شماره امروز: ۵۴۷

| | |

مجموعه اخبار و تحلیل‌هایی که این روزها در خصوص طرح گشایش‌های اقتصادی مطرح می‌شود، ذیل عنوان ضرورتی در ادبیات اقتصادی قرار می‌گیرند که می‌توان آن را در کلاسه موضوعی «جبران کسری بودجه»

عباسعلی ابونوری

مجموعه اخبار و تحلیل‌هایی که این روزها در خصوص طرح گشایش‌های اقتصادی مطرح می‌شود، ذیل عنوان ضرورتی در ادبیات اقتصادی قرار می‌گیرند که می‌توان آن را در کلاسه موضوعی «جبران کسری بودجه» طبقه‌بندی کرد. بنابراین برای ارزیابی درست ایده رییس‌جمهوری در خصوص عرضه نفت در بازارسرمایه باید بستری که یک چنین نیازی را ایجاد کرده، برررسی کرد. مهم‌ترین تجربه ایران از مساله کسری بودجه پیش از این در دوران 8ساله جنگ ایران و عراق بروز کرده بود و ایران به‌طور متوسط در تمام سال‌هایی که یک جنگ همه‌جانبه را بر کشورمان تحمیل کرده بودند با کسری بودجه حداقل 50درصدی مواجه بود. باید دید که نحوه تصمیم‌سازی‌های اقتصادی کشورمان در آن سال‌ها و در دهه60خورشیدی به چه صورتی بود که اقتصاد ایران می‌توانست با کمترین تکانه‌های تورمی، حفره‌های بودجه‌ای خود را ساماندهی کند و کشتی معیشت کشور به‌صورت طبیعی در اقیانوس مناسبات اقتصادی داخلی و خارجی فعالیت می‌کرد. دقت کنید که در آن سال‌ها، اقتصاد ایران تقریبا یک دهه (8سال) با چالش جنگ مواجه بود در حالی که تحریم‌های اقتصادی علیه کشورمان تنها یک الی دو سال است که به‌شکل بسیار حاد و همه‌جانبه درآمده است. ضمن اینکه در دهه 60 هم فروش نفت‌مان کم بود و هم سایر منابع اقتصادی به‌دلیل انقلاب با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو شده بود. از آنجایی که کشورهای قدرتمند سلاح و تجهیزات لازم را نیز به ایران نمی‌فروختند، ایران ناچار بود تا سلاح‌های مورد نیاز خود را به چندین برابر قیمت واقعی خود از بازار آزاد تهیه کند. پرسشی که امروز باید به آن پاسخ داده شود این است که مدیران اقتصادی کشورمان طی سال‌های گذشته چه کرده‌اند که این همه تکانه در فضای اقتصادی و معیشتی کشورمان بروز کرده است و چه شده که این همه کسری و حفره در ساختار بودجه لانه کرده است. در این میان اگر تصور شود که تنها دولت و ساختار اجرایی مسوولیت مجموعه‌ای مشکلات مدیریتی و راهبردی را به عهده دارد، اولین اشتباه استراتژیکی است که ارایه می‌شود.

اما باید توجه کرد سرنخ همه مشکلات اقتصادی و مدیریتی فقط به دولت آشکار ختم نمی‌شود، دولت‌های پنهان هم در سیستم اقتصادی ما وجود دارند که متاسفانه نفوذ بسیاری هم در اقتصاد و مدیریت دارند. این دولت‌های پنهان حتی ابایی از این ندارند که بر دامنه مشکلات و سردرگمی‌های اقتصادی افزوده شود تا دستاوردهای اقتصادی دولت کاهش پیدا کند و افکار عمومی تنها دولت را مقصر شرایط فعلی اقتصاد بداند و به هرجهت تحریم‌های اقتصادی، کاهش درآمدهای نفتی، مشکل حمل و نقل پول، کاهش صادرات غیر نفتی و... باعث شده تا دولت در سال99 دچار کسری بودجه حادی شود و خطر بزرگ‌تر آن است که این چشم‌انداز از کسری، نه فقط برای دولت دوازدهم بلکه برای دولت آینده هم وجود دارد. دولت در حال حاضر فقط به‌طور موقت تلاش می‌کند تا ظاهر اقتصاد و تولید را بهبود یافته ارایه کند و طوری مشکلات اقتصادی را ترمیم کند که برای دوره‌ای موقت تداوم داشته باشد. یکی از مشکلات اقتصادی کشور ما همین است؛ اینکه دولت‌ها بدون توجه به افق‌های بلندمدت تلاش می‌کنند تا در کوتاه‌مدت کمی از مشکلات را کاهش دهند. یعنی یک زمانی دولت می‌توانست بحث افزایش قیمت حامل‌های انرژی را به‌صورت تدریجی دنبال کند، اما در زمانی که باید این تصمیم را اخذ می‌کرد در شمایل قهرمان‌ها در رسانه‌ها حاضر می‌شد و اعلام می‌کرد که دولت با افزایش قیمت حامل‌های انرژی مخالف است. این می‌شود که چند سال بعد دولت ناچار به افزایش قیمت می‌شود و آن تاخیر باعث بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... می‌شود. این در حالی است که اقتصاد ایران احتیاج به جراحی بزرگ و اصلاحات عمیق دارد؛ اما دولت‌ها در ایران هرگز به شکل ساختاری کاری برای اصلاح بودجه انجام نداده‌اند. تا زمانی که این اصلاح در رویکردها صورت نگیرد و عناصر مشکل‌ساز بودجه حذف نشود با بروز هز متغیر تازه‌ای اقتصاد در سیاه‌چاله‌های عمیق اقتصادی پرتاب می‌شود. از سوی دیگر چون برنامه‌های نظارتی بر بودجه و گزارش‌های اقتصادی برآمده از آن به گونه‌ای نیست که جلوی تکرار مشکلات را بگیرد؛ ما شاهد این هستیم که مشکلات مشابهی در برهه‌های زمانی متفاوت در فضای اقتصادی کشورمان بروز می‌کند و تصمیمات متضادی هم در خصوص آنها اتخاذ می‌شود. مثل تصمیماتی که ناگهان در خصوص جهش بورس بدون بسترسازی لازم صورت می‌گیرد؛ یعنی مسیری که سایر کشورهای توسعه‌یافته مثلا در طول چند قرن و چندین دهه طی کرده‌اند، ناگهان اقتصاد ایران در عرض چند هفته و ماه طی می‌کند؛ طبیعی است که نتایج مورد نظر که در سایر کشورها ثبت شده به دست نمی‌آید. یا ایده‌هایی که برای عرضه نفت در بازار سرمایه مطرح شده، چون بستر و زیربنای مناسبی ندارد؛ بدون تردید به نتایج مورد نظر نخواهد رسید. طرح گشایش‌های رییس‌جمهوری هم در یک چنین اتمسفری مطرح شده و طبیعی است که در نهایت تحت تاثیر این فضای اقتصادی غیرسامان‌یافته از اهداف ترسیمی‌اش دور خواهد شد. راهکار مناسب آن است که یک‌بار برای همیشه اصلاحات ساختاری لازم برای اصلاح بودجه در کشور انجام شود تا تصویر واقعی اقتصاد ایران در بودجه منعکس شده باشد، نه تصاویری غیرواقعی و رویایی از اقتصادی که هنوز راه خود به سمت توسعه را پیدا نکرده است.

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران