شماره امروز: ۵۴۷

| | |

زمانی نه‌چندان دور خیلی از ما وقتی درباره تیراندازی و به قتل رسیدن افراد در کشورهای غربی و به خصوص امریکا خبرها را می‌خواندیم خدا را شکر می‌کردیم

مریم شاهسمندی

زمانی نه‌چندان دور خیلی از ما وقتی درباره تیراندازی و به قتل رسیدن افراد در کشورهای غربی و به خصوص امریکا خبرها را می‌خواندیم خدا را شکر می‌کردیم که در ایران از این خبرها نیست. اینکه در کشور ما خرید و فروش اسلحه آزاد و آسان نیست برای خیلی ما احساس امنیت را به همراه می‌آورد، اما این احساس امنیت طی چند ماه گذشته بارها و بارها خدشه‌دار شده، خبر تیر اندازی در یکی از خیابان‌های بالای شهر تهران که در آن دو پسر جوان بر سر دختری با یکدیگر اختلاف پیدا کرده و بعد هم قرار دوئل می‌گذارند بیشتر به فیلم‌های هالیوودی شباهت دارد تا اتفاقی واقعی در جامعه‌ای مانند ایران. یا خبر کشته شدن دو نفر در خیابان‌های اهواز که بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست می‌دهند و طبق اعلام پلیس این اتفاق به خاطر اختلافات خانوادگی رخ داده و آخرین خبر هم گشته شدن دختر 16 ساله کرمانشاهی به دست برادرش آن هم با اسلحه می‌تواند چقدر به احساس آرامش و امنیت جامعه لطمه وارد کند.

اصلا خشونت‌هایی اینچنین چرا و چگونه در جامعه‌ای شکل می‌گیرند و رواج می‌یابند؟ ایران هنوز تا تبدیل شدن به کانون چنین حوادثی فاصله زیادی دارد اما آیا نباید از همین حالا فکری به حال رفع چنین معضلی بکنیم؟ خشم‌های انباشت شده روی هم می‌تواند انفجاری سهمگین را در بطن جامعه و روابط انسانی به وجود بیاورد. موضوع تنها همین چند ماه و پاندمی کرونا و خشونتی که از این اتفاق حاصل شده نیست. موضوع این است که بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان بر این باورند که جامعه ایران جامعه‌ای افسرده است که می‌تواند آبستن خشونت‌هایی به مراتب تلخ‌تر از این اتفاقات باشد. نمی‌توان تنها با برخوردهای قهرآمیز و دستگیری قاتلان و اعلام حکم اعدام مانع از این رفتارها در جامعه شد. قوانین کار خود را می‌کنند اما اخلاقیات هم باید همپای قوانین پیش بروند. اینکه بسیاری از افراد جامعه نمی‌خواهند باور کنند که نیاز به درمان‌های روحی و روانی دارند خود معضل بزرگی است که تاکنون نادیده گرفته شده است. البته که رفتن پیش روانکاو برای خیلی‌ها مثل رفتن پیش دندان پزشک است، چرا که هزینه این نشست‌ها و گفت‌وگوها آنقدر بالاست که در شرایط کنونی کمتر کسی می‌تواند از پس پرداخت چنین هزینه‌هایی بر بیاید. اما مسوولان در این رابطه چه کرده‌اند، آیا تنها اعلام کردن یک شماره تلفن برای این بتوانید با آن تماس بگیرید و مشکلات خود را بگویید و نهایتا در بازه زمانی 5 الی 10 دقیقه مشاوره دریافت کنید، می‌تواند راه‌حل مناسبی برای مشکلات روحی و روانی جامعه‌ای باشد که با انواع و اقسام بحران‌ها دست به گریبانند، از بحران کرونا گرفته تا تحریم و شرایط نامناسب اقتصادی و اجتماعی و... مسوولان چقدر به سلامت روان مردم اهمیت می‌دهند، خانواده چقدر به سلامت روان فرزندانشان اهمیت می‌دهند و در آخر هر کدام از ما چقدر به سلامت روان خود اهمیت می‌دهیم. فرار از مسوولیت نمی‌تواند راه‌حل مناسبی برای این معضل باشد. بسیاری از پدر و مادرها در مورد سلامت روان فرزندانشان اطلاعات مناسبی ندارند، چون حتی در مورد سلامت روان خود هم چیز زیادی نمی‌دانند. مسوولان اما تاکنون این معضل را در اولویت قرار نداده‌اند، هر از گاهی خبری مبنی بر اینکه فلان رواشناس در مورد فلان بحران حرف زده و سازمان بهزیستی هم شماره‌ای برای اعلام مشکلات اعلام کرده چه کار هدفمند دیگری در این زمینه انجام شده است. هر انسان علاوه براین که برای زنده ماندن به غذا و آب احتیاج دارد، برای درست زندگی کردن هم به غذای روح احتیاج دارد، چیزی که در سال‌های زیادی در سایه فشارهای اقتصادی و اجتماعی از یاد رفته و تازه وقتی به آن فکر می‌کنیم که اتفاقات خشونت باری در کشور رخ می‌دهد. این شرایط کنونی حتی می‌تواند بسیار آسیب زا‌تر باشد. در حال حاضر بسیاری از مردم به واسطه کرونا شغل خود را از دست داده‌اند، وضعیت اقتصادی خانواده‌های بسیاری دگرگون شده و مشکلات هر روز بیشتر از روز قبل بر مردم سایه می‌افکند. در چنین شرایطی اگر نتوانیم فکری به حال وضعیت روحی و روانی افراد جامعه بکنیم، هر لحظه می‌تواند اتفاق سهمگین و غیرقابل کنترلی رخ بدهد. 

 

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران