی در جامعه وجود ندارد، اما بدون تردید هیچ کشوری به صددرصد افراد جامعه یارانه نقدی نمی‌دهد. البته متاسفانه روند توسعه فقر طی سال‌های اخیر در کشور شتاب افزونی به خود گرفته است و اقشاری که با فقر مطلق دست به گریبان هستند، افزایش یافته است. اما این اقشار نیازهای متفاوت حمایتی دارند، برخی از اقشار نیازمند کار و شغل هستند. طیف‌های دیگری از این اقشار را با آموزش‌های مهارتی می‌توان توانمند کرد و البته بخشی نیز نیازمند حمایت یارانه‌ای هستند. اما نظام‌های سیاسی معمولا به دنبال ساده‌ترین راه هستند. به جای پایش دهک‌های اقتصادی جامعه، ترجیح می‌دهند، به همه یارانه بدهند. چون کار ساده‌تری است. این در حالی است که رقم یارانه‌های نقدی طی دهه گذشته هیچ تغییری نکرده است. در سال‌های ابتدایی دهه90که یارانه‌های نقدی پرداخت شد، تقریبا حدود 50دلار ارزش داشت. امروز اما این یارانه‌ها 2دلار هم نمی‌ارزد. در حالی که رویکرد معقول این است که با شناسایی 3دهک نیازمند، یارانه‌های این دسته از افراد را افزایش داد. البته طی سال‌های اخیر تلاش‌های بسیاری برای افزایش این دریافتی‌ها صورت گرفته که این روند اصلاحی را باید همچنان پیگیری کرد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران