شماره امروز: ۵۴۷

| | |

بورس و بازار ارز و سکه دو کفه یک ترازو هستند یعنی هرگاه یک کفه این ترازو سنگین و پایین باشد، کفه دیگر سبک و بالا خواهد بود.

محمدرضا     سبزعلیپور

بورس و بازار ارز و سکه دو کفه یک ترازو هستند یعنی هرگاه یک کفه این ترازو سنگین و پایین باشد، کفه دیگر سبک و بالا خواهد بود. زمانیکه بورس در بهار رشد غیرطبیعی خود را آغاز کرد، بازار ارز چندان گرم نبود و کفه آن سبک بود که کفه بورس سنگین شد اما رفته رفته که بازار ارز و سکه گرم و نرخ آن رشد و برای مردم سودآور شد، کفه آن سنگین و همین امر موجب گردید تا رفته رفته کفه بورس سبک و ریزش آن آغاز گردد. اواسط بهار امسال بود که به یک‌باره نام بورس بر سر زبانها افتاد و شاخص‌های آن بطور غیرمنتظره سیر صعودی بخود گرفت و همین امر موجب شد تا بورس شیرین و رشد عجیب و غریب آن باعث شد تا جمعی از مردم ایران سرمایه‌های خود را با نیت کسب سودهای آنی روانه بورس کنند. طی یکی دو ماه اول، سودهای خوب و کلانی نصیب عده‌ای از سهامداران و شرکت‌های «بورس باز» شد و همین سودها، «بورس‌بازان» را سرمست کرد و روز به روز جماعت بیشتری را با ده‌ها هزار میلیارد پول نقد به‌سمت بورس سرازیر کرد.  

همان روزهای اول، بنده به مردم هشدار دادم که رشد ناگهانی بورس آنهم در این ایامی که مشکلات اقتصادی روح و روان همه را آزار می‌دهد، تصنعی و غیر طبیعی است و دستی در کار است تا بورس را موقتاً شیرین نشان داده و سرمایه‌های کلان مردم را ببلعد اما متأسفانه سودهای کلان موجب شده بود تا گوش سهامداران و مردم «بورس‌بازان» اصلی و ابدا نقدها و هشدارها را نشنود بنده و جمعی دیگر از صاحب نظران برجسته دلسوز، هشدار دادیم و از رشد غیرطبیعی بورس و دخالت بودار دولت در این بازار انتقاد کردیم اما کو گوش شنوا؟ نه دولت گوش داد و نه مردم و متأسفانه فقط خودمان حرف و هشدار خودمان را شنیدیم و به حال این «بورس‌بازان» چشم و گوش بسته غبطه خوردیم. همچنانکه بارها عرض کرده‌ام، مجدداً تأکید می‌کنم که بورس هر کشوری ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با اقتصاد آن کشور دارد و «بورس ایران» هم از این قاعده مستثنی نیست و شدیداً وابسته و متأثر از شرایط اقتصادی کشور است. با این وجود چنانچه وضعیت اقتصاد کشورمان خوب باشد و تولید و تجارت هم به‌سهولت انجام شود و هیچ مشکلی بر سر راه شرکت‌ها و کارخانجات وجود نداشته باشد و از همین رو کارخانجات و شرکت‌های تولیدی نیز چرخشان به‌خوبی بچرخد و سه شیفت کار کنند و سودآوری بالایی داشته باشند، در نتیجه در مجمع سالانه خود گزارش مثبتی ارایه داده و سود بالایی نشان دهند و به هر سهم خود در بورس و سهامدارانی که سهم شرکت را دارند سود خوبی بپردازند، قیمت و ارزش سهام شرکتهای سود ده در بورس افزایش می‌یابد و همین امر موجب می‌شود بازار بورس رفته رفته و آن هم به‌طور طبیعی رونق بگیرد و سودآور شود و شاخص‌های آن روزبه‌روز رشد صعودی داشته باشد. اما زمانی‌که اقتصاد ایران مریض است و مشکلات اقتصادی و تحریم‌ها خارجی کل کشور را فرا گرفته و تولید و تجارت هم به سختی انجام می‌شود و بر همین اساس جمع زیادی از شرکتها و واحدهای تولیدی ورشکست شده و مابقی کارخانجات نیز با حداقل ظرفیت کار می‌کنند و غالباً هم در مجامع سالانه خود نه تنها گزارش منفی ارایه می‌دهند، بلکه به‌جای سود، ضرر و زیان نشان می‌دهند و به هر سهم خود در بورس و سهامدارانی که سهم شرکت را دارند یا سود نمی‌دهند یا سود بسیار کم و ناچیزی می‌پردازند، پس قیمت و ارزش سهام شرکتهای زیان ده در بورس کاهش می‌یابد و سهامداران فروشنده آن سهام بی‌ارزش هستند لکن همین امر موجب می‌شود تا بورس از رونق بیفتد و روزبه‌روز شاخص‌های آن سقوط کند

خب، با این وجود و با این حجم از مشکلات اقتصادی که همه از آن باخبریم و امواج منفی آن به‌نوعی کار و زندگی مردم و فعالان اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار داده و اشک ملّت را درآورده، پس چگونه بورس یک‌شبه و به یک‌باره برعکس آب شنا می‌کند و شاخص‌های آن به‌شدت رشد کرده و سودهای کلان و سرشاری در آن پدیدار می‌شود و عده‌ای را هم یک‌شبه ثروتمند می‌کند؟ همین اما و اگرها، ابهامات و سوالات بی‌شمار موجب شد تا همان بهار امسال تحقیقی جامع در خصوص تحولات ناگهانی و دلایل رونق بورس به عمل بیاوریم و به این نتیجه برسیم که رشد بورس کاملاً غیرطبیعی است و دست دولت آن هم با نیت جمع‌آوری ده‌ها هزار میلیارد تومان پول مردم در کار است که سریعاً این موضوع را به مردم و «بورس‌بازان» اطلاع دادیم و به همه  هشدار دادیم که بورس تا پیش از پایان سال جاری سقوط می‌کند و سرمایه خیلی‌ها را به باد می‌دهد.

بالاخره هشدارهای صاحب نظران درست از آب درآمد و متأسفانه مدتی است که شاخص‌های بورس منفی شده و روز به روز شاهد سقوط آن هستیم، به‌طوریکه سهامداران و «بورس‌بازان» زیان‌دیده را به خیابان‌ها کشانده تا از این طریق اعتراضات خود را به گوش دولت و مسوولان ذی‌ربط برسانند.

  رشد و شکوفایی بورس در راه است، البته به شرط و شروط‌ها 

شرایط چند ماه گذشته به شکلی بود که ما به مردم و سهامداران هشدار میدادیم که جانب احتیاط را رعایت کنند و بدون مطالعه، سرمایه‌های خود را وارد بورس نکنند تا خدایی ناخواسته امروز جزو متضررین و مالباختگان نباشند که اگر به هشدارهای چند ماهه گوش ندادند، پس دیگر کاری نمی‌توانند بکنند و این راه را باید تا آخر ادامه دهند و نباید توقع داشته باشند که وارد دریای مواج بشوند اما لباس شان خیس نشود و چند قلپ آب هم نخورند.

ولیکن شرایط این ایام و روزهای پیش رو به شکلی شده که امروز می‌خواهم به‌جای هشدار، به مردم عزیز و سهامداران نوید بدهم که روزهای خوش در راه است و رشد و شکوفایی بورس به‌زودی فرا خواهد رسید، البته به شرط و شروط‌ها 

اولاً اجازه دهید تا به یک نکته بسیار ظریف و حساس اشاره کنم تا در پی آن راحت‌تر و شفاف‌تر بتوان به موضوع بورس و آینده آن بپردازیم و آن اینکه برخی از مسوولان و صاحب نظران تأکید دارند که انتخابات امریکا و پیروزی ترامپ یا بایدن هیچ تأثیری بر کار و زندگی ما ندارد و ترامپ و بایدن هم مثل همدیگرند. در این خصوص ضمن احترام به نظرات دیگر بزرگواران باید عرض کنم که شاید انتخابات امریکا و پیروزی ترامپ یا بایدن هیچ تأثیری بر غالب امور کشوری ما نداشته باشد اما اقتصاد و تجارت جهانی موضوعی هستند که بطور قطع از کوچک‌ترین تحولات جهانی تأثیر میپذیرند یعنی هر رخداد مثبت یا منفی که در دنیا علی الخصوص در اقتصادهای بزرگ جهانی رخ می‌دهد، بطور قطع اقتصاد سایر کشورهای جهان را تحریک و تحت تأثیر قرار می‌دهد. وقتی که امریکا به لحاظ قدرت اقتصادی که در جهان دارد، توانسته با فشارها و تحریم‌های پی‌درپی خود اقتصاد کشورمان را تحت فشار قرار دهد و کشورهای دیگر را بترساند و آنان را تهدید کند که با ایران مراودات تجاری و اقتصادی نداشته باشند، بالطبع تحولات مثبت در آن کشور و سرنگونی دولت متخاصم امریکا هم اقتصاد ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در پی تغییرات در دولت امریکا، بخشی از تحولات اجرایی و بخشی دیگر بصورت روانی می‌تواند تأثیرات مثبتی را در اقتصاد و تجارت جهانی کشورمان به وجود آورد. مثلاً اگر بایدن رییس‌جمهور امریکا شود و ترامپ متخاصم و نامتعادل با تیمش به زباله دان تاریخ انداخته شوند، حتی اگر بایدن به «برجام» هم باز نگردد و فقط تا حدودی تنش‌ها و تهدید سایر کشورها در جهت نداشتن روابط تجاری و اقتصادی با ایران از بین برود، بطور قطع تأثیرات اجرایی و روانی خوبی بر اقتصاد باقی خواهد گذاشت. از همین رو چنانچه ترامپ شکست را بپذیرد و بحث تحریم «بورس ایران» که این روزها بر سر زبانها افتاده از بین برود، قطعاً نرخ دلار و سکه هم کاهش خواهد یافت و دولت هم به پشتوانه افزایش درآمدهای ارزی خویش، کمی ارز روانه بازار و همچنین برای واردات مواد اولیه در اختیار شرکت‌ها قرار خواهد داد. صادرات روان‌تر خواهد شد و چرخ تولید نیز بهتر از گذشته خواهد چرخید. در این راستا چنانچه دولت هم دست از سر بورس بردارد و آن را به نفع خود معماری نکند قطعاً ارزش سهام شرکتهای تولیدی رشد خواهد کرد و اگر دولت از عرضه سهام شرکتهای ورشکسته و زیان ده دولتی در بورس دست بردارد و اجازه دهد تا شرکتهای سوددهی که مدت‌هاست جهت ورود به بورس و عرضه سهام خود به مردم پشت دیوار مقاومت دولت مانده‌اند سهام خود را عرضه کنند، شکوفایی بازار بورس دور از ذهن نخواهد بود.  : بورس و بازار ارز و سکه دو کفه یک ترازو هستند یعنی هرگاه یک کفه این ترازو سنگین و پایین باشد، کفه دیگر سبک و بالا خواهد بود. زمانیکه بورس در بهار رشد غیرطبیعی خود را آغاز کرد، بازار ارز چندان گرم نبود و کفه آن سبک بود که کفه بورس سنگین شد اما رفته رفته که بازار ارز و سکه گرم و نرخ آن رشد و برای مردم سودآور شد، کفه آن سنگین و همین امر موجب گردید تا رفته رفته کفه بورس سبک و ریزش آن آغاز گردد. حال نظر به اینکه به زودی کفه بازار ارز و سکه سبک و ریزش در آن آغاز خواهد شد، در نتیجه کفه بورس سنگین و بازار آن رشد خواهد کرد. البته لازم به یادآوری است که بنده به‌شدت منتقد سیاست‌های غلط اقتصادی دولت هستم اما موضوع رشد بورس یک بحث کاملاً فنی است و قصدم دفاع از سیاست‌های غلط دولت نیست بلکه معتقدم که بحران حال حاضر بورس دست پخت دولت و آن را دولت روحانی به قصد جمع‌آوری پول به وجود آورده است در خاتمه تأکید می‌کنم چنانچه سهامداران و «بورس‌بازان» کمی آرامش خود را حفظ کرده و صبر پیشه کنند، اوضاع بورس بهتر و شکوفاتر از گذشته خواهد شد و کمتر متضرر خواهند شد که چه بسا سود هم بکنند.


 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران