شماره امروز: ۵۴۷

| | |

افکار عمومی این روزها ابهامات بسیاری در خصوص آینده بورس دارد و این ابهام یکی از مهمترین موضوعاتی است که این روزها مردم و مخاطبان اقتصادی به دنبال آگاهی از ابعاد و زوایای گوناگون آن هستند. واقع آن است

چشم انداز  تحولات آینده بورس

افکار عمومی این روزها ابهامات بسیاری در خصوص آینده بورس دارد و این ابهام یکی از مهمترین موضوعاتی است که این روزها  مردم و مخاطبان اقتصادی به دنبال آگاهی از ابعاد و زوایای گوناگون آن هستند. واقع آن است که پیش از این، بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی که نگاهی عمیق‌تر به مقوله فعل و انفعالات اقتصادی و امور مربوط به مسائل مالی داشتند وقوع یک چنین حوادثی در بازار سرمایه را پیش بینی می کردند و نسبت به وقوه آن هشدار داده بودند. اما توجه لازم به موارد تذکر داده شده از سوی تصمیم سازان صورت نگرفت تا بازار سرمایه کشور وارد دوره ای از نوسان شود. متاسفانه علی رغم تاکید بسیار بر عدم ارسال سیگنال‌های مرتبط با بیمه‌گری دولت، از رئیس جمهور تا وزرا، مکررا و به‌طور مستمر سیگنال های مثبت حمایتی نسبت به بورس فرستادند و این رویکردهای حمایتی در نهایت اثر مخرب خود را بر روی شاخص‌های رشد بازار به‌جای گذاشتند.  بارها در جریان ارزیابی‌های تحلیلی در رسانه‌ها و در نامه ۲۵ اقتصاد دان به رئیس جمهور روی این نکته تاکید شد که بورس محل حضور و دخالت دولت نیست، اما در نهایت و علی رغم این هشدارها این سیگنال‌ها تداوم یافت. دولت باید اجازه دهد تا بازار کار خودش را انجام بدهد. بازار نیازی به حمایت های اینچنینی ندارد؛ دولت اگر به دنبال رشد بورس و ثبات در این بازار است باید ابتدا زیرساختهای لازم را فراهم کند و در مرحله بعد تلاش برای از میان برداشتن انحصار را در دستور کار قرار دهد. اما متاسفانه به جای ایجاد این زیرساختها در حوزه‌های سخت و افزاری و نرم افزاری برای نهادینه شدن فعالیت‌های مولد اقتصادی، شاهد دخالت های گاه و بیگاه دولت در امور جاری و تخصصی بورس هستیم. اما  خطاب به آن دسته از افرادی  که اصولا نگاه بلند مدت به سرمایه گذاری دارند، باید گفته شود که این ریزش ها در بازار سرمایه از منظر اقتصادی باید رخ میداد و امری لاجرم محسوب میشود. اصلاحاتی که باعث خواهد شد بورس  در مسیر درست و اصولی خود قرار گیرد و صاحب نقش واقعی خود در اقتصاد کشور شود. 

جالب است بدانید بورس در صد سال گذشته در اکثر کشورهای دنیا از پر بازده ترین بازارهای مالی بوده است و احتمالا همچنان نیز خواهد بود. موضوع دیگر آن است که طی دو روز گذشته ۴ هزار میلیارد  پول حقیقی از بازار خارج شده است و در ازای آن پول حقوقی ها وارد بازار شده است. اثراتی که این تحولات روی شاخص بورس و سایر شاخص ها به‌جای می گذارد می تواند سوژه تحقیقات و پژوهش های دامنه داری باشد، چرا که بدون تردید در چشم انداز آینده اقتصاد نیز اثرات خود را خواهد داشت.  

باید توجه داشت در این جابه جایی ، هیچ نقدینگی ایجاد نمی شود. در واقع اساسا هم این تفسیر که بورس سرمایه های سرگردان را جذب می کند، نادرست است  و هم این گزاره که این تحولات باعث  تورم و خلق نقدینگی می شود. در بازارهای ثانویه مالی پول از عده ای به عده دیگر منتقل می شود. در عرضه های اولیه البته شرایط متفاوت است و نقدینگی  از سطوح نقد شوندگی بالا مانند M0 و M1 به نقد شوندگی پایین تر M3 یا M4 

تبدیل می شود. پس با این توضیحات چه چیزی برای پژوهش در این خصوص می تواند جالب باشد. اگر agent ها را به جای یکسان بودن دو نوع حقیقی و حقوقی در نظر بگیریم، احتمالا خروج پول حقیقی و ورود پول حقوقی ها در کوتاه مدت آثار متفاوتی بر بازارها داشته باشد. مثلا انتظار اینکه بخشی از پول حقیقی به بازار کالا و خدمات متقل شود بسیار بیشتر است.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران