شماره امروز: ۵۴۷

| | |

در شرایطی که افکار عمومی ایرانیان بعد از انتخابات ایالات متحده و تحولات برآمده از آن به دنبال تصویری از چشم‌انداز بازارهای اقتصادی کشور هستند،

پیمان مولوی

در شرایطی که افکار عمومی ایرانیان بعد از انتخابات ایالات متحده و تحولات برآمده از آن به دنبال تصویری از چشم‌انداز بازارهای اقتصادی کشور هستند، ضروری است رسانه‌های عمومی فضا را به گونه‌ای ساماندهی کنند که دیگر شاهد شکل‌گیری انتظارات عمومی مخرب و اثرات آن بر شاخص‌های اقتصادی از جمله شاخص بورس نباشیم. در این مقطع زمانی که دامنه وسیعی از ایرانیان از طبقات و اقشار گوناگون در حال رصد نتایج انتخابات امریکا و فراز و نشیب‌های آن هستند و قوانین و مقررات انتخابات را تعقیب می‌کنند، ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد: 

اول: از منظر رسانه‌ای به نظر می‌رسد انسان وارد ساحت تازه‌ای شده است و در واقع رسانه‌های فراگیر اجتماعی مردم را در معرض جریان سیال رسانه‌ای و اطلاعاتی قرار داده است. با وجود رسانه‌های اجتماعی، مردم جهان از جمله ایرانیان دیگر اخبار غیر واقعی و جهت‌دار رسانه‌های جناحی را باور نمی‌کنند. در واقع مردم از رسانه‌ها شفافیت، صداقت، بی‌طرفی (به‌طور نسبی)، صراحت و...را طلب می‌کنند و رسانه‌ای که نتواند این مطالبات را پاسخ دهد نگاه مخاطب را از دست خواهد داد.

دوم: بسیاری در ایران دیگر متوجه شده‌اند ایران نیازمند ایجاد ارتباط پویا و سازنده با سایر کشورهاست. در واقع دیپلماسی فعال و سازنده برای ایجاد ارتباطی فراگیر با سایر کشورها ضرورتی است که تصمیم‌سازان باید ابعاد و زوایای گوناگون تحقق آن را فراهم کنند.

سوم: همه متوجه شده‌اند که اثر پروانه‌ای در اقتصاد چه ویژگی‌هایی دارد و چه اثراتی بر جا می‌گذارد. نظریه‌ای که می‌گوید، بال زدن پرونده‌ای در تگزاس می‌تواند باعث وقوع سیل در بوینوس‌آیرس شود. رویکردی که از اثرات متقابل کشورها نسبت به هم سخن می‌گوید.

چهارم: دستاورد مهم دیگر این انتخابات برای اقتصاد ایران می‌تواند این مفهوم باشد که مسیر توسعه اقتصادی برای کشور ما نه از خارج بلکه در بطن تصمیم‌سازی‌های داخلی کشور می‌گذرد. برای بهبود وضعیت هم در گام اول باید اشتباهات مکرر در تصمیم‌سازی‌های اقتصادی را کنار بگذاریم.

پنجم: مساله بعدی اهمیت واقع بینی در تحلیل‌هاست. در واقع اقتصاد ایران بیشتر از هر عامل دیگری در این دوران نیازمند واقع بینی است. چنانچه بنیان برنامه‌ریزی‌ها در حوزه‌های بودجه‌ای، ارزی، بانکی و...مبتنی بر واقعگرایی ایجاد نشود، همچنان فاصله اقتصاد کشور با توسعه ادامه خواهد داشت.

ششم: بعد از حضور بایدن اقتصاد ایران برای بازگشت به سال ۱۳۹۰ باید ۶ سال متوالی رشد ۸ درصدی داشته باشد و این بدون ایجاد یک اقتصاد رقابتی آزاد، بدون روابط مستحکم بین‌المللی و باثبات و شایسته‌سالاری در انتخاب‌ها امکان‌پذیر نیست.

امید این است که بسیاری این را دیگر می‌دانند.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران