شماره امروز: ۵۴۷

| | |

واقع آن است که بازار بورس هم تابعی از سایر گزاره‌های اقتصادی است و چشم‌اندازهای پیش روی این بازار را باید با منطق اقتصادی کشور و مبتنی بر اعداد و ارقام شفاف تحلیل و ارزیابی کنیم.

علیرضا   سلیمی

واقع آن است که بازار بورس هم تابعی از سایر گزاره‌های اقتصادی است و چشم‌اندازهای پیش روی این بازار را باید با منطق اقتصادی کشور و مبتنی بر اعداد و ارقام شفاف تحلیل و ارزیابی کنیم.  

اینکه شاخص‌های رشد بورس به صورت ناگهانی و یک‌باره چنین رشدهایی را به ثبت برساند به همان اندازه که می‌تواند خبری خوشحال‌کننده باشد، می‌تواند آلارم‌های هشدار را نیز برای مسوولان و تصمیم‌سازان ما به صدا درآورد که چنانچه با تدبیر با موضوعات اقتصادی و معیشتی برخورد نکنند در ادامه می‌تواند مشکلات فراوانی را ایجاد کند. به هر حال اقتصاد ایران تجربه مشکلاتی مثل موسسات پولی و مالی را پشت سر گذاشته است؛ مشکلاتی که تبعات زیان بار آن برای اقتصاد کشورمان تا همین امروز نیز ادامه دارد. در موضوع استقبال عمومی از بورس هم شاهد آن هستیم که برخی افراد همه دارایی‌هایشان را فروخته‌اند و با آن وارد بازار بورس شده‌اند تا به خیال خود از این بازار پر سود بهره مند شوند. باید دقت کرد تا مشکل موسسات پولی و مالی این‌بار در بورس ظهور نکند و مشکل ساز نشود. تبعات مشکلاتی که ممکن است به دلیل ضرر و زیان مردم در این حوزه بروز و ظهور پیدا کند بسیار وسیع‌تر از نمونه‌های قبلی است، چرا که این‌بار طیف وسیعی از مردم سرمایه‌های خود را وارد این بازار کرده‌اند. به هر حال آقای روحانی با استفاده از تمام ابزارهای ممکن استفاده کرده است تا بودجه مورد نیاز خود را تامین کند. در این مسیر اوراق مالی چاپ کرده؛ سهام بنگاه‌های دولتی را عرضه کرده و... دولت در واقع حدود 180 هزار میلیارد تومان از طریق اوراق مالی تامین کرده است. یعنی حتی بخشی از سرمایه‌هایی که به آنها سرمایه‌های میان نسلی گفته می‌شود در این دولت تبدیل به نقدینگی شده تا از آنها برای حل مشکلات جاری استفاده شود و این روند همچنان نیز ادامه دارد. اگر بخواهیم رفتار دولت را در این خصوص شبیه‌سازی کنیم می‌توانیم بگوییم که دولت مثل بچه پولداری عمل کرده که هم ارث و میراث پدری‌اش را خرج کرده، هم به دارایی‌های سایر وراث دست‌درازی کرده و هم وام‌های سنگین گرفته و هم از طریق قرض سعی کرده تا روزگار خود را سپری کند. در حالی که این فرد می‌بایست با سرمایه‌ای که داشت زیربنای یک کار و کاسبی پر سود را راه‌اندازی می‌کرد تا در مواقع مورد نیاز از آنها استفاده کند. اما دولت نه تنها چنین کاری نکرده بلکه به دنبال فروش املاک و دارایی‌هایی رفته که دارایی‌های نسل‌های آینده محسوب شده‌اند. با این توضیحات نکته‌ای که به نظرم در خصوص استقبال مردم از سرمایه‌گذاری در بورس باید مورد توجه قرار بگیرد؛ ضرورت تدوین پیوست‌های آموزشی، فرهنگی و...برای این امر است. یعنی هر تصمیم اقتصادی کلانی که در دولت گرفته می‌شود باید پیوست‌های آموزشی آن قبلا فراهم شده باشد. باید رسانه‌های عمومی به کار گرفته شوند تا ضرورت‌های آموزشی این اقدامات را برای مردم تشریح کنند. مردم باید بدانند که بورس یک اتمسفر پر ریسک است و همانطور که می‌تواند منشأ سود باشد می‌تواند خطرساز هم باشد. این اطلاعات از طریق آموزش‌های لازم به مردم منتقل می‌شود تا اقشار مختلف با چشم باز‌تر وارد سرمایه‌گذاری در این فضا شوند. در حال حاضر متاسفانه بسیاری از گروه‌های مردمی اطلاعالت مناسبی در این زمینه ندارند و این موضوع می‌تواند درآینده مشکلات فراوانی را هم برای مردم و هم برای ساختار‌های اقتصادی ایجاد کند.٭نماینده مجلس دهم

 

اخبار مرتبط

ارسال نظر

نظر کاربران