شماره امروز: ۵۴۷

| | |

برخی افراد به اشتباه تصور می‌کنند، نگفتن بخشی از حقیقت به معنای دروغگویی نیست و اگر بخشی از حقیقت را از مخاطب پنهان کنیم، مشکلی ایجاد نمی‌کند.

میثم  مهرپور

برخی افراد به اشتباه تصور می‌کنند، نگفتن بخشی از حقیقت به معنای دروغگویی نیست و اگر بخشی از حقیقت را از مخاطب پنهان کنیم، مشکلی ایجاد   نمی‌کند.

واقع آن است در پیش گرفتن یک چنین رویکردی در حوزه‌های مدیریتی و تصمیم سازی می‌تواند بسیار خطرناک باشد. از سوی دیگر باید قبول کنیم که اساسا هر دولتی تلاش می‌کند تا تصویر ارایه شده از سوی خود را با روتوش و اشکل و شمایل بهتری به مخاطب ارایه کند.در این میان، عباراتی که وزیر راه و شهرسازی در خصوص کنار گذاشته شدن قیمت مسکن مناطق 3 و 1 تهران از آمارها و کاهش متوسط قیمت تهران به 15 میلیون تومان، مطرح کرده‌اند در واقع نوعی آمارسازی و پاک کردن صورت مساله است.مانند افرادی که تصور می‌کنند اگر بخشی از حقیقت را پنهان کنند ایرادی ندارد. این رفتارها زمانی بروز می‌کند که ساختارهای مدیریتی در جوامع مختلف قادر به مهار نوسانات و کاهش میانگین قیمت مسکن و بهبود شاخص‌های اقتصادی نیستند و بنابراین بخشی که بیشتر اثر را در تورم مسکن گذاشته است را عملا حذف می‌کنند. مانند این است که یکسال نرخ عمومی تورم را که تحت تاثیر برخی اقلام خاص مثل مواد خوراکی و مسکن و... است با تغییر سال پایه و...حذف شوند و بعد نرخ تورم اعلام و گفته شود که تورم کشور مثلا 40درصد است به غیر از مواد خوراکی! به نظر می‌رسد مسوولان اقتصادی، زمانی که از پسِ حل مشکل مهار تورم و تکانه‌های اقتصادی برنیامده‌اند و از سوی دیگر روند گرانی بخش مسکن همچنان تداوم دارد، برای اینکه تصویر مطلوب‌تری از عملکرد خود ارایه کنند دست به یک چنین آمار سازی‌هایی می‌زنند.جالب اینجاست حتی اگر همین 15میلیون تومان اعلام شده از سوی آقای وزیر هم ملاک تحلیل‌ها قرار بگیرد، باز هم گویای تورم بسیار بالا در این بخش است و معنای آن این است یک جوان ایرانی اگر در تمام طول سال، سخت کار کند و هیچ خرجی در حوزه پوشاک، خوراک، حمل و نقل و...انجام نهد، باز هم در پایان سال تنها می‌تواند به اندازه 2متر مسکن در تهران پول پس انداز بکند. عموما زمانی سازمان‌ها، نهادها و مراکز آماری به این سمت می‌روند که افزایش قیمت‌ها از کنترل خارج می‌شود و در راستای آرام‌تر کردن فضای روانی جامعه دست به یک چنین اقدامی می‌زنند. هرچند ممکن است نمونه‌هایی از این نوع رفتارها در دولت‌های قبلی هم سابقه داشته باشد اما بازتاب زیادی در جامعه نداشته است.البته در برخی برهه‌ها ممکن است برخی آمارهای غیرضروری را منتشر نکنند، اما به خاطر ندارم که مثلا آمار تورم، رشد قیمت مسکن و ...دستکاری شده باشد. مساله‌ای که دولت‌های مختلف در خصوص آمارهای تورم در پیش می‌گرفتند، مرتبط با تغییر سال پایه است . بر اساس عرف سال پایه هر 5سال یک‌بار تغییر پیدا می‌کند. مثلا سال پایه 85، ساله پایه 90 و سال پایه 95 تغییراتی در تحلیل‌های آماری ایجاد شده است.این فرآیند مرتبط با این دولت یا دولت قبلی نیست و دولت‌ها معمولا با تغییر سبد مصرفی خانوارها، سال پایه را نیز تغییر می‌دادند. معتقدم این موضوعات را نباید سیاسی دید، کاری که دولت‌ها انجام می‌دهند، معمولا این است که یا آمارها را دیر اعلام می‌کنند، یا سال پایه را دچار تغییر می‌کنند تا از منظر روانی، آرامش بیشتری در بازار حاکم شود.در این مورد خاص هم فکر می‌کنم، وزیر راه و شهرسازی به دنبال بهبود تصویر عملکردی خود و وزارتخانه شان بوده‌اند، وگرنه واقعیات آماری چیزی نیستند که بتوان با فضاسازی آنها را پنهان کرد.هرچند ساختارهای مدیریتی تلاش می‌کنند تا با برخی اعداد و ارقام آماری بازی کنند، اما باید بدانیم برای مردم عادی، واقعیت‌های آماری نه در اعداد و ارقام ارایه شده توسط مسوولان بلکه در مواجهه عینی با قیمت‌ها، متبلور می‌شود. مردم به سادگی متوجه می‌شوند که آیا وضعیت مسکن بحرانی است یا نه؟ آیا قیمت اقلام مصرفی، رکورد زده یا نه؟ ونمونه‌های دیگری از این دست که ایرانیان هر روز باید با ان روبه‌رو شوند.بنابراین مسوولان این سرزمین اگر به دنبال این هستند تا عملکرد مطلوبی از آنها در حافظه عمومی مردم به یادگار بماند باید تلاش کنند تا مشکلات را به صورت زیربنایی و بنیادین حل کنند، نه با استفاده از اعداد و ارقامی که نمی‌توان زیاد روی استنادشان حساب باز کرد.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران